آیا «فرامین رئیس دولت» در مازندران شنیده میشود؟
«مدیرانی که به جای کار، فقط تعریف میکنند! / چرا در مازندران، “مجیزگویی” جایگزین “عملکرد” شده است؟»
«در حالی که سیاستگذاریِ کلانِ دولت بر «مدیریتِ بیمنت» و «پرهیز از تملق» استوار شده است، بازنشرِ گستردهیِ یک ویدئو از یکی از جلساتِ اداریِ مازندران، بار دیگر این پرسشِ مهم را در افکار عمومی ایجاد کرده است: آیا فرهنگِ «مدحگویی» در برخی دستگاههایِ اجرایی همچنان ابزارِ اصلی برایِ جلبِ نظرِ مدیرانِ بالادستی است؟ یا اینگونه رفتارهایِ دور از شأنِ مدیریتی، صرفاً ناشی از یک درکِ اشتباه از «روابطِ سازمانی» است که مسیرِ پیشرفت را نه از جادهیِ «کارنامه»، بلکه از میانبرِ «تمجیدِ اغراقآمیز» میبیند؟»
به گزارش خبرنگار دسترنج ۲۴،ویدئوی کوتاهی که طی روزهای اخیر از یکی از مدیران استانی در فضای مجازی دستبهدست میشود و تکرارِ پشتسرِهمِ القابِ دهانپرکن برای استاندار، آن را به سوژه بحثهای داغ بدل کرده، بیش از آنکه یک اتفاق ساده رسانهای باشد، «آینهیِ تمامنمایِ یک ساختارِ مدیریتی» است. وقتی «مدح و ثنا» در فضایِ رسمی جای «گزارشِ عملکرد» را میگیرد، باید پرسید: آیا این مدل از مدیریت، با سیاستهای ابلاغی رئیس دولت همسو است؟
تضادِ فاحش با سیاستهایِ بالادستی
جای تأمل است که چگونه برخی مدیران استانی، با وجودِ موضعگیریهایِ صریح و مکررِ رئیس دولت مبنی بر ضرورتِ پرهیز از «شخصیتسازی»، «مدحگویی» و «ستایشهایِ اغراقآمیز»، همچنان بر این سبکِ مدیریتی پافشاری میکنند. ریاست محترم دولت بارها تأکید کردهاند که مدیران باید تمامِ توانِ خود را بر خدمتِ بیمنت و گرهگشایی از کارِ مردم متمرکز کنند و از هرگونه رفتاری که بویِ «تملق» و «چاپلوسی» میدهد، دوری جویند.
حال باید پرسید: آیا ستایشهایِ مکررِ مدیرانِ میانی از مقامِ مافوق، در راستایِ تحققِ سیاستهایِ دولت است یا دقیقا در تقابل با نگاهِ مدیریتیِ رئیس قوه مجریه؟ این تضاد، نشاندهنده یک «شکافِ عمیق» میانِ ادبیاتِ مدیرانِ میانیِ استان و سیاستهایِ ابلاغیِ پایتخت است.
«حبابِ خبری»؛ بزرگترین دشمنِ توسعه
مدیری که زمانِ گفتوگویِ خبریِ خود را به جایِ ارائه راهکار برایِ «ناترازیها» یا «رفعِ مشکلاتِ کارگری»، صرفِ ستایشِ مقامِ مافوق میکند، در واقع در حال ساختن یک «حباب» است. او با این کار، نه تنها به استاندار خدمت نمیکند، بلکه او را از واقعیتهایِ کفِ جامعه دور میسازد. مدیری که با مدحگویی احاطه شده باشد، هرگز صدایِ فریادِ کارگرِ مازندرانی یا بازنشستهای که معیشتش در خطر است را به درستی نخواهد شنید. این «چاپلوسیِ ساختارمند»، بزرگترین مانع برای رسیدنِ صدایِ مردم به گوشِ مدیرانِ ارشد است.
بیاعتمادیِ عمومی؛ بهایِ سنگینِ تملق
مردمِ مازندران، هوشمندتر از آن هستند که متوجه نشوند چه زمانی یک مدیر در حال «کار کردن» است و چه زمانی در حال «نمایش دادن». تکرارِ القاب در یک گفتوگوی خبری، نتیجهای جز «سلبِ اعتماد» ندارد. جامعه امروز از «ادبیاتِ متملقانه» بیزار است. هر چقدرِ این ستایشها بیشتر میشود، اعتبارِ عملکردیِ مدیران نزدِ افکارِ عمومی سقوط میکند. آیا وقت آن نرسیده است که مدیران دریابند با هر جمله در ستایشِ مقامِ مافوق، در حالِ دورتر شدن از قلبِ مردمِ استان هستند؟
یادآوری به مدیران؛ دورانِ «مدیریت با القاب» به پایان رسیده است
ما در دسترنج ۲۴ خطاب به این دسته از مدیران تأکید میکنیم: اگر رئیس دولت از تملق بیزار است و آن را ضدِ توسعه میداند، تداومِ این رفتار در سطحِ استان، «نافرمانیِ غیرمستقیم» از سیاستهایِ کلانِ دولت تلقی میشود.
جنابِ مدیر! مردمِ مازندران، «کارنامه» میخواهند، نه «دانشنامه مدح». اگر در حوزه کاریِ خود عملکردی درخشان دارید، نیازی به تکرارِ القاب نیست؛ اقداماتِ شما خود بهترین ستایشگرِ شماست. اما اگر ناتوان هستید، بدانید که هیچ مدحی نمیتواند ضعفهایِ مدیریتی را بپوشاند.
سخن آخر
این حاشیه، فرصتی است برای مدیرانِ ارشدِ استان تا با اصلاحِ این رویه، فرهنگِ مدیریتیِ استان را از آفتِ «چاپلوسی» پاک کنند. تملق، نه نشانه ادب است و نه نشانه تعهد؛ تملق، سمی است که پیکرهیِ مدیریتِ اجرایی را فلج میکند. امیدواریم این تذکرِ رسانهای، به گوشِ کسانی برسد که هنوز فکر میکنند راهِ صعود، «تکرارِ القاب» است، نه «تکرارِ خدمت».

