هشدار درباره آینده بزرگترین صندوق بیمهای؛
آیا کارگران باید هزینه نجات تأمین اجتماعی را بپردازند؟
مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی با هشدار نسبت به کاهش «نسبت پشتیبانی» و ضرورت اجرای اصلاحات پارامتریک، بار دیگر بحث آینده صندوق و سرنوشت میلیونها بیمهشده و بازنشسته را به صدر اخبار آورد. حالا این پرسش مطرح است که اصلاحات مورد نظر مدیران تأمین اجتماعی چگونه اجرا خواهد شد و آیا بار اصلی این تغییرات بر دوش کارگران و بیمهپردازان قرار میگیرد یا دولت سهم بیشتری در نجات صندوق ایفا خواهد کرد؟
به گزارش دسترنج ۲۴،وقتی مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی از کاهش نسبت پشتیبانی سخن میگوید، در واقع از یکی از حساسترین شاخصهای حیات مالی صندوق پرده برمیدارد؛ شاخصی که نشان میدهد چند بیمهپرداز باید هزینههای هر بازنشسته را تأمین کنند.
مصطفی سالاری در تازهترین اظهارات خود تأکید کرده که افزایش تعداد بازنشستگان و انجام نشدن اصلاحات پارامتریک در سالهای گذشته، موجب افت این شاخص شده است؛ موضوعی که کارشناسان از سالها قبل نسبت به آن هشدار میدادند.
اصلاحات پارامتریک؛ واژهای که کارگران را نگران میکند
هر زمان سخن از اصلاحات پارامتریک به میان میآید، ذهن بسیاری از بیمهشدگان به سمت افزایش سن بازنشستگی، تغییر شرایط بازنشستگی و سختتر شدن دریافت مستمری میرود.
اگرچه مدیران تأمین اجتماعی این اصلاحات را راهکاری برای حفظ تعادل منابع و مصارف میدانند، اما فعالان کارگری معتقدند هرگونه تغییر باید با در نظر گرفتن شرایط معیشتی و شغلی کارگران انجام شود.
سؤال اصلی اینجاست؛ آیا قرار است بار ناترازی صندوقها بر دوش بیمهشدگان و بازنشستگان قرار گیرد یا دولت و کارفرمایان نیز سهم خود را در اصلاح ساختارها ایفا خواهند کرد؟
بدهی دولت؛ نقطه روشن ماجرا
در میان نگرانیها، سالاری از یک خبر امیدوارکننده نیز سخن گفته است؛ پرداخت بیش از ۳۷۰ هزار میلیارد تومان از مطالبات تأمین اجتماعی توسط دولت طی دو سال گذشته.
به گفته او، این میزان رد دیون در تاریخ فعالیت دولتها بیسابقه بوده و امسال نیز ۲۷۷ هزار میلیارد تومان دیگر برای تسویه بخشی از بدهیها در بودجه پیشبینی شده است.
اما کارشناسان معتقدند هرچند پرداخت بدهیهای دولت ضروری است، اما به تنهایی نمیتواند مشکلات ساختاری صندوق را حل کند.
۴۷ میلیون ذینفع؛ تصمیمی که همه را تحت تأثیر قرار میدهد
تأمین اجتماعی تنها یک سازمان بیمهای نیست؛ نهادی است که زندگی حدود ۴۷ میلیون نفر به خدمات آن وابسته است.
از کارگری که هر ماه حق بیمه پرداخت میکند تا بازنشستهای که معیشتش به مستمری ماهانه وابسته است، همگی از تصمیمات امروز این سازمان تأثیر میپذیرند.
به همین دلیل هرگونه اصلاح در قوانین و مقررات تأمین اجتماعی، موضوعی صرفاً اداری نیست؛ بلکه مستقیماً با امنیت شغلی، معیشت خانوارها و آینده بازنشستگی میلیونها نفر گره خورده است.
سؤال بزرگ؛ چه کسی هزینه اصلاحات را میپردازد؟
مدیرعامل تأمین اجتماعی از تدوین بسته ۱۳ بندی برای اصلاح قوانین، افزایش درآمدها و کاهش هزینهها خبر داده است؛ بستهای که به گفته او میتواند پایداری مالی سازمان را تقویت کند.
اما هنوز جزئیات این اصلاحات بهطور کامل منتشر نشده و همین مسئله پرسشهای فراوانی را در میان کارگران و بازنشستگان ایجاد کرده است.
اکنون مهمترین مطالبه بیمهشدگان شفافیت است؛ اینکه بدانند اصلاحات مورد نظر دقیقاً چیست، چه تأثیری بر حقوق و مزایای آنان خواهد داشت و آیا قرار است هزینه نجات صندوق از جیب کارگران پرداخت شود یا از مسیر اصلاح مدیریت منابع و وصول کامل مطالبات تأمین اجتماعی.
آنچه مسلم است، تأمین اجتماعی امروز بیش از هر زمان دیگری در نقطهای حساس قرار گرفته است؛ نقطهای که تصمیمهای آن میتواند آینده میلیونها بیمهشده و بازنشسته را برای سالهای طولانی تحت تأثیر قرار دهد.

