تحلیل گفت‌وگوی دسترنج ۲۴ با دکتر فاطمی، نماینده بابل

بازنشسته با عددها زندگی نمی‌کند؛ هشدار فاطمی درباره شکاف حقوق و معیشت!

کد خبر: 2396
|

هفته تأمین اجتماعی در حالی از راه رسیده که میلیون‌ها بازنشسته و بیمه‌شده، بیش از هر زمان دیگری نگران آینده معیشت خود هستند. از بدهی ۱۲۰۰ همتی دولت به این صندوق بین‌نسلی تا فرار بیمه‌ای، حقوق‌های ناکافی و بی‌سرانجامی مطالبات اساتید حق‌التدریس، همه نشانه‌ها می‌گوید مسئله فقط یک بحران اداری نیست؛ پای سفره مردم در میان است.

کد خبر: 2396
|

به گزارش دسترنج ۲۴،هفته تأمین اجتماعی در سال ۱۴۰۵، با شعارهای بلند از «تحول دیجیتال» و «پویایی خدمات» آغاز شده است؛ اما وقتی از پشت دیوارهای اداری و به میان سفره‌های خالی بازنشستگان و ناله اساتید حق‌التحصیل می‌رویم، شکاف عمیقی میان «شعارهای رسمی» و «واقعیت‌های تلخ معیشتی» نمایان می‌شود.

آنچه امروز در بدنه تأمین اجتماعی می‌گذرد، دیگر تنها یک بحث فنی درباره «ناترازی منابع و مصارف» نیست؛ ما با یک بحران میان‌نسلی و یک چالش عدالت در توزیع منابع روبرو هستیم که اگر به سرعت با یک «جراحی سخت» درمان نشود، می‌تواند به مرز ورشکستگی صندوق‌های سرمایه مردم برسد.

فریب اعداد؛ وقتی افزایش حقوق، معیشت را ترمیم نمی‌کند

گفت‌وگوهای اخیر با دکتر فاطمی، نماینده بابل، زنگ خطری را به صدا درآورده است که نباید از آن گذشت: افزایش حقوق بازنشستگان اگر صرفاً در قالب «درصد» و بدون در نظر گرفتن «مزایای جانبی» (مانند حق مسکن، حق اولاد و کمک‌هزینه معیشتی) باشد، تنها یک بازی با اعداد است. در اقتصاد تورمی امروز، اگر حقوق پایه با مزایا هم‌گام نباشد، افزایش حقوق عملاً اثر خود را در برابر تورم از دست می‌دهد و تنها در آمارهای رسمی دیده می‌شود، در حالی که قدرت خرید واقعی بازنشسته در بازار، رو به سقوط است.

 جراحت ۱۲۰۰ همتی؛ وقتی بدهکاران بزرگ، حقوق مردم را می‌بلعند

بحران ناترازی تأمین اجتماعی، محصول بی‌تدبیریِ صرف نیست؛ بلکه نتیجه‌ی «بی‌انضباطی مالی» بدهکاران بزرگ است. وقتی از رقم ۱۲۰۰ همت بدهی دولت و شهرداری‌ها به صندوق تأمین اجتماعی سخن می‌گوییم، در واقع از «تضییع حق‌الناس» صحبت می‌کنیم.

بسیاری از منابعی که باید صرف درمان بیمه‌شدگان و مستمری بازنشستگان شود، در جیب شهرداری‌ها و بنگاه‌های اقتصادی بزرگ در گردش است. تعلل در وصول این مطالبات، به معنای اجازه دادن به غارت منابع عمومی است. سازمان تأمین اجتماعی باید از ابزارهای قانونی خود برای توقیف حساب بدهکاران استفاده کند؛ چرا که هر روز تعلل، یعنی فشار بیشتر بر دوش کسی که سال‌ها برای امنیت اجتماعی خود هزینه کرده است.

سقوط ارزش علم؛ پرونده سیاه اساتید حق‌التحصیل

اما دردناک‌ترین بخش این بحران، جایی است که «علم» در برابر «معیشت» شکست می‌خورد. وضعیت اساتید حق‌التحصیل، نمادی از سقوط ارزش کار در کشور است. وقتی یک استاد دانشگاه با کلاس‌های پرجمعیت، دستمزدی دریافت می‌کند که حتی هزینه رفت‌وآمد او را پوشش نمی‌دهد، ما با یک بحران هویت علمی روبرو هستیم.

فراتر از دستمزد ناچیز، «جنایت در حق سوابق بیمه‌ای» اساتید، لایه‌ای تاریک‌تر از این فاجعه است. دور زدن قوانین بیمه توسط دانشگاه‌ها و رد کردن سوابق بیمه‌ای اساتید، آن‌ها را در آستانه یک بازنشستگی بی‌سابقه‌ و ناامیدکننده قرار داده است. این اساتید که آینده علمی کشور را می‌سازند، اکنون خود در انتظار «اعتبار بخشی به سوابق» و «حذف آیین‌نامه‌های دست‌وپاگیر» هستند؛ مطالبه‌ای که پاسخ آن تنها در اختیار وزارت علوم است.

 فرار بیمه‌ای؛ دستبرد به آینده کارگران

در لایه‌های زیرین کارگری نیز، ما با پدیده «فرار بیمه‌ای» روبرو هستیم. گزارش‌های مدیرکل تأمین اجتماعی مازندران، از یک واقعیت تکان‌دهنده پرده برمی‌دارد: کارفرمایانی که با ثبت حقوق‌های صوری و حداقلی، در واقع دارند به آینده بازنشستگی کارگر دستبرد می‌زنند. این نوع تقلب، نه تنها درآمد سازمان را کاهش می‌دهد، بلکه در آینده، کارگر را با حقوقی ناچیز و بی‌ارزش در دوران پیری روبرو خواهد کرد.

از شعار تا فیش حقوقی

هفته تأمین اجتماعی باید فرصتی برای «پاسکاری مسئولیت‌ها» نباشد؛ جایی که استانداری‌ها، وزارتخانه‌ها و سازمان‌های اجرایی، صرفاً با دریافت آمار و ارقام از فعالان صنفی، به بازی «تکلیف نداریم» مشغول شوند.

ما در دسترنج ۲۴ معتقدیم که تحول در تأمین اجتماعی، نه با هوشمندسازی خدمات در فضای مجازی، بلکه با «شفافیت در وصول مطالبات»، «جلوگیری از فرار بیمه‌ای» و «ترمیم واقعی قدرت خرید» محقق می‌شود.

آقای وزیر و مسئولان ارشد کشور! سرمایه‌های علمی و نیروهای کار کشور، منتظر تصمیماتی هستند که از سطح شعار فراتر برود و در فیش حقوقی آن‌ها، معنای واقعی «امنیت اجتماعی» را رقم بزند.

 

 

دیدگاه خود را بنویسید