در بازار وفور کالا هست؛ اما قدرت خرید عقب نشسته است
قفسههای پر، سبدهای خالیتر!
بازارهای مازندران از کمبود کالا عبور کردهاند، اما به نقطه تازهای رسیدهاند: وفور کالا در کنار افت محسوس قدرت خرید. نتیجه این وضعیت، تغییر رفتار مصرفکننده و کوچکتر شدن تدریجی سبدهای خرید است.
اگر این روزها سری به فروشگاههای ساری یا شهرهای اطراف بزنید، اولین چیزی که جلب توجه میکند کمبود کالا نیست. برعکس؛ برنج هست، لبنیات هست، روغن هست و حتی تنوع برندها بیشتر از چند سال قبل شده است.
اما تصویر دوم، آرامتر و مهمتر است: مردم کمتر از قبل خرید میکنند.
جلوی قفسهها مکث بیشتر شده. بعضیها کالا را برمیدارند، برچسب قیمت را نگاه میکنند، بعد آرام برمیگردانند سر جایش. خریدی که زمانی عادی و بیفکر انجام میشد، حالا حسابوکتابدار شده است.
این تصویر فقط مخصوص ساری نیست؛ در قائمشهر، بابل و آمل هم تکرار میشود.
مسئله کمبود کالا نیست. بازار از جنس قحطی نیست.مسئله فاصلهای است که آرام و بیصدا بیشتر شده و آن هم فاصله بین درآمد و قیمتها است.
در ظاهر، تأکید مسئولان هم همین است؛ اینکه «کمبود نداریم» و قفسهها پر است. از نظر تأمین کالا، این گزاره درست است. اما سؤال اصلی جای دیگری است: پر بودن قفسه برای خریدی که انجام نمیشود، چه معنایی دارد؟
در سالهای اخیر، قیمت کالاهای اساسی از گوشت و لبنیات گرفته تا اقلام روزمره، سریعتر از رشد درآمد خانوارها حرکت کرده است. نتیجه در رفتار خرید کاملاً قابل مشاهده است: کوچکتر شدن سبدها.
گوشت کمتر، لبنیات انتخابیتر، برندها ارزانتر. خریدها دیگر یکباره کامل نمیشوند؛ تکهتکه و با حذفهای آرام پیش میروند.
در مازندران، جایی که هزینههای زندگی معمولاً بالاتر از میانگین کشور است، این فشار بیشتر خودش را نشان میدهد؛ از اجاره و خوراک گرفته تا حملونقل.
در چنین فضایی، طرحهایی مثل کالابرگ بهعنوان ابزار حمایتی مطرح میشوند. اما مسئله اینجاست که اگر این حمایتها همپای تورم حرکت نکنند، اثرشان خیلی زود فرسوده میشود؛ عددی که امروز کمک است، فردا فقط یک رقم باقی میماند.
در نهایت، مشکل اصلی ساده اما عمیق است: تورم آرام و پیوسته، فاصله میان درآمد و هزینه را بیشتر کرده است و تا وقتی این فاصله ترمیم نشود، پر بودن قفسهها بهتنهایی تغییری در تجربه خرید مردم ایجاد نمیکند.
قفسهها پرند اما سبد خرید، نه به اندازه قبل.

