مدیرکل اسبق تأمین اجتماعی مازندران از پشتپرده بحرانهای این سازمان میگوید:
سازمان تأمین اجتماعی از «صندوق بیننسلی» به «قلک دولت» تبدیل شده است/ سهجانبهگرایی قربانی تصمیمات پشت درهای بسته شد
سازمان تأمین اجتماعی، این روزها در کانون بحرانهای مالی و ساختاری قرار گرفته است. علیاصغر محمودی، مدیرکل اسبق تأمین اجتماعی استان مازندران در گفتوگویی صریح و چالشی با «دسترنج ۲۴»، دگرگونی در «ماهیت» این سازمان را کلید اصلی مشکلات کنونی میداند. او معتقد است توازن قدرت میان کارگر، کارفرما و دولت به هم خورده و این نهاد بزرگ بیمهای، به ابزاری برای جبران کسریهای بودجه دولت تبدیل شده است.
سازمان تأمین اجتماعی، این روزها در کانون بحرانهای مالی و ساختاری قرار گرفته است. علیاصغر محمودی، مدیرکل اسبق تأمین اجتماعی استان مازندران در گفتوگویی صریح و چالشی با «دسترنج ۲۴»، دگرگونی در «ماهیت» این سازمان را کلید اصلی مشکلات کنونی میداند. او معتقد است توازن قدرت میان کارگر، کارفرما و دولت به هم خورده و این نهاد بزرگ بیمهای، به ابزاری برای جبران کسریهای بودجه دولت تبدیل شده است.
تغییر ماهیت؛ از استقلال تا روزمرگی
محمودی در ابتدای این گفتگو، با نگاهی آسیبشناسانه به آنچه بر پیکره تأمین اجتماعی گذشته است، میگوید: «آنچه شاهد آن هستیم، فقط جابهجاییهای اداری نیست؛ بلکه دگرگونی در ماهیت سازمان است.» به گفته او، تأمین اجتماعی که باید به عنوان یک صندوق مستقل بیننسلی حافظ منافع بیمهشدگان باشد، اکنون در چنبرهی روزمرگی اسیر شده و بهجای برنامهریزیهای بلندمدت، تمام توان خود را صرف حل بحرانهای لحظهای میکند.
ذبح سهجانبهگرایی در پایِ فشارهای سیاسی
یکی از محورهای اصلی نقد محمودی، تضعیف اصل «سهجانبهگرایی» است. او تصریح میکند: «سازمان تأمین اجتماعی بر پایه توازن میان دولت، کارفرمایان و کارگران بنا شده بود. اما امروز این توازن عملاً از بین رفته و سازمان به ابزاری در دست دولتها برای جبران کمبودها تبدیل شده است.»
او در ادامه با اشاره به نقش فشارهای بیرونی میافزاید: «مجلس با ابزارهایی مانند رأی اعتماد، استیضاح و تصویب لوایح، نقش تعیینکنندهای در معادلات اجرایی سازمان دارد. این فشارها باعث شده مدیران و وزرا ناچار به امتیازدهی شوند و در نهایت، استقلال این نهاد قربانی تعاملات سیاسی شود.»

ناترازی صندوقها؛ محصول تصمیمات کوتاهمدت
مدیرکل اسبق تأمین اجتماعی مازندران، بحران ناترازی صندوقها را نتیجه یک عامل خاص نمیداند و معتقد است که باید به دنبال دلایل ریشهای گشت. وی در این باره میگوید: «تحریمها، نوسانات اقتصادی و کاهش اشتغال، عوامل بیرونی هستند که بر صندوق فشار میآورند، اما عامل درونی که آسیب را دوچندان کرده، فقدان برنامهریزی پایدار است. مدیران میانی در این ساختار، اغلب به مجریان تصمیمات سطوح بالاتر تبدیل شدهاند که صدایی برای بیان حقایق و اصلاحات ساختاری ندارند.»
هنر مدیریت؛ حفظ اصول در میانه طوفان
محمودی در پایان این گفتگو، ضمن تأیید وجود فشارهای سیاسی در دوران مسئولیت خود، رویکرد مدیریتیاش را اینگونه تبیین میکند: «در تمام دورهها، فشارهای دولت و نهادهای بالادستی وجود داشته و دارد. اما هنر مدیریت در این سازمانِ حساس، حفظ تعادل است؛ به طوری که اجازه ندهیم تصمیمات کوتاهمدت و فشارهای سیاسی، اصولِ حیاتی سازمان و آینده بازنشستگان را قربانی کند.»

