از نگاه سردبیر؛

تأمین اجتماعی؛ وقتی صندوق کارگران به صندوق جبران کسری دولت تبدیل می‌شود

کد خبر: 2276
|

هر بار که دولت با کمبود منابع روبه‌رو می‌شود، نگاه‌ها به سازمان تأمین اجتماعی می‌چرخد؛ صندوقی که نه از بودجه عمومی، بلکه از حق بیمه میلیون‌ها کارگر و کارفرما شکل گرفته است. پرسش اینجاست که آیا این سازمان هنوز یک صندوق بین‌نسلی است یا به تدریج به خزانه‌ای برای حل مشکلات مالی دولت‌ها تبدیل شده است؟

کد خبر: 2276
|

به گزارش خبرنگار دسترنج ۲۴،سازمان تأمین اجتماعی، بزرگ‌ترین نهاد بیمه‌ای کشور، این روزها بیش از هر زمان دیگری با بحران اعتماد مواجه است؛ بحرانی که شاید از کمبود منابع مالی هم خطرناک‌تر باشد. بازنشسته‌ای که نگران پرداخت مستمری خود است، کارگری که آینده‌اش را در هاله‌ای از ابهام می‌بیند و کارفرمایی که هر ماه سهم بیمه را پرداخت می‌کند، همه یک سؤال مشترک دارند؛ پولی که سال‌ها برای امنیت آینده پرداخت شده، امروز دقیقاً در خدمت چه هدفی قرار دارد؟

گفت‌وگوی اخیر «دسترنج ۲۴» با علی‌اصغر محمودی، مدیرکل اسبق تأمین اجتماعی مازندران، بار دیگر زنگ خطر را به صدا درآورد. او از «تغییر ماهیت» سازمان سخن گفت؛ تغییری که اگر واقعیت داشته باشد، باید آن را یکی از مهم‌ترین چالش‌های نظام رفاه و بیمه کشور دانست.

تأمین اجتماعی بر پایه یک اصل ساده اما حیاتی بنا شده است؛ منابع آن متعلق به بیمه‌شدگان است، نه دولت. دولت یکی از شرکای این سازمان است، نه مالک آن. همین فلسفه، اصل سه‌جانبه‌گرایی را شکل داده است؛ مدلی که در آن کارگر، کارفرما و دولت باید در تصمیم‌گیری‌ها نقش برابر داشته باشند.

اما امروز این پرسش جدی مطرح است که آیا این توازن همچنان برقرار است؟

وقتی بدهی دولت به تأمین اجتماعی هر سال افزایش می‌یابد، وقتی تصمیمات کلان بدون مشارکت واقعی شرکای اجتماعی اتخاذ می‌شود و وقتی مدیران بیش از آنکه پاسخگوی بیمه‌شدگان باشند، ناچار به پاسخگویی به معادلات سیاسی هستند، طبیعی است که اعتماد عمومی آسیب ببیند.

واقعیت این است که بحران تأمین اجتماعی تنها یک مسئله اقتصادی نیست؛ یک مسئله اجتماعی و حتی امنیتی است. اگر نسل جوان احساس کند حق بیمه‌ای که امروز پرداخت می‌کند، تضمینی برای آینده او ایجاد نمی‌کند، انگیزه برای بیمه‌پردازی کاهش خواهد یافت و این آغاز چرخه‌ای خواهد بود که خروج از آن بسیار دشوار است.

نکته مهم‌تر آنکه مشکلات امروز، محصول یک دولت یا یک مجلس نیست. این روند طی سال‌ها شکل گرفته و حاصل تصمیمات کوتاه‌مدتی است که منافع بلندمدت صندوق را قربانی مصلحت‌های مقطعی کرده‌اند. از تحمیل تعهدات بدون تأمین منابع گرفته تا انباشت بدهی دولت و دخالت‌های مدیریتی، همه در شکل‌گیری وضعیت کنونی سهم داشته‌اند.

اکنون زمان آن رسیده است که یک پرسش اساسی با شفافیت پاسخ داده شود؛ آیا سازمان تأمین اجتماعی قرار است همچنان صندوق بین‌نسلی کارگران و بازنشستگان باقی بماند یا به ابزاری برای مدیریت بحران‌های مالی دولت‌ها تبدیل شود؟

پاسخ به این سؤال، آینده میلیون‌ها بیمه‌شده و بازنشسته را رقم خواهد زد. بازگرداندن استقلال مدیریتی، اجرای واقعی اصل سه‌جانبه‌گرایی، تسویه بدهی‌های دولت و شفاف‌سازی عملکرد مالی، دیگر یک انتخاب نیست؛ ضرورتی است که هر روز تأخیر در آن، هزینه‌ای سنگین‌تر بر دوش نسل امروز و فردای کشور خواهد گذاشت.

«دسترنج ۲۴» معتقد است سازمان تأمین اجتماعی، سرمایه کارگران، کارفرمایان و بازنشستگان است؛ سرمایه‌ای که باید از هرگونه نگاه سیاسی و استفاده ابزاری مصون بماند. اگر این اصل نادیده گرفته شود، خسارت آن تنها متوجه یک سازمان نخواهد بود، بلکه اعتماد عمومی به یکی از مهم‌ترین ارکان نظام تأمین اجتماعی کشور را با چالشی جدی روبه‌رو خواهد کرد.

دیدگاه خود را بنویسید