گفتوگوی اختصاصی دسترنج ۲۴ با دبیر کل اتاق ایران؛
چوب و کاغذ مازندران ظرفیت دارد؛ آنچه عقب مانده تصمیمهای جسورانه است/این صنعت با شعار نجات پیدا نمیکند
دکتر ابوالفضل روغنی گلپایگانی، رئیس سندیکای تولیدکنندگان کاغذ و مقوای ایران، دبیر کل اتاق ایران و مدیرعامل پیشین شرکت چوب و کاغذ مازندران، در گفتوگوی اختصاصی با دسترنج ۲۴،معتقد است صنعت کاغذ ایران از کمبود ظرفیت رنج نمیبرد؛ آنچه سالها این صنعت را عقب نگه داشته، تعلل در اصلاح ساختارها، تصمیمهای نیمهکاره و فاصله گرفتن از مدیریت چابک و اقتصادی است.
صنعت کاغذ در نگاه اول شاید به اندازه صنایع بزرگ دیگری مثل فولاد یا پتروشیمی جلب توجه نکند، اما در واقع یکی از پایههای مهم اقتصاد و فرهنگ هر کشور به شمار میآید. از کتاب و دفتر و روزنامه گرفته تا بستهبندی کالاها و زنجیره توزیع محصولات، همه به این صنعت وابستهاند. به همین دلیل بسیاری از کارشناسان، وضعیت تولید کاغذ را یکی از شاخصهای توسعه صنعتی و فرهنگی کشورها میدانند.
در همین زمینه، دکتر ابوالفضل روغنی گلپایگانی در گفتوگوی اختصاصی با دسترنج ۲۴ تأکید میکند که صنعت کاغذ در ایران با وجود ظرفیتهای قابل توجه، هنوز به جایگاه واقعی خود نرسیده است. به گفته او، کشور در سالهای اخیر با فشارهای اقتصادی، تحریمها و محدودیتهای مختلف روبهرو بوده، اما همین شرایط در برخی صنایع باعث شده ظرفیتهای داخلی بیش از گذشته دیده شود. تجربه صنایعی مانند فولاد، نساجی یا حتی بخشی از صنعت بستهبندی نشان داده که با مدیریت درست و برنامهریزی دقیق، میتوان حتی در شرایط سخت نیز مسیر رشد را پیدا کرد.
چوب و کاغذ مازندران؛ ظرفیتی که هنوز زنده است
بخش مهمی از صحبتهای دبیر کل اتاق ایران به شرکت چوب و کاغذ مازندران اختصاص دارد؛ مجموعهای که او سالها با آن از نزدیک درگیر بوده و آن را یکی از سرمایههای مهم صنعت کشور میداند.
روغنی گلپایگانی معتقد است این شرکت از نظر زیرساخت، نیروی انسانی و تجربه صنعتی جایگاه قابل توجهی دارد و زمانی نیز یکی از نامهای شناختهشده صنعت کاغذ در منطقه بوده است. به گفته او، این ظرفیت هنوز از بین نرفته و اگر شرایط مدیریتی و ساختاری آن اصلاح شود، چوب و کاغذ مازندران میتواند دوباره به یکی از بازیگران مهم صنعت کاغذ کشور تبدیل شود.
او تأکید میکند که مشکل این مجموعه کمبود توان تولید یا نبود نیروی انسانی متخصص نیست، بلکه مسئله اصلی به ساختار مدیریتی و شیوه تصمیمگیریها بازمیگردد.
بدون اصلاح ساختار، جهش ممکن نیست
به باور رئیس سندیکای تولیدکنندگان کاغذ و مقوای ایران، یکی از چالشهای جدی بنگاههای بزرگ صنعتی در کشور، ساختارهای کند و پیچیده مدیریتی است. چنین ساختارهایی اجازه نمیدهند شرکتها با سرعت و انعطاف لازم در بازار رقابت حرکت کنند.
روغنی گلپایگانی معتقد است چوب و کاغذ مازندران برای بازگشت به جایگاه واقعی خود نیازمند یک تحول ساختاری جدی است. این تحول باید به گونهای باشد که تصمیمگیریها سریعتر، مدیریت چابکتر و نگاه اقتصادی در اداره مجموعه پررنگتر شود.
به گفته او، اگر قرار است چنین بنگاه بزرگی دوباره به نقطه اثرگذاری برسد، باید از الگوهای مدیریتی سنتی فاصله بگیرد و به سمت مدلهایی حرکت کند که در آنها کارایی، بهرهوری و رقابتپذیری در اولویت قرار دارند.
نقش بخش خصوصی واقعی در احیای صنعت
یکی دیگر از محورهای مهم این گفتوگو، تأکید بر حضور بخش خصوصی واقعی در صنعت است. روغنی گلپایگانی معتقد است حضور بخش خصوصی زمانی میتواند اثرگذار باشد که صرفاً در قالب نام و ساختار حقوقی باقی نماند، بلکه به معنای ورود سرمایه، فناوری و مدیریت حرفهای باشد.
به گفته او، بخش خصوصی زمانی میتواند نقش مؤثری ایفا کند که اختیار تصمیمگیری و امکان مدیریت اقتصادی بنگاه را داشته باشد. در چنین شرایطی است که بنگاههای صنعتی میتوانند از حالت روزمرگی خارج شوند و مسیر توسعه را با سرعت بیشتری طی کنند.
خودکفایی باید واقعبینانه باشد
دبیر کل اتاق ایران در بخش دیگری از صحبتهای خود به موضوع خودکفایی در صنعت کاغذ اشاره میکند و معتقد است این مسئله باید با نگاه اقتصادی و واقعبینانه بررسی شود.
وی توضیح میدهد که ایران در برخی حوزهها مانند تولید کاغذ بستهبندی پیشرفتهای قابل توجهی داشته و حتی در مواردی به ظرفیت صادرات نیز رسیده است. اما در حوزههایی مانند کاغذ تحریر، کاغذ کپی و کاغذ روزنامه همچنان وابستگی به واردات وجود دارد.
به گفته او، سیاستگذاری در این حوزه باید بر اساس مزیتهای واقعی کشور انجام شود. سرمایهگذاری باید در بخشهایی متمرکز شود که بازار پایدار و توجیه اقتصادی دارند، نه صرفاً بر پایه شعارهای کلی.
آینده صنعت کاغذ؛ میان ظرفیت و تصمیم
با وجود همه چالشها، روغنی گلپایگانی نسبت به آینده صنعت کاغذ ایران نگاه امیدوارانهای دارد. او معتقد است ظرفیت انسانی و صنعتی این حوزه در کشور قابل توجه است و اگر تصمیمهای درست و بهموقع گرفته شود، میتوان انتظار داشت مجموعههایی مانند چوب و کاغذ مازندران دوباره نقش پررنگتری در اقتصاد صنعتی کشور ایفا کنند.
به باور او، صنعت کاغذ ایران بیش از هر چیز به تصمیمهای روشن، مدیریت کارآمد و نگاه اقتصادی نیاز دارد. اگر این عوامل در کنار هم قرار بگیرند، ظرفیتهای موجود میتوانند به موتور محرکی برای توسعه این صنعت تبدیل شوند.

