چرا اختلاف دولت و صداوسیما به یک مسئله سیاسی تبدیل شده است؟
انتقاد مسعود پزشکیان از نحوه پوشش مذاکرات و برخی تحلیلهای مطرحشده در صداوسیما، بار دیگر بحث درباره نقش و کارکرد رسانه ملی در فضای سیاسی کشور را به صدر اخبار بازگرداند.
انتقاد مسعود پزشکیان از نحوه پوشش مذاکرات و برخی تحلیلهای مطرحشده در صداوسیما، بار دیگر بحث درباره نقش و کارکرد رسانه ملی در فضای سیاسی کشور را به صدر اخبار بازگرداند. رئیسجمهور در دیدار با مدیران سازمان صداوسیما، ضمن انتقاد از طرح برخی تحلیلهای دور از واقعیت، به بازنشر گزینشی برخی مواضع درباره مذاکرات نیز اشاره کرد و خواستار نگاه دقیقتر و منطبق با واقعیتهای کشور شد.
این نخستین بار نیست که رئیس دولت نسبت به عملکرد صداوسیما گلایه میکند. از ماجرای قطع پخش زنده سخنان او در بهمنماه سال گذشته تا نحوه پوشش برخی دیدارها و مواضع سیاسی دولت، موارد متعددی وجود داشته که از نگاه دولت، رسانه ملی رویکردی همسو با سیاستهای رسمی دولت اتخاذ نکرده است.
اختلافی فراتر از یک دعوای رسانهای
آنچه این مناقشه را مهم میکند، صرفاً اختلاف میان یک دولت و یک سازمان رسانهای نیست. صداوسیما در ساختار سیاسی ایران جایگاهی متفاوت از سایر رسانهها دارد؛ رسانهای که از یک سو بودجه عمومی دریافت میکند و از سوی دیگر خود را رسانه رسمی و فراگیر کشور معرفی میکند.
از همین رو، هرگونه شائبه جانبداری سیاسی یا پوشش گزینشی اخبار، به سرعت به یک مسئله عمومی و سیاسی تبدیل میشود. منتقدان معتقدند رسانه ملی باید بازتابدهنده طیف گستردهای از دیدگاهها باشد، در حالی که حامیان رویکرد فعلی صداوسیما تأکید دارند که این سازمان موظف به دفاع از اصول و ارزشهای نظام است.
چالش اصلی دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود؛ جایی که مرز میان «رسانه حاکمیتی»، «رسانه ملی» و «رسانه جناحی» محل مناقشه قرار میگیرد.
پرونده مذاکرات؛ محل بروز اختلافات
یکی از مهمترین محورهای اختلاف میان دولت و صداوسیما در ماههای اخیر، موضوع مذاکرات بوده است. دولت تلاش دارد مذاکرات را بخشی از راهبرد رسمی کشور برای تأمین منافع ملی معرفی کند، اما برخی برنامهها و تحلیلهای رسانهای، تصویری متفاوت ارائه میدهند و بر پیامدهای منفی یا مخاطرات احتمالی آن تأکید دارند.
این در حالی است که تصمیمگیری درباره مذاکرات در ساختار جمهوری اسلامی ایران صرفاً در اختیار دولت نیست و نهادهای بالادستی از جمله شورای عالی امنیت ملی و سایر ارکان تصمیمگیر در این فرآیند نقش دارند. به همین دلیل، برخی ناظران معتقدند تبدیل موضوع مذاکرات به یک منازعه سیاسی داخلی، میتواند به برداشتهای متناقض در افکار عمومی منجر شود.
بحران اعتماد؛ مسئله اصلی رسانه ملی
فراتر از اختلافات سیاسی، موضوع مهمتر به میزان اعتماد عمومی به رسانه ملی بازمیگردد. در سالهای اخیر، گسترش شبکههای اجتماعی و رسانههای آنلاین موجب شده انحصار خبری صداوسیما تا حد زیادی از بین برود. در چنین فضایی، هرگونه احساس سانسور، پوشش یکطرفه یا حذف بخشی از واقعیتها میتواند بر اعتماد مخاطبان اثر بگذارد.
کارشناسان رسانه معتقدند در عصر رقابت اطلاعات، رسانهها بیش از هر زمان دیگری نیازمند حفظ اعتبار حرفهای هستند. مخاطب امروز نه تنها به دنبال دریافت خبر، بلکه در جستوجوی روایتهای متنوع و تحلیلهای قابل اتکاست. از این منظر، هرچه فاصله میان روایت رسانه و برداشت عمومی جامعه بیشتر شود، چالش اعتماد نیز عمیقتر خواهد شد.
پزشکیان و راه دشوار اصلاح رابطه با صداوسیما
در عین حال، دولت نیز تاکنون راهبرد مشخصی برای مواجهه با انتقادات و رویکردهای رسانه ملی ارائه نکرده است. اگرچه رئیسجمهور در چند مقطع به صورت علنی از عملکرد صداوسیما انتقاد کرده، اما این انتقادها تاکنون به تغییر محسوسی در مناسبات دو طرف منجر نشده است.
برخی تحلیلگران معتقدند دولت برای اصلاح این وضعیت نیازمند گفتوگوی نهادی و ایجاد سازوکارهای جدید تعامل با رسانه ملی است. در مقابل، گروهی دیگر بر این باورند که ساختار و جهتگیری صداوسیما فراتر از دولتها تعریف میشود و تغییر آن نیازمند تصمیمات کلانتر است.
یک پرسش قدیمی؛ رسانه ملی یا رسانه جناحی؟
اختلاف اخیر میان دولت و صداوسیما بار دیگر یک پرسش قدیمی را زنده کرده است؛ اینکه رسانهای که از بودجه عمومی استفاده میکند، تا چه اندازه باید بازتابدهنده دیدگاههای متنوع سیاسی و اجتماعی باشد؟
واقعیت این است که در شرایط پیچیده اقتصادی و سیاسی کشور، نیاز به رسانهای که بتواند نقش حلقه اتصال میان حاکمیت، دولت و جامعه را ایفا کند، بیش از گذشته احساس میشود. از همین رو، ادامه مناقشات میان دولت و رسانه ملی تنها یک اختلاف سازمانی نیست، بلکه موضوعی است که مستقیماً بر فضای عمومی، اعتماد اجتماعی و کیفیت گفتوگوی سیاسی در کشور تأثیر میگذارد.
این پرسش همچنان پابرجاست که آیا صداوسیما خواهد توانست جایگاه خود را به عنوان رسانهای فراگیر و مورد اعتماد همه سلایق سیاسی بازتعریف کند یا منازعات سیاسی همچنان بر عملکرد آن سایه خواهد انداخت.

