بدهی دولت و آینده بازنشستگان؛
آیا تأمین اجتماعی از بحران عبور میکند؟
سازمان تأمین اجتماعی سالهاست که با یک چالش مزمن دستوپنجه نرم میکند؛ افزایش تعهدات در برابر رشد کند منابع!
به گزارش خبرنگار دسترنج،سازمان تأمین اجتماعی سالهاست که با یک چالش مزمن دستوپنجه نرم میکند؛ افزایش تعهدات در برابر رشد کند منابع!
اکنون اعلام اختصاص ۲۷۷ هزار میلیارد تومان از بودجه سال جاری برای پرداخت بخشی از بدهیهای دولت به این سازمان، بار دیگر نگاهها را به بزرگترین صندوق بیمهای کشور معطوف کرده است.
در نگاه نخست، این رقم قابل توجه به نظر میرسد. تأمین اجتماعی برای پرداخت مستمری میلیونها بازنشسته و ارائه خدمات درمانی به بیمهشدگان، به نقدینگی پایدار نیاز دارد و هرگونه تزریق منابع میتواند بخشی از فشار مالی موجود را کاهش دهد. از همین رو، پرداخت بدهیهای دولت به این سازمان اقدامی ضروری و حتی اجتنابناپذیر است.
اما مسئله اصلی فراتر از یک عدد در بودجه است. واقعیت آن است که بحران تأمین اجتماعی صرفاً ناشی از کمبود منابع مقطعی نیست؛ بلکه ریشه در ناترازی ساختاری میان ورودیها و خروجیهای صندوق دارد. وقتی نسبت بیمهپردازان به مستمریبگیران به حدود چهار نفر در برابر یک نفر میرسد، زنگ خطر برای آینده صندوق به صدا درمیآید. این نسبت در بسیاری از نظامهای بیمهای موفق جهان بالاتر است و امکان پایداری مالی بیشتری را فراهم میکند.
از سوی دیگر، اجرای مرحله سوم متناسبسازی حقوق بازنشستگان اگرچه مطالبهای بهحق و ضروری برای حفظ قدرت خرید مستمریبگیران است، اما بدون تقویت منابع پایدار میتواند فشار مضاعفی بر صندوق وارد کند. به همین دلیل، همسانسازی حقوق باید همزمان با اصلاحات ساختاری در حوزه بیمه و اشتغال دنبال شود.
نکته مهم دیگری که رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس به آن اشاره کرده، ضرورت پوشش بیمهای مشاغل نوین، فریلنسرها و فعالان اقتصاد دیجیتال است. این بخش از اقتصاد ایران در حال گسترش است، اما هنوز سهم قابل توجهی از شاغلان آن خارج از چتر بیمه قرار دارند. ورود این گروهها به نظام بیمهای نه تنها امنیت شغلی آنان را افزایش میدهد، بلکه میتواند منابع جدید و پایداری را برای تأمین اجتماعی فراهم کند.
در نهایت باید گفت پرداخت بدهی دولت به تأمین اجتماعی اقدامی مثبت و لازم است، اما کافی نیست. آینده این سازمان بیش از آنکه به ارقام بودجهای وابسته باشد، به اصلاحات عمیق در ساختار بیمهای، گسترش پایه بیمهپردازان و ایجاد تعادل میان منابع و مصارف گره خورده است. اگر این اصلاحات به تعویق بیفتد، حتی بزرگترین تزریقهای مالی نیز تنها نقش مُسکن را برای بیماری مزمن صندوقهای بازنشستگی ایفا خواهند کرد.

