یادداشت سردبیر؛
۱۳.۵ هزار میلیارد تومان برای صنعت مازندران؛ پولی که هنوز به کارخانه نرسیده، چگونه ۲۰ هزار شغل ایجاد میکند؟
در مازندران اتفاق عجیبی در حال رخ دادن است؛ از یک سو مسئولان از تزریق ۱۳.۵ همت تسهیلات، تکمیل صدها پروژه صنعتی و ایجاد ۲۰ هزار شغل جدید سخن میگویند و از سوی دیگر، فعالان بخش خصوصی هشدار میدهند که بیش از نیمی از واحدهای کوچک و متوسط استان در آستانه تعطیلی قرار دارند. پرسش اینجاست؛ کدام روایت را باید باور کرد؟ روایت آمارهای روی کاغذ یا صدای ماشینآلاتی که هر روز خاموشتر میشوند؟
به گزارش دسترنج ۲۴،اقتصاد ایران سالهاست با یک بیماری مزمن دستوپنجه نرم میکند؛ بیماری فاصله میان «اعلام» و «عمل».
در این سالها بارها شاهد رونمایی از بستههای حمایتی، تسهیلات هزاران میلیارد تومانی، طرحهای جهش تولید و وعدههای اشتغالزایی بودهایم؛ اما در بسیاری از موارد، آنچه به تیتر رسانهها راه یافته با آنچه در کف کارخانهها جریان داشته، فاصلهای عمیق داشته است.
اکنون نیز در مازندران با همین پرسش روبهرو هستیم.
وقتی مدیرکل صمت از اختصاص ۱۳.۵ هزار میلیارد تومان تسهیلات برای ۳۹۰ واحد صنعتی سخن میگوید، طبیعی است که افکار عمومی امیدوار شود. اما همزمان وقتی رئیس خانه صنعت هشدار میدهد که بیش از ۵۰ درصد واحدهای کوچک و متوسط استان در خطر تعطیلی قرار دارند، دیگر نمیتوان از کنار این تناقض به سادگی عبور کرد.
مشکل دقیقاً از همین جا آغاز میشود؛ جایی که آمارهای امیدوارکننده با واقعیتهای میدانی همخوانی ندارند.
واقعیت این است که تولیدکننده امروز با «تسهیلات تصویبشده» کار نمیکند؛ او به «پول پرداختشده» نیاز دارد.
کارخانهای که برای خرید مواد اولیه، پرداخت حقوق کارگران و تأمین سرمایه در گردش با بحران مواجه است، نمیتواند ماهها منتظر عبور پروندهاش از پیچوخم بانکها بماند.
تولیدکننده با نامه، مصوبه و وعده اشتغالزایی سرپا نمیماند؛ او نقدینگی میخواهد، آن هم امروز؛ نه چند ماه بعد.
نکته مهمتر اینکه اگر واقعاً ۶۰۰ پروژه صنعتی بالای ۷۰ درصد پیشرفت در استان وجود دارد، باید از مسئولان پرسید چرا این پروژهها تاکنون تکمیل نشدهاند؟
آیا مشکل فقط کمبود منابع مالی بوده است؟
اگر پاسخ مثبت است، چرا بسیاری از واحدهای فعال نیز از مشکلات نقدینگی، مالیات، بیمه، انرژی و بروکراسی اداری گلایه دارند؟
از سوی دیگر، اگر هشدار خانه صنعت درباره احتمال تعطیلی بیش از نیمی از واحدهای کوچک و متوسط صحیح باشد، ما با بحرانی روبهرو هستیم که آثار آن تنها محدود به بخش تولید نخواهد بود؛ بلکه بازار کار، درآمد خانوارها و حتی امنیت اقتصادی استان را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
آنچه امروز بیش از هر چیز مورد نیاز است، انتشار آمارهای شفاف و قابل راستیآزمایی است.
مردم حق دارند بدانند:
چه میزان از ۱۳.۵ همت وعده داده شده تاکنون پرداخت شده است؟
چند واحد تولیدی از این منابع بهرهمند شدهاند؟
چند کارخانه در یک سال گذشته تعطیل شدهاند؟
و مهمتر از همه، چند شغل واقعی ایجاد شده است؟
تا زمانی که پاسخ روشنی برای این پرسشها وجود نداشته باشد، نه میتوان از «جهش صنعتی» سخن گفت و نه از «فروپاشی صنعت».
اما یک واقعیت انکارناپذیر است؛ صنعت مازندران دیگر تاب آزمون و خطا ندارد.
اگر تسهیلات وعده داده شده به سرعت و بدون موانع غیرضروری به دست تولیدکنندگان نرسد، ممکن است فردا دیگر کارخانهای باقی نماند که بخواهد از این منابع استفاده کند.
امروز زمان انتشار آمارهای زیبا نیست؛ زمان پاسخگویی است.
زیرا تولیدکننده مازندرانی دیگر با وعدهها کار نمیکند؛ او نتیجه میخواهد.

