پس از دریافت گلایه یک بازنشسته تأمین اجتماعی؛ دسترنج ۲۴ بررسی میکند؛
حق بیمهای که سالها پرداخت شد، امروز چه پاسخی برای سفره و درمان بازنشستگان دارد؟
«حقوقم کفاف ۱۰ روز زندگی را هم نمیدهد»؛ این جمله بخشی از درد دل یک بازنشسته تأمین اجتماعی است که به «دسترنج ۲۴» ارسال شده؛ روایتی که بار دیگر مسئله قدیمی معیشت، درمان و آینده میلیونها بازنشسته را به صدر توجه میآورد. پرسش اینجاست؛ چرا پس از سالها پرداخت حق بیمه، هنوز بسیاری از بازنشستگان برای تأمین هزینههای درمان و گذران زندگی با نگرانی روزگار میگذرانند؟
به گزارش خبرنگار دسترنج ۲۴،بازنشستگی در فرهنگ عمومی باید نقطه پایان یک مسیر پرزحمت و آغاز دورهای همراه با آرامش باشد؛ اما برای بخش قابل توجهی از بازنشستگان تأمین اجتماعی، این روزها بیش از آنکه با آرامش همراه باشد، با نگرانی درباره هزینههای زندگی، درمان و آینده حقوقی و بیمهای گره خورده است.
پیام یکی از بازنشستگان تأمین اجتماعی که به دست «دسترنج ۲۴» رسیده، تنها یک گلایه شخصی نیست؛ بازتاب صدای قشری است که سالها حق بیمه پرداخت کرده و امروز انتظار دارد در دوران بازنشستگی از حداقل امنیت اقتصادی و درمانی برخوردار باشد.
درمان؛ دغدغهای که هر روز پررنگتر میشود
یکی از مهمترین نگرانیهای بازنشستگان، هزینههای درمان است. افزایش قیمت دارو، خدمات پزشکی، آزمایشها و مراقبتهای تخصصی، فشار مضاعفی بر خانوارهای بازنشسته وارد کرده است؛ خانوارهایی که در بسیاری از موارد، بخش قابل توجهی از درآمد ماهانه خود را صرف سلامت میکنند.
بیمههای تکمیلی نیز اگرچه برای کاهش این فشار طراحی شدهاند، اما وقتی میان هزینه واقعی درمان و میزان پوشش بیمهای فاصله ایجاد میشود، بازنشسته همچنان خود را در برابر هزینههای سنگین تنها میبیند.
معیشت؛ فاصله میان مستمری و هزینههای زندگی
موضوع دیگر، مسئله قدرت خرید است. بسیاری از بازنشستگان معتقدند افزایش هزینههای زندگی با رشد مستمریها همخوانی ندارد و همین مسئله باعث شده مدیریت هزینههای ضروری برای آنان دشوار شود.
بازنشستهای که پس از چند دهه کار، انتظار دارد ثمره سالهای خدمت خود را ببیند، نباید برای تأمین هزینههای اولیه زندگی میان پرداخت قبض، خرید دارو یا تأمین نیازهای ضروری خود انتخاب کند.
هر اصلاح قانونی باید با حفظ حقوق بیمهشدگان همراه باشد
در روزهایی که موضوع اصلاحات در قوانین مرتبط با تأمین اجتماعی مطرح میشود، نگرانی بازنشستگان قابل درک است. سازمان تأمین اجتماعی تنها یک نهاد اداری نیست؛ پشتوانه زندگی میلیونها بیمهشده و بازنشستهای است که سالها از دستمزد خود برای آیندهشان سهم پرداخت کردهاند.
هرگونه اصلاح در ساختار این سازمان، باید با شفافیت، گفتوگوی اجتماعی و توجه جدی به حقوق بیمهشدگان انجام شود. اصلاحات اگر با هدف پایداری منابع و بهبود خدمات باشد، میتواند فرصتی برای تقویت نظام تأمین اجتماعی باشد؛ اما اگر بدون توجه به دغدغههای ذینفعان اجرا شود، ممکن است نگرانیهای موجود را افزایش دهد.
صدای بازنشستگان باید شنیده شود
رسانه وظیفه دارد صدای جامعه را منتقل کند؛ نه فقط صدای مسئولان، بلکه صدای مردمی که مسائل روزمره زندگیشان را تجربه میکنند.
«دسترنج ۲۴» بر این باور است که حل مشکلات بازنشستگان نیازمند نگاه مقطعی و وعدههای کوتاهمدت نیست؛ بلکه به برنامهای پایدار در حوزه اقتصاد، درمان و تأمین اجتماعی نیاز دارد.
بازنشستگان سرمایه اجتماعی کشورند؛ کسانی که سالها چرخ تولید و خدمت را به حرکت درآوردهاند. شایسته است امروز نیز دغدغههای آنان با همان جدیتی شنیده شود که سالها پیش، از آنان انتظار کار و تلاش وجود داشت.
انتظار بازنشستگان یک مطالبه غیرمنطقی نیست؛ آنها فقط خواهان زندگی شایسته پس از سالها خدمت هستند.

