یک پرسش از مدیر کل تأمین اجتماعی مازندران؛

حمایت از تولید؛ پشت تریبون آسان، پشت باجه تأمین اجتماعی دشوار؟

کد خبر: 2550
|

مدیرکل تأمین اجتماعی مازندران در گفت‌وگو با یکی از رسانه‌ها، از «شراکت راهبردی با کارفرمایان» و حمایت حداکثری از تولید سخن گفته است؛ رویکردی که در شرایط اقتصادی امروز، امیدبخش و قابل توجه به نظر می‌رسد. اما پرسش اینجاست که آیا این نگاه در همه سطوح اجرایی سازمان نیز به همان اندازه که در سخنان مدیران مطرح می‌شود، برای کارفرمایان قابل لمس است؟

کد خبر: 2550
|

به گزارش خبرنگار دسترنج ۲۴،تأمین اجتماعی و تولید، دو حلقه به‌هم‌پیوسته اقتصاد کشور هستند. هرچه تولید و اشتغال پایدارتر باشد، منابع سازمان نیز تقویت می‌شود و هرچه خدمات این سازمان کارآمدتر باشد، امنیت خاطر بیشتری برای کارفرمایان و کارگران فراهم خواهد شد. از همین رو، اظهارات اخیر مدیرکل تأمین اجتماعی مازندران درباره تعامل با کارفرمایان و پرهیز از فشار بر بخش خصوصی، می‌تواند نشانه‌ای از یک رویکرد مثبت و قابل استقبال باشد.

با این حال، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، فاصله میان سیاست‌های اعلامی و تجربه عملی مخاطبان است. در سال‌های گذشته، برخی فعالان اقتصادی در نقاط مختلف کشور دغدغه‌هایی درباره پیچیدگی برخی فرآیندهای اداری، طولانی شدن رسیدگی به پرونده‌ها، نحوه اجرای برخی مقررات بیمه‌ای و دشواری پیگیری مطالبات خود مطرح کرده‌اند. هرچند این مسائل ممکن است در همه شعب یا برای همه مراجعان یکسان نباشد، اما نشان می‌دهد که همچنان ظرفیت‌هایی برای بهبود وجود دارد.

اگر کارفرمایان، آن‌گونه که مدیرکل تأمین اجتماعی مازندران عنوان کرده، «شرکای راهبردی» سازمان هستند، این شراکت باید در عمل نیز نمود داشته باشد؛ از کاهش بروکراسی و تسریع در ارائه خدمات گرفته تا استفاده از ظرفیت‌های قانونی برای همراهی با واحدهای تولیدی در شرایط دشوار اقتصادی.

بی‌تردید، حفظ اشتغال در مازندران نتیجه همکاری کارفرمایان، کارگران و دستگاه‌های اجرایی است و استمرار این روند، نیازمند اعتماد متقابل و اقدامات عملی خواهد بود.

در نهایت، وعده حمایت از تولید زمانی بیشترین اثر را خواهد داشت که کارفرما، این حمایت را نه فقط در گفت‌وگوهای رسانه‌ای و تریبون‌های رسمی، بلکه هنگام مراجعه به شعب تأمین اجتماعی، در سرعت خدمات، شفافیت رویه‌ها و سهولت انجام امور اداری نیز احساس کند. شاید مهم‌ترین پرسش امروز همین باشد؛ آیا «شراکت راهبردی» در میدان عمل نیز به همان اندازه که در سخن گفته می‌شود، قابل تجربه است؟

دیدگاه خود را بنویسید