وقتی درصد پیشرفت جای نتیجه را میگیرد؛
زبالهسوز ساری؛ چند سال دیگر باید منتظر «افتتاح نزدیک» بمانیم؟
هر سال خبر از شتاب گرفتن اجرای نیروگاه زبالهسوز ساری منتشر میشود، هر بار درصدهای جدیدی از پیشرفت پروژه اعلام میشود و هر بار وعده افتتاح دوباره به صدر اخبار بازمیگردد؛ اما سؤال ساده مردم همچنان بیپاسخ مانده است: اگر این پروژه تا این اندازه پیشرفت کرده، چرا هنوز وارد مدار نشده است؟ زبالهسوز ساری امروز فقط یک طرح عمرانی نیست؛ آزمونی جدی برای سنجش وعدهپذیری، پاسخگویی و کارآمدی مدیریت شهری در برابر افکار عمومی است.
به گزارش دسترنج ۲۴،سالهاست که نام نیروگاه زبالهسوز ساری با واژههایی مانند «افتتاح قریبالوقوع»، «تکمیل نهایی» و «شتاب در اجرا» همراه شده است؛ اما واقعیت میدانی نشان میدهد این پروژه همچنان در فاصله میان وعده و عمل قرار دارد.
پروژهای که قرار بود بخشی از معضل پیچیده پسماند در مرکز مازندران را سامان دهد، امروز خود به یکی از نمادهای طولانی شدن طرحهای نیمهتمام تبدیل شده است. این وضعیت نه فقط یک مسئله عمرانی، بلکه مسئلهای مرتبط با اعتماد عمومی است؛ چراکه مردم سالهاست اخبار پیشرفت پروژه را میشنوند، اما اثر ملموس آن را در زندگی روزمره خود مشاهده نمیکنند.
اعلام پیشرفتهای فیزیکی بالا، از جمله درصدهای بالای اجرای ابنیه و نصب تجهیزات، طبیعتاً میتواند امیدبخش باشد؛ اما در نگاه افکار عمومی یک پرسش اساسی همچنان باقی است: اگر پروژه تا این اندازه پیشرفت کرده، چرا هنوز شهروندان ساری نتیجه نهایی را نمیبینند؟
مدیریت پروژههای بزرگ تنها با ارائه آمار پیشرفت سنجیده نمیشود؛ معیار اصلی، زمانبندی، بهرهبرداری و تأثیر واقعی آن بر زندگی مردم است. در موضوع پسماند، این اهمیت دوچندان است، زیرا هر روز تأخیر در حل این بحران، هزینههای زیستمحیطی و اجتماعی بیشتری به همراه دارد.
مازندران استانی با ظرفیتهای طبیعی کمنظیر است، اما همین ظرفیتها در سالهای اخیر زیر فشار مشکلاتی مانند انباشت زباله، شیرابهها و نبود مدیریت پایدار پسماند قرار گرفتهاند. بنابراین نیروگاه زبالهسوز ساری نباید صرفاً به عنوان یک پروژه ساختمانی دیده شود؛ این طرح بخشی از یک ضرورت زیستمحیطی برای آینده استان است.
البته باید پذیرفت که اجرای چنین پروژههایی با چالشهای فنی، مالی و مدیریتی همراه است. تأمین اعتبار، ورود تجهیزات، مسائل قراردادی و هماهنگی میان دستگاههای مختلف، همگی عواملی هستند که میتوانند روند اجرا را دشوار کنند. اما این مشکلات نمیتواند جایگزین پاسخگویی شفاف به مردم شود.
اکنون مهمترین مطالبه افکار عمومی یک جمله ساده است: نیروگاه زبالهسوز ساری دقیقاً چه زمانی وارد مدار میشود؟
انتشار جدول زمانبندی روشن، اعلام مراحل باقیمانده، معرفی منابع تأمین اعتبار و ارائه گزارش منظم از روند اجرا، میتواند بخشی از فاصله ایجادشده میان مدیران و مردم را کاهش دهد.
مدیریت شهری موفق، مدیریتی نیست که فقط پروژههای بزرگ را آغاز کند؛ بلکه مدیریتی است که بتواند پروژهها را به سرانجام برساند و نتیجه آن را در زندگی شهروندان آشکار کند.
نیروگاه زبالهسوز ساری امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند تصمیم جدی، هماهنگی عملیاتی و پاسخگویی شفاف است. مردم ساری دیگر تنها شنیدن خبر «پیشرفت» را کافی نمیدانند؛ آنها منتظر روزی هستند که این پیشرفت را در میدان عمل ببینند.
زیرا در نهایت، اعتبار مدیران با تعداد وعدهها سنجیده نمیشود؛ با تعداد وعدههایی سنجیده میشود که به نتیجه رسیدهاند.

