در گفتوگوی اختصاصی دسترنج ۲۴ با حسن صادقی مطرح شد:
شستا «حیاطخلوت» سیاسیون شد / دولتها شریک بدعهد تأمین اجتماعیاند!
حسن صادقی، رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری و قائممقام دبیرکل خانه کارگر، در گفتوگویی صریح و بیپروایانه با خبرنگار دسترنج ۲۴، از پشتپردههای بحران در سازمان تأمین اجتماعی پرده برداشت. او معتقد است که وضعیت امروزِ این سازمان و شرکتهای تابعه آن، نتیجهی سالها دخالت سیاسی، امتیازدهی به مجلس و بدعهدی دولتها در قبال سفره کارگران و بازنشستگان است.
حسن صادقی، رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری و قائممقام دبیرکل خانه کارگر، در گفتوگویی صریح و بیپروایانه با خبرنگار دسترنج ۲۴، از پشتپردههای بحران در سازمان تأمین اجتماعی پرده برداشت. او معتقد است که وضعیت امروزِ این سازمان و شرکتهای تابعه آن، نتیجهی سالها دخالت سیاسی، امتیازدهی به مجلس و بدعهدی دولتها در قبال سفره کارگران و بازنشستگان است.
شستا؛ ابزاری برای فرار از استیضاح
صادقی در تحلیل وضعیت شرکت سرمایهگذاری تأمین اجتماعی (شستا) و تبدیل شدن آن به «حیاطخلوت»، صراحتاً انگشت اتهام را به سمت لابیهای سیاسی نشانه میرود. به گفته رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری، این روند نه مختص به یک دولت، که یک رویه تاریخی است. او معتقد است از زمانی که نگاه مدیران سازمان به خاستگاهِ سیاسیِ مجلسنشینان گره خورد، استقلالِ این نهاد اقتصادی قربانی شد.
صادقی در این باره میگوید: «هرگاه وزرای کار، چه در دولتهای اصلاحطلب و چه اصولگرا، با خطر استیضاح مواجه میشدند، شستا را به حیاطخلوتی برای واگذاری امتیاز به نمایندگان مجلس تبدیل میکردند. در واقع، این شرکت به ابزاری در دست وزیر مربوطه برای جلب رضایت و متقاعد کردن نمایندگان بدل شد تا باجدهیهای سیاسی، مانع از استیضاح آنها شود.»
هزینههای سنگین مطالبهگری؛ از خانه کارگر تا زندان اوین
قائممقام دبیرکل خانه کارگر در بخش دیگری از این گفتوگو، با دفاع از سابقه مبارزاتی تشکلهای کارگری، به هزینههایی اشاره میکند که فعالان این حوزه برای دفاع از حقوق کارگران پرداختهاند. او تأکید دارد که مطالبهگریِ آنها تنها محدود به نامهنگاری نبوده است.
صادقی با لحنی انتقادی نسبت به هزینههایی که بر بدنه کارگری تحمیل شده، میگوید: «کدام رهبر تشکل کارگری را سراغ دارید که پایشان به زندان اوین باز نشده باشد؟ همین اتحادیه بوده است که اجتماعات بزرگی را در برابر وزارت کار، وزارت بهداشت و مجلس سازماندهی کرد؛ اجتماعاتی که در نهایت برای برگزارکنندگانش احکام حبس تعزیری و تعلیقی به همراه داشت.»
او تأکید میکند که گفتمان و نامهنگاری، استراتژیِ اصلی آنهاست، اما این ابزارها تنها برای «تصحیح مسیر» به کار میروند. صادقی تصریح میکند که وقتی مسیرهای رسمی به بنبست میرسد و مطالبات کارگران بیپاسخ میماند، «کف خیابان» به اجبار انتخاب میشود؛ نه اینکه این انتخابِ نخستِ آنها باشد.
دولت؛ شریکِ «بدعهد» در بحران تأمین اجتماعی
بخش پایانی و شاید چالشیترین قسمتِ صحبتهای رئیس اتحادیه پیشکسوتان کارگری، مربوط به ریشهیابیِ بحرانهای مالی سازمان تأمین اجتماعی است. صادقی بزرگترین خطر فعلی برای صندوق تأمین اجتماعی را «قوانین تحمیلی» میداند.
او با صراحت به مصوبات و اصلاحات ۲۹گانهای اشاره میکند که در دوره دولت محمود احمدینژاد و با همراهی مجلس وقت به سازمان تحمیل شد. به اعتقاد صادقی، این قوانین بدون پیشبینیِ منابع مالیِ پایدار، بار سنگینی بر دوش صندوق گذاشت. او میگوید: «دولت به عنوان کارفرما متعهد بود سهم بیمه این افراد را پرداخت کند، اما نکرد. در دنیایِ اقتصاد، دولت در اینجا نقش یک شریکِ بد را ایفا کرده است؛ شریکی که سهم خود را نمیپردازد و هزینه شکستهایش را از جیب کارگران و بازنشستگان جبران میکند.»
حسن صادقی در پایانِ این گفتوگوی صریح، راهکار برونرفت از این وضعیت را «خانهتکانی قانونی» میداند. او هشدار میدهد که با قوانینِ دهههای گذشته نمیتوان به جنگِ ناپایداریِ صندوقهای بازنشستگی رفت. به گفته او، هم دولت باید به بدعهدیهایش پایان دهد و هم قوانین تأمین اجتماعی باید متناسب با واقعیتهای اقتصادی و اجتماعیِ روزِ ایران بازنگری شود؛ در غیر این صورت، بحران صندوقهای بازنشستگی از یک تهدیدِ بالقوه، به یک فاجعه بالفعل تبدیل خواهد شد.

