ثبات گمشده در چوب و کاغذ؛

مدیران می‌آیند و می‌روند؛ چوب و کاغذ می‌ماند و تبعات تصمیم‌ها!

کد خبر: 3797
|
بروزرسانی: ۲۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۸:۲۱

در حالی زمزمه تغییر دوباره مدیرعامل شرکت صنایع چوب و کاغذ مازندران به گوش می‌رسد که هنوز زمان زیادی از انتصاب مدیرعامل فعلی نگذشته است؛ اتفاقی که بار دیگر بحث درباره بی‌ثباتی مدیریتی در یکی از مجموعه‌های مهم صنعتی مازندران را داغ کرده است. پرسش اینجاست که در این رفت‌وآمدهای مدیریتی، سهم «تخصص، ثبات و برنامه» چقدر است و آیا صنعت چوب و کاغذ فرصت آن را پیدا می‌کند که از یک مدیریت، نتیجه‌ای قابل ارزیابی ببیند؟

کد خبر: 3797
|

به گزارش خبرنگار دسترنج ۲۴،زمزمه‌های تغییر دوباره مدیرعامل شرکت صنایع چوب و کاغذ مازندران، در شرایطی مطرح شده که هنوز مدت زیادی از حضور مدیرعامل فعلی در این مجموعه نگذشته است؛ موضوعی که فارغ از درست یا نادرست بودن این شایعات، یک سؤال جدی و قابل تأمل را پیش روی سهامداران، کارکنان و افکار عمومی قرار می‌دهد:

شرکت صنایع چوب و کاغذ مازندران قرار است با چه افقی مدیریت شود؟

اگر تغییر مدیرعامل، حق و اختیار قانونی سهامداران است، تردیدی در این حق وجود ندارد. اما آیا هر تغییری الزاماً به معنای اصلاح امور است؟ آیا می‌توان انتظار داشت مدیری در چند ماه، برنامه‌ای را که برای یک مجموعه صنعتی بزرگ طراحی کرده به نتیجه برساند و سپس پیش از آنکه عملکردش در یک بازه منطقی ارزیابی شود، جای خود را به فرد دیگری بدهد؟

در سال‌های نه‌چندان دور، مدیران عامل چنین مجموعه‌هایی فرصت بیشتری برای اجرای برنامه، اصلاح ساختار، شناخت ظرفیت‌های تولید و بازار و ارائه کارنامه داشتند. امروز اما وقتی فاصله میان آمدن و رفتن مدیران کوتاه‌تر می‌شود، طبیعی است که این پرسش مطرح شود که ثبات مدیریتی چه جایگاهی در تصمیم‌گیری‌های این شرکت دارد؟

مسئله فقط نام یک مدیر نیست؛ مسئله، آینده یک بنگاه صنعتی است.

شرکتی با پیشینه و ظرفیت‌های صنایع چوب و کاغذ مازندران، به مدیری نیاز دارد که بتواند از ظرفیت‌های تولیدی و اقتصادی مجموعه استفاده کند، بازار را بشناسد، مشکلات صنعت کاغذ را درک کند و برای چالش‌های آن راهکار داشته باشد. بنابراین مطالبه افکار عمومی و سهامداران می‌تواند بسیار ساده باشد:

معیار انتخاب مدیرعامل چیست؟

آیا تخصص مرتبط با صنعت، سابقه اجرایی، شناخت از بازار کاغذ و تجربه مدیریت بنگاه‌های صنعتی، در صدر معیارهای انتخاب قرار دارد یا عوامل دیگری نیز در این تصمیم نقش دارند؟

این پرسش نه اتهام است و نه قضاوت درباره افراد؛ بلکه مطالبه‌ای طبیعی درباره نحوه اداره یک مجموعه مهم صنعتی است.

در سال‌های اخیر، انتصاب برخی چهره‌هایی که سابقه فعالیت سیاسی یا نمایندگی داشته‌اند در سمت‌های مدیریتی مختلف، این بحث را جدی‌تر کرده است. تأکید بر این نکته ضروری است که داشتن سابقه سیاسی یا نمایندگی، به خودی خود نه نقطه ضعف است و نه دلیل بر ناتوانی یک فرد در مدیریت یک مجموعه صنعتی. اما سؤال اینجاست که آیا چنین سوابقی، به تنهایی یا بدون برخورداری از تجربه و دانش تخصصی مرتبط، می‌تواند برای اداره یک صنعت تخصصی کافی باشد؟

پاسخ این سؤال را باید در کارنامه و شایستگی حرفه‌ای افراد جست‌وجو کرد، نه در گرایش‌های سیاسی آنان.

امروز انتظار سهامداران و کارکنان از تصمیم‌گیران، چیزی فراتر از جابه‌جایی اسامی است. آنها حق دارند بدانند مدیر آینده با چه برنامه‌ای می‌آید، چه سابقه‌ای در مدیریت صنعتی دارد، برای تولید چه خواهد کرد، درباره بازار و فروش چه برنامه‌ای دارد، با نیروی انسانی چگونه مواجه خواهد شد و مهم‌تر از همه، چه مدت فرصت خواهد داشت تا برنامه‌هایش را اجرا کند و بر اساس چه شاخص‌هایی مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت؟

شرکت صنعتی با تغییر مداوم مدیرعامل، فرصت چندانی برای اجرای برنامه‌های بلندمدت پیدا نمی‌کند. هر مدیر جدید، طبیعی است که بخشی از زمان خود را صرف شناخت مجموعه و تنظیم تیم مدیریتی و اجرایی کند. اگر پیش از رسیدن برنامه‌ها به مرحله نتیجه‌گیری، دوباره تغییر اتفاق بیفتد، این چرخه می‌تواند به جای اصلاح، به فرسایش مدیریتی منجر شود.

بنابراین اگر قرار است تغییری صورت بگیرد، مطالبه روشن است:

مدیرعامل بعدی باید با صنعت چوب و کاغذ نسبت تخصصی و اجرایی داشته باشد؛ برنامه مشخص ارائه کند؛ کارنامه‌اش قابل ارزیابی باشد و برای اجرای برنامه‌هایش فرصت منطقی در اختیار داشته باشد.

صنایع چوب و کاغذ مازندران محل آزمون و خطای مدیریتی نیست. این مجموعه سرمایه سهامداران، محل اشتغال هزاران نفر به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم و بخشی از ظرفیت صنعتی کشور است.

حق سهامداران برای تغییر مدیران محترم؛
اما در مقابل، حق سهامداران برای مطالبه مدیر متخصص، برنامه‌محور و پاسخگو نیز باید محترم شمرده شود.

این بار بهتر است پیش از آنکه نام گزینه‌ای برای مدیرعاملی مطرح شود، ابتدا یک سؤال ساده پاسخ داده شود:

او برای مدیریت صنعت چوب و کاغذ چه چیزی در کارنامه خود دارد؟

اگر پاسخ این سؤال روشن باشد، انتخاب نیز می‌تواند قابل دفاع باشد؛ اما اگر قرار باشد باز هم تخصص در حاشیه و ملاحظات غیرتخصصی در متن قرار بگیرد، طبیعی است که نگرانی درباره آینده شرکت ادامه داشته باشد.

این شرکت بیش از هر چیز به ثبات، تخصص و برنامه نیاز دارد؛ نه تغییرات پی‌درپی و مدیریت‌های کوتاه‌مدت.

دیدگاه خود را بنویسید