یادداشت سردبیر | صنعت و توسعه

چوب و کاغذ مازندران؛ قربانی کمبود ظرفیت یا فقر تصمیم‌گیری؟

کد خبر: 1429
|
بروزرسانی: 13 ژوئن 2026 - 15:06

سال‌هاست نام چوب و کاغذ مازندران با فراز و فرودهای صنعت کاغذ ایران گره خورده است. مجموعه‌ای که هنوز از ظرفیت‌های انسانی و صنعتی ارزشمندی برخوردار است، اما نتوانسته جایگاه شایسته خود را در اقتصاد کشور بازیابد. شاید زمان آن رسیده باشد که به جای جست‌وجوی مشکلات در بیرون، پاسخ را در کیفیت تصمیم‌هایی جست‌وجو کنیم که سرنوشت این صنعت را رقم می‌زنند.

کد خبر: 1429
|

در اقتصاد ایران کمتر صنعتی را می‌توان یافت که از کمبود ظرفیت سخن بگوید. مشکل اصلی اغلب صنایع، نه نبود کارخانه و تجهیزات، بلکه فقدان تصمیم‌های بزرگ، مدیریت کارآمد و اصلاحات ساختاری است. صنعت کاغذ و به‌ویژه شرکت چوب و کاغذ مازندران نیز از این قاعده مستثنی نیست.

اظهارات اخیر ابوالفضل روغنی گلپایگانی درباره وضعیت این صنعت، بار دیگر این پرسش مهم را پیش روی سیاست‌گذاران قرار داده است که چرا مجموعه‌ای با سابقه، زیرساخت و نیروی انسانی متخصص، هنوز نتوانسته به جایگاه شایسته خود بازگردد؟

چوب و کاغذ مازندران سال‌ها نماد توان تولید داخلی در حوزه کاغذ بود. مجموعه‌ای که ظرفیت‌های آن هنوز پابرجاست، اما آنچه در سال‌های گذشته مانع جهش آن شده، بیش از هر چیز به ساختارهای مدیریتی و شیوه تصمیم‌گیری بازمی‌گردد. تجربه نشان داده است که هیچ صنعتی با تکرار شعارها احیا نمی‌شود؛ آنچه مسیر توسعه را هموار می‌کند، تصمیم‌های شجاعانه و نگاه اقتصادی است.

اقتصاد امروز نیازمند بنگاه‌هایی چابک، رقابت‌پذیر و بهره‌ور است. در چنین شرایطی، ادامه مدیریت‌های پیچیده و کند نه تنها کمکی به رشد تولید نمی‌کند، بلکه فرصت‌های موجود را نیز از بین می‌برد. چوب و کاغذ مازندران امروز بیش از آنکه با بحران تولید مواجه باشد، با بحران حکمرانی اقتصادی روبه‌رو است.

از سوی دیگر، نقش بخش خصوصی واقعی در احیای این صنعت انکارناپذیر است. خصوصی‌سازی زمانی معنا پیدا می‌کند که سرمایه، فناوری و مدیریت حرفه‌ای وارد میدان شود و امکان تصمیم‌گیری اقتصادی فراهم باشد. در غیر این صورت، تغییر تابلوها و عناوین، مشکلی را حل نخواهد کرد.

صنعت کاغذ ایران در نقطه‌ای ایستاده که آینده آن نه به ظرفیت‌های موجود، بلکه به کیفیت تصمیم‌های امروز وابسته است. چوب و کاغذ مازندران همچنان می‌تواند به یکی از موتورهای محرک این صنعت تبدیل شود، اما تنها در صورتی که اراده‌ای جدی برای اصلاح ساختارها، افزایش بهره‌وری و پایان دادن به مدیریت‌های محافظه‌کارانه وجود داشته باشد.

واقعیت این است که صنعت کاغذ با شعار نجات پیدا نمی‌کند؛ با تصمیم نجات پیدا می‌کند.

دیدگاه خود را بنویسید