یادداشت؛
الان؟ یا الان؟!
شوخی با بحرانها، تنشها و چالشهای زندگی، یکی از رایجترین سازوکارهای دفاعی ایرانیان است؛ رفتاری که همواره در فرهنگ عمومی وجود داشته و در سالهای اخیر، با گسترش شبکههای اجتماعی، بیش از گذشته در معرض دید قرار گرفته است. در بسیاری از دورههای دشوار، شوخیها و تکیهکلامهای برآمده از همان بحرانها، نقش مُسکنی موقت برای تحمل شرایط ایفا کردهاند.
شوخی با بحرانها، تنشها و چالشهای زندگی، یکی از رایجترین سازوکارهای دفاعی ایرانیان است؛ رفتاری که همواره در فرهنگ عمومی وجود داشته و در سالهای اخیر، با گسترش شبکههای اجتماعی، بیش از گذشته در معرض دید قرار گرفته است. در بسیاری از دورههای دشوار، شوخیها و تکیهکلامهای برآمده از همان بحرانها، نقش مُسکنی موقت برای تحمل شرایط ایفا کردهاند.
با این حال، برخی از این اصطلاحات به دلیل تداوم مشکلات، به تدریج از یک شوخی گذرا فراتر رفته و به بخشی از ادبیات روزمره جامعه تبدیل میشوند. یکی از نمونههای شناختهشده آن، عبارت «الان؟ یا الان؟!» است؛ اصطلاحی که در سالهای اخیر بارها برای توصیف روند شتابان افزایش قیمتها به کار رفته است.
فشارهای اقتصادی روزبهروز بیشتر میشود و شکافهای معیشتی نیز همزمان با آن، عمیقتر و گستردهتر شدهاند. تا دو دهه پیش، اگر قرار بود از تفاوت قیمت یک کالا یا خدمت سخن گفته شود، معمولاً فاصله زمانی یکساله یا چندماهه ملاک مقایسه بود. امروز اما شرایط به گونهای دیگر رقم خورده است؛ فاصله میان قیمتها آنقدر کوتاه شده که پرسش «الان؟ یا الان؟!» به یکی از رایجترین واکنشهای مردم در برابر تغییرات بازار تبدیل شده است؛ عبارتی که گاه حتی از زبان برخی مسئولان نیز شنیده میشود.
رواج این اصطلاح طنزآمیز، در واقع ویترینی از وضعیت معیشت خانوارهای ایرانی است؛ ویترینی که از فقدان ثبات اقتصادی و ناکامی راهکارهای مختلف برای مهار افزایش قیمتها حکایت دارد. پشت این شوخی ظاهراً ساده، واقعیتهای تلخی نهفته است؛ از ابهام نسبت به آینده خانوادهها و جوانان گرفته تا کوچکتر شدن سفرهها، کاهش توان تأمین نیازهای ضروری، آسیب به سلامت اقشار متوسط و کمدرآمد، حذف بسیاری از برنامهها و اهداف زندگی و افزایش فشارهای روانی و اجتماعی.
شاید «الان؟ یا الان؟!» در ظاهر یک شوخی روزمره باشد، اما تکرار مداوم آن، روایتگر تجربهای جمعی از بیثباتی اقتصادی است؛ تجربهای که پشت لبخندهای از سر ناچاری پنهان شده و هر روز بیش از گذشته خود را در زندگی مردم نشان میدهد.
نویسنده: اشکان جهان آرای

