صدای معلمان فراموششده؛
چرا معلمی که آینده میسازد، خودش آینده شغلی ندارد؟
سالهاست از کیفیت آموزش، عدالت آموزشی و نقش بیبدیل معلم در توسعه کشور سخن گفته میشود، اما در سوی دیگر، هزاران معلم نیروی آزاد مدارس غیردولتی همچنان با دغدغههایی چون امنیت شغلی، بیمه، حقوق و آینده حرفهای دستوپنجه نرم میکنند. پرسش اینجاست که آیا میتوان از معلم انتظار ساختن آینده را داشت، در حالی که خود او نسبت به آینده شغلیاش اطمینان ندارد؟
به گزارش خبرنگار دسترنج ۲۴،نظام آموزشی، ستون فقرات توسعه هر جامعه است و معلم، مهمترین سرمایه این نظام. با این حال، بخشی از معلمان کشور سالهاست در وضعیتی فعالیت میکنند که از بسیاری از مؤلفههای یک اشتغال پایدار بیبهرهاند.
معلمان نیروی آزاد مدارس غیردولتی، امروز دیگر تنها از حقوق یا مزایا سخن نمیگویند؛ آنچه بیش از هر چیز مطالبه میکنند، «امنیت شغلی» و «تعیین تکلیف» است. این مطالبه، صرفاً یک خواسته صنفی نیست، بلکه مطالبهای برای حفظ کرامت حرفهای معلم است.
کیفیت آموزش، از کلاس درس آغاز نمیشود
هر زمان سخن از افت کیفیت آموزش به میان میآید، نگاهها معمولاً به محتوای کتابهای درسی، شیوههای تدریس یا امکانات آموزشی معطوف میشود؛ اما کمتر به این واقعیت توجه میشود که کیفیت آموزش، پیش از آنکه در کلاس درس شکل بگیرد، در وضعیت معیشتی و روانی معلم ریشه دارد.
معلمی که نگران تمدید قرارداد، پرداخت حق بیمه یا آینده شغلی خود است، ناگزیر بخشی از توان ذهنی و روانی خود را صرف دغدغههایی میکند که ارتباطی با آموزش ندارد. این واقعیت را نمیتوان با شعار یا آمار نادیده گرفت.
سرمایه انسانی، هزینه نیست
یکی از خطاهای رایج در سیاستگذاری، نگاه هزینهمحور به نیروی انسانی است. در حالی که در نظامهای آموزشی موفق، معلم نه یک هزینه، بلکه یک سرمایه بلندمدت تلقی میشود.
سرمایهگذاری بر امنیت شغلی، بیمه و معیشت معلمان، در واقع سرمایهگذاری بر کیفیت آموزش، کاهش آسیبهای اجتماعی و توسعه آینده کشور است. هر ریالی که برای ایجاد آرامش شغلی معلم هزینه میشود، در آینده به شکل افزایش بهرهوری و ارتقای سرمایه انسانی بازخواهد گشت.
تجربه را نباید از دست داد
بخش قابل توجهی از معلمان نیروی آزاد، سالها تجربه تدریس در مدارس غیردولتی دارند. این تجربه، سرمایهای است که به آسانی به دست نیامده است.
اگر سیاستهای جذب و ساماندهی به گونهای طراحی شود که این نیروهای باتجربه از چرخه آموزش کنار گذاشته شوند، نظام آموزشی ناچار خواهد بود برای تربیت نیروهای جدید، هزینه و زمان بیشتری صرف کند. حفظ تجربه، یکی از اصول مدیریت منابع انسانی است؛ اصلی که نباید در تصمیمگیریهای آموزشی نادیده گرفته شود.
اعتماد با وعده ساخته نمیشود
یکی از مهمترین آسیبهای سالهای اخیر، فاصله میان وعدهها و اجراست. معلمان نیروی آزاد بارها از طرحها، برنامهها و وعدههای مختلف شنیدهاند، اما آنچه بیش از هر چیز اعتماد را بازسازی میکند، تصمیمات عملی، زمانبندی مشخص و اجرای دقیق مصوبات است.
اعتماد اجتماعی، محصول عملکرد است، نه تکرار وعدهها.
مسئلهای فراتر از یک مطالبه صنفی
برخی ممکن است مشکلات معلمان نیروی آزاد را صرفاً یک مطالبه شغلی تلقی کنند، اما واقعیت این است که این موضوع مستقیماً با کیفیت آموزش کشور گره خورده است.
وقتی معلم احساس امنیت، ثبات و کرامت شغلی داشته باشد، با انگیزه بیشتری در کلاس درس حاضر میشود و این انگیزه، به دانشآموز، خانواده و در نهایت به کل نظام آموزشی منتقل خواهد شد.
سخن آخر
آینده آموزش را نمیتوان بر پایه نااطمینانی بنا کرد. اگر قرار است عدالت آموزشی از مرحله شعار عبور کند، باید عدالت شغلی برای معلمان نیز محقق شود.
تعیین تکلیف وضعیت معلمان نیروی آزاد مدارس غیردولتی، نه یک امتیاز ویژه و نه مطالبهای خارج از چارچوب قانون است؛ بلکه گامی در مسیر تقویت سرمایه انسانی کشور است. هر تصمیمی که امنیت شغلی معلمان را افزایش دهد، در نهایت به سود دانشآموزان، خانوادهها و نظام آموزشی خواهد بود.
شاید زمان آن رسیده باشد که سیاستگذاران، پیش از آنکه از معلمان انتظار تربیت نسل آینده را داشته باشند، آینده خودِ معلمان را روشنتر از گذشته ترسیم کنند.

