طمانینه؛ سلاح فرمانده، آن‌گاه که پیش از شلیک جهان را اندازه می‌گیرد

«وقتی آنان در آستانه سقوط ایستاده بودند، ایران چشم‌هایش را بست و گوش سپرد.»

کد خبر: 2176
|

در روزهایی که تحولات سوریه در میانه آتش، روایت‌های شتاب‌زده رسانه‌ای و گمانه‌زنی‌های پرهیاهو پیش می‌رفت، نگاه‌ها به سمت تهران دوخته شده بود تا واکنشی فوری و پرصدا را انتظار بکشد؛ اما آنچه بیش از هر چیز برجسته شد، نه فریاد، بلکه سکوتی سنجیده و آرام بود. سکوتی که از بیرون ممکن است بی‌واکنشی تعبیر شود، اما در منطق سیاست، می‌تواند نشانه‌ای از محاسبه، کنترل و سنجش دقیق میدان باشد؛ همان «طمانینه»‌ای که به‌جای واکنش، بر فهم صحنه و مدیریت زمان تکیه دارد.

کد خبر: 2176
|

در روزهایی که دمشق در آتش می‌سوخت و بسیاری از رسانه‌های بین‌المللی، تحولات را با روایت‌هایی آمیخته به شتاب و گاه با لحنی پیروزمندانه بازتاب می‌دادند، بسیاری انتظار داشتند ایران نیز با واکنشی فوری، دکترین تازه‌ای در حوزه امنیت ملی اعلام کند یا با موضع‌گیری‌های پرهیاهو وارد میدان شود.

اما ایران، دست‌کم از نگاه نویسنده، راه دیگری را برگزید؛ راهی که بیشتر به رفتار فرماندهان آزموده شباهت دارد. ایران چشم‌هایش را بست و گوش سپرد؛ نه از سر بی‌تفاوتی، بلکه برای سنجیدن میدان و اندازه گرفتن جهان.

در عرصه سیاست، گاهی آرام ماندن یعنی صدای آینده را زودتر از دیگران شنیده‌ای و ضرورتی برای فریاد نمی‌بینی. از این منظر، سکوت ایران، سکوت ضعف نبود؛ سکوت بازیگری بود که می‌کوشید میان آنچه در میدان واقعاً در حال رخ دادن است و آنچه در تیترها ساخته می‌شود، تفاوت بگذارد.

در چنین برداشتی، طمانینه ایران این پیام را مخابره می‌کرد که بیش از آنکه از سقوط‌ها هراس داشته باشد، از تصمیم‌های شتاب‌زده پرهیز می‌کند.

طمانینه؛ جایی که قدرت، چون رودخانه‌ای زیرزمینی، بی‌صدا جریان دارد

از نگاه برخی تحلیلگران و اندیشکده‌ها، طمانینه صرفاً یک فضیلت اخلاقی نیست، بلکه می‌تواند بخشی از زیرساخت قدرت باشد؛ قدرتی که نه از هیجان، نه از نمایش و نه از اعلام دکترین‌های ناگهانی، بلکه از انباشت ظرفیت‌های راهبردی سرچشمه می‌گیرد.

در این نگاه، عواملی همچون موقعیت ژئوپلیتیکی ایران، الگوهای دفاعی، تجربه‌های تاریخی، سرمایه اجتماعی در شرایط بحرانی و حافظه جمعیِ برخاسته از جنگ، تحریم و فشارهای خارجی، از جمله مؤلفه‌هایی هستند که به پایداری تصمیم‌گیری کمک می‌کنند.

بر همین اساس، لرزش یک متحد، الزاماً به معنای لرزش همه ارکان قدرت نیست.

در سیاست، هیجان به آتش می‌ماند؛ گرما می‌بخشد، اما اگر مهار نشود، می‌سوزاند. طمانینه اما به آب شباهت دارد؛ آرام است، اما وزن و اثر خود را دارد.

طمانینه؛ کنشی آرام در جنگی که گلوله ندارد، اما ذهن را هدف می‌گیرد

امروز، بخش مهمی از رقابت‌های سیاسی و امنیتی، نه فقط در میدان نبرد، بلکه در ذهن مخاطبان، شبکه‌های اجتماعی و روایت‌های رسانه‌ای جریان دارد. رسانه‌های بین‌المللی، شبکه‌های ماهواره‌ای، تولیدکنندگان محتوا و فضای مجازی، هر یک در شکل دادن به ادراک عمومی نقش‌آفرین هستند.

در چنین فضایی، هر واکنش شتاب‌زده می‌تواند ناخواسته به تقویت روایت رقیب بینجامد.

در این چارچوب، طمانینه می‌تواند کارکردی راهبردی داشته باشد:

– سکوت، گاه فرصت شکل‌گیری روایت‌های قطعی را به تأخیر می‌اندازد.

– آرامش، از شتاب فضای رسانه‌ای می‌کاهد.

– مکث، امکان تصمیم‌گیری دقیق‌تر را فراهم می‌کند.

اگر این برداشت را بپذیریم، عبور آرام ایران از مقطع پرالتهاب تحولات دمشق، بیش از آنکه نشانه انفعال باشد، تلاشی برای حفظ ابتکار عمل در سطح راهبردی تلقی می‌شود؛ پیامی که می‌گوید قدرت، الزاماً در واکنش‌های پرصدا متجلی نمی‌شود، بلکه گاه در خویشتنداری و مدیریت زمان آشکار می‌شود.

طمانینه؛ همان مکثی که فرمانده پیش از شلیک می‌کند

در میدان سیاست، برخی با صدا قدرت می‌سازند، برخی با حرکت؛ اما گاهی قدرت، در آرامش و سنجیدگی معنا پیدا می‌کند.

چنین آرامشی، اگر بر تجربه و محاسبه استوار باشد، نه نشانه بی‌تفاوتی است و نه محصول ترس؛ بلکه حاصل سال‌ها مواجهه با بحران، جنگ، تحریم و ترور است؛ تجربه‌ای که به تصمیم‌گیران می‌آموزد هر اقدامی، پیامدهایی فراتر از لحظه اکنون دارد.

از این منظر، طمانینه را می‌توان همان مکثی دانست که فرمانده پیش از شلیک انجام می‌دهد؛ مکثی که هدف آن تعلل نیست، بلکه افزایش دقت در تصمیم است. گاهی همین مکث، نه‌تنها جان‌ها را حفظ می‌کند، بلکه مسیر آینده را نیز تغییر می‌دهد.

دکتر حسین نجفی

دانش آموخته رشته علوم سیاسی از دانشگاه تهران

دیدگاه خود را بنویسید