یادداشت تحلیلی؛
وقتی هشدار هست اما خسارت همچنان سنگین است؛ کشاورزی مازندران زیر فشار سیلاب!
خسارت ۱۸ هزار و ۹۳۵ میلیارد ریالی سیلاب اخیر به بخش کشاورزی مازندران، صرفاً یک عدد در گزارشهای رسمی نیست؛ پشت این رقم، هزاران بهرهبردار، زمینهای زراعی و باغی، سرمایههای از دسترفته و معیشت خانوارهای روستایی قرار دارد. پرسش مهم اینجاست که چرا با وجود صدور هشدارهای هواشناسی و انجام اقدامات پیشگیرانه، شدت خسارت همچنان تا این اندازه بالاست؟
به گزارش خبرنگار دسترنج ۲۴،بارندگی شدید و وقوع سیلاب در مازندران اتفاق تازهای نیست. جغرافیای استان، گستردگی اراضی کشاورزی، وجود رودخانهها و مسیلهای متعدد و همچنین قرار گرفتن بخش قابل توجهی از زمینهای زراعی و باغی در معرض مخاطرات طبیعی، مازندران را همواره در برابر سیلاب آسیبپذیر کرده است.
اما تکرار این حوادث نباید به معنای پذیرفتن خسارتهای سنگین به عنوان یک امر اجتنابناپذیر باشد.
هشدار هواشناسی؛ کافی نیست
صدور هشدار هواشناسی زمانی میتواند به کاهش خسارت منجر شود که فاصله میان «هشدار» و «اقدام عملی» به حداقل برسد.
در مازندران، هشدارهای هواشناسی معمولاً پیش از ورود سامانههای بارشی صادر میشود، اما پرسش اصلی این است که این هشدارها تا چه اندازه به برنامه عملیاتی برای حفاظت از اراضی کشاورزی، مسیرهای آب، زیرساختهای روستایی و سرمایه بهرهبرداران تبدیل میشود.
اگر سیلاب قابل پیشبینی است، بخشی از خسارتها نیز باید قابل پیشگیری باشد. مدیریت سیلاب تنها به زمان وقوع حادثه محدود نمیشود؛ لایروبی و ساماندهی رودخانهها و آبراههها، اصلاح مسیرهای عبور آب، حفاظت از زیرساختهای روستایی و آموزش بهرهبرداران، بخشی از همان زنجیرهای است که میتواند شدت خسارت را کاهش دهد.
۱۸ هزار میلیارد ریال خسارت؛ یک هشدار اقتصادی
رقم اعلامشده از سوی سازمان جهاد کشاورزی مازندران، فقط خسارت به محصولات نیست؛ این رقم میتواند به معنای از بین رفتن بخشی از سرمایه تولید، کاهش درآمد کشاورزان و افزایش هزینههای بازسازی و شروع دوباره فعالیت باشد.
کشاورزی برای بسیاری از روستاهای مازندران تنها یک فعالیت اقتصادی نیست؛ بخش مهمی از زندگی و درآمد خانوارها به زمین، باغ و تولید وابسته است. بنابراین، هر بار که یک سیلاب بخشهایی از این سرمایه را از بین میبرد، آثار آن از مزرعه و باغ فراتر میرود و به معیشت، اشتغال و اقتصاد محلی منتقل میشود.
جبران خسارت؛ از وعده تا پرداخت
پس از هر حادثه طبیعی، یکی از مهمترین مطالبات کشاورزان، جبران سریع خسارت است. اما تجربه نشان داده است که فاصله میان اعلام خسارت، تأمین اعتبار و پرداخت واقعی به بهرهبرداران میتواند طولانی باشد.
اکنون که کارشناسان جهاد کشاورزی ارزیابی خسارتها را آغاز کردهاند، مرحله مهمتر تأمین منابع و پرداخت به کشاورزان است. بهرهبرداری که محصول یا سرمایه تولیدی خود را از دست داده، برای ادامه فعالیت منتظر گزارشهای اداری نمیماند؛ او به نقدینگی، تسهیلات، نهاده و حمایت فوری نیاز دارد.
از این منظر، ارزیابی خسارت باید تنها نقطه آغاز باشد، نه پایان فرآیند مدیریت بحران.
مازندران نیازمند تغییر نگاه به مدیریت سیلاب است
سیلاب اخیر بار دیگر نشان داد که مدیریت بحران در مازندران نباید صرفاً به امدادرسانی پس از حادثه محدود شود. اگر قرار است خسارتهای چند هزار میلیارد ریالی تکرار نشود، باید نگاه پیشگیرانه در مدیریت منابع آب، رودخانهها، اراضی کشاورزی و زیرساختهای روستایی تقویت شود.
از سوی دیگر، توسعه بیمه محصولات کشاورزی و افزایش پوشش واقعی خسارتها نیز میتواند بخشی از ریسک تولید را کاهش دهد. کشاورزی که در برابر یک حادثه طبیعی تمام سرمایه خود را از دست میدهد، بدون حمایت مؤثر ممکن است نهتنها یک فصل تولید، بلکه امکان ادامه فعالیت اقتصادی خود را نیز از دست بدهد.
سؤال اصلی؛ آیا هر سیلاب باید به بحران اقتصادی تبدیل شود؟
وقوع بارش شدید را نمیتوان متوقف کرد، اما میزان خسارت آن تا حد زیادی به کیفیت مدیریت پیش از حادثه، آمادگی دستگاهها و سرعت حمایت پس از حادثه بستگی دارد.
خسارت ۱۸ هزار و ۹۳۵ میلیارد ریالی کشاورزی مازندران باید فراتر از یک آمار در گزارشهای رسمی دیده شود؛ این رقم هشداری جدی درباره میزان آسیبپذیری تولید و معیشت روستایی در برابر مخاطرات طبیعی است.
اکنون انتظار میرود دستگاههای مسئول، علاوه بر تسریع در پرداخت خسارت به بهرهبرداران، از تکرار این چرخه نیز جلوگیری کنند؛ چرخهای که در آن هشدار صادر میشود، سیلاب میآید، خسارت ثبت میشود و پس از حادثه، همه به دنبال تأمین اعتبار میروند.
مازندران بیش از آنکه به مدیریت پس از سیلاب نیاز داشته باشد، به مدیریت پیش از سیلاب نیاز دارد.

