روایت حسین نجفی از بحران سیاست، معیشت و بن‌بست اصلاح‌طلبی؛

مردم دیگر فریب دعواهای سیاسی را نمی‌خورند

کد خبر: 2476
|

حسین نجفی، دانش‌آموخته علوم سیاسی دانشگاه تهران، در گفت‌وگو با «دسترنج ۲۴» از شکاف عمیق میان سیاست و زندگی مردم می‌گوید؛ از ساختاری که حتی نیروهای توانمند را هم فرسوده می‌کند، از اصلاح‌طلبی‌ای که از معیشت جا مانده و از جامعه‌ای که دیگر با شعار، بیانیه و جنگ روایت‌ها قانع نمی‌شود.

کد خبر: 2476
|

به گزارش خبرنگار دسترنج ۲۴،نجفی معتقد است ریشه بحران‌های کشور را نباید فقط در ضعف مدیران یا ناکارآمدی افراد جست‌وجو کرد. به باور او، مسئله اصلی در «ساختار تصمیم‌گیری» است؛ ساختاری که حتی اگر افراد توانمند و متخصص هم وارد آن شوند، در نهایت آن‌ها را مستهلک می‌کند و به جای خلاقیت، انطباق و محافظه‌کاری را پاداش می‌دهد.

او می‌گوید مسئله امروز ایران، صرفاً کمبود نیروی شایسته نیست، بلکه نوعی مهندسی معیوب در تصمیم‌گیری است که شایسته‌سالاری را تضعیف و ناکارآمدی را بازتولید می‌کند. در چنین وضعیتی، بوروکراسی به جای آنکه ابزار پیشرفت باشد، به مانعی در برابر اصلاح تبدیل می‌شود.

سیاست از جامعه عقب افتاده

از نگاه این دانش‌آموخته علوم سیاسی، یکی از خطرناک‌ترین بحران‌های امروز، فاصله میان واقعیت جامعه و تصویری است که سیاست از جامعه برای خود ساخته است. او معتقد است نهادهای تصمیم‌گیر، به جای شنیدن صدای واقعی مردم، گاه درگیر روایت‌سازی و مدیریت ادراک شده‌اند.

نجفی این وضعیت را نوعی «گسست بازخوردی» می‌داند؛ یعنی جایی که سیاست، دیگر از نیازها و اضطراب‌های واقعی مردم تغذیه نمی‌کند. نتیجه چنین شکافی آن است که سیاست از ابزار حل مسئله، به ابزاری برای مدیریت بحران و حفظ وضع موجود تبدیل می‌شود.

 مردم نتیجه می‌خواهند

نجفی در بخش دیگری از این گفت‌وگو، به نقد اصلاح‌طلبی می‌پردازد و می‌گوید این جریان در سال‌های اخیر بیش از آنکه در میدان تغییر واقعی حاضر باشد، در تقابل‌های گفتمانی و بحث‌های نظری گرفتار شده است.

او می‌گوید جامعه امروز اصلاح را نه در بیانیه‌ها و واژه‌های زیبا، بلکه در سفره، امنیت روانی، ثبات اقتصادی و امید به آینده جست‌وجو می‌کند. به همین دلیل، اگر اصلاح‌طلبی بخواهد اعتماد از دست‌رفته را بازیابی کند، باید از «سیاست توضیح دادن» به سمت «سیاست حل مسئله» حرکت کند.

اصلاح‌طلبی در حباب

به باور نجفی، بخشی از جریان اصلاح‌طلب در یک حباب ادراکی گرفتار شده است؛ حبابی که در آن، پیروزی در بحث‌های شبکه‌های اجتماعی و محافل فکری، با تغییر واقعی در زندگی مردم اشتباه گرفته می‌شود.

او تأکید می‌کند که اصلاح‌طلبی اگر نتواند میان آرمان‌های سیاسی و مطالبات اقتصادی پیوند برقرار کند، به تدریج به یک نوستالژی سیاسی تبدیل خواهد شد؛ جریانی که از گذشته حرف می‌زند، اما برای اکنون پاسخی ندارد.

سیاست شبیه نمایش شده

نجفی با لحنی صریح می‌گوید سیاست در ایران بیش از حد به صحنه نمایش تبدیل شده است. بازیگران سیاسی چنان درگیر رادیکالیسم، دوگانه‌سازی و رقابت‌های هیجانی شده‌اند که فراموش کرده‌اند مخاطب اصلی سیاست، همان مردمی هستند که زیر فشار زندگی روزمره فرسوده شده‌اند.

او معتقد است بخش بزرگی از جامعه، دیگر نه با اشتیاق، بلکه با بی‌اعتمادی به این صحنه نگاه می‌کند. در واقع، بسیاری از مردم از این «نمایش» عبور کرده‌اند، چون احساس می‌کنند دعواهای سیاسی هیچ تغییری در زندگی واقعی آن‌ها ایجاد نمی‌کند.

 گفت‌وگو جای تک‌گویی

به باور نجفی، آنچه امروز در سیاست ایران جریان دارد، بیشتر یک «تک‌گویی جمعی» است تا گفت‌وگو. هر جریان بیشتر برای هواداران خود حرف می‌زند تا برای حل مسائل کشور.

او می‌گوید کشور بیش از هر زمان دیگری به گفت‌وگوی ملی نیاز دارد؛ نه به‌عنوان یک توصیه اخلاقی، بلکه به‌عنوان یک ضرورت عملی. از نگاه او، باید از مونولوگ‌های قهرمانانه عبور کرد و به دیالوگ‌های خسته‌کننده اما کارآمد رسید؛ جایی که منافع ملی بر منافع جناحی غلبه پیدا می‌کند.

اشتباه تاریخی اصلاحات

نجفی در جمع‌بندی دیدگاه خود می‌گوید اصلاح‌طلبی سال‌ها درگیر یک خطای بزرگ بود: این تصور که می‌توان با روایت، بیانیه و برتری کلامی، جای خالی نهادسازی و کارآمدی را پر کرد.

او تأکید می‌کند که سیاست فقط میدان سخن‌گفتن نیست؛ میدان ساختن نهاد، برنامه، ثبات اقتصادی و نتیجه ملموس هم هست. به گفته او، آینده هر جریان سیاسی در ایران، نه در قدرت کلام، بلکه در توانایی آن برای بهبود زندگی واقعی مردم تعیین می‌شود.

به گزارش خبرنگار ما،حسین نجفی یک حرف روشن دارد: دوران شعارهای پرزرق‌وبرق گذشته است. مردمی که زیر فشار اقتصادی، بی‌ثباتی و ناامیدی زندگی می‌کنند، دیگر با جنگ روایت‌ها قانع نمی‌شوند. سیاست اگر بخواهد دوباره برای جامعه معنا پیدا کند، باید به جای نمایش، نتیجه تولید کند.

دیدگاه خود را بنویسید