یک یادداشت مخاطبی و یک پرسش مهم درباره معیار ماندگاری مدیران؛

میراث یک استاندار کجاست؛ در قاب افتتاحیه‌ها یا در ساختن آینده‌ای که می‌ماند؟

کد خبر: 2473
|

یادداشتی که یکی از مخاطبان «دسترنج ۲۴» با موضوع «میراث واقعی یک استاندار» برای این رسانه ارسال کرده و درخواست کرده است نام او محفوظ بماند، بار دیگر یک پرسش مهم را به فضای عمومی مدیریت استان‌ها بازمی‌گرداند؛ آیا سنجش عملکرد مدیران استانی باید تنها بر اساس تعداد پروژه‌ها و گزارش‌های اجرایی انجام شود، یا باید شاخص‌های عمیق‌تری مانند کیفیت حکمرانی، نهادسازی و ایجاد ظرفیت‌های پایدار نیز مورد توجه قرار گیرد؟

کد خبر: 2473
|

دسترنج ۲۴ ضمن احترام به دیدگاه این مخاطب، این یادداشت را فرصتی برای طرح یک بحث عمومی درباره معیارهای ارزیابی مدیریت می‌داند و در ادامه، تحلیلی مستقل از سوی سردبیر ارائه می‌شود.

متن تحلیل سردبیر

در فضای مدیریتی استان‌ها، همواره این پرسش مطرح بوده که یک مدیر ارشد اجرایی چگونه باید ارزیابی شود؛ با تعداد پروژه‌هایی که به سرانجام رسانده، میزان اعتبارات جذب‌شده و طرح‌هایی که افتتاح کرده، یا با میزان تغییری که در شیوه اداره، تصمیم‌گیری و آینده‌سازی یک منطقه ایجاد کرده است؟

بدون تردید پروژه‌های عمرانی بخش مهمی از مسیر توسعه هستند. جاده‌ها، زیرساخت‌ها، طرح‌های اقتصادی و خدمات عمومی، آثار ملموسی دارند و بخشی از وظایف هر مدیریت اجرایی را تشکیل می‌دهند. اما تجربه مدیریت عمومی نشان می‌دهد توسعه پایدار تنها به ساخت پروژه‌های فیزیکی محدود نمی‌شود؛ بلکه به ایجاد ظرفیت‌هایی نیاز دارد که بتوانند در طول زمان و حتی پس از تغییر مدیران، به فعالیت خود ادامه دهند.

در ادبیات حکمرانی، یکی از نشانه‌های مهم مدیریت اثربخش، «نهادسازی» است؛ یعنی ایجاد فرآیندها، سازوکارها و ارتباطاتی که وابسته به حضور یک فرد یا یک دوره خاص نباشند. تقویت ارتباط میان مدیریت استان با دانشگاه‌ها، نخبگان، بخش خصوصی، رسانه‌ها و تشکل‌های اجتماعی، همچنین توجه به تربیت نیروهای توانمند برای آینده، از جمله اقداماتی است که می‌تواند به افزایش سرمایه اجتماعی و کیفیت تصمیم‌گیری کمک کند.

البته ارزیابی عملکرد مدیران استانی باید با در نظر گرفتن واقعیت‌های اجرایی و محدودیت‌های قانونی انجام شود. اختیارات مدیران در چارچوب قوانین و سیاست‌های کلان کشور تعریف می‌شود و همه تصمیم‌های اثرگذار در سطح استان اتخاذ نمی‌شود. بنابراین هرگونه قضاوت درباره عملکرد مدیران، نیازمند توجه همزمان به دستاوردها، شرایط موجود و امکانات در اختیار است.

از منظر رسانه‌ای نیز نقد مدیریت زمانی بیشترین اثرگذاری را دارد که بر پایه داده‌ها، شاخص‌های مشخص و تحلیل کارشناسی باشد. رسانه می‌تواند پرسش ایجاد کند، دیدگاه‌های مختلف را منتشر کند و زمینه گفت‌وگوی عمومی درباره کیفیت حکمرانی را فراهم آورد؛ اما داوری نهایی درباره عملکرد مدیران نیازمند بررسی مجموعه‌ای از واقعیت‌ها و ارزیابی‌های تخصصی است.

شاید پرسش اصلی این باشد که یک مدیر پس از پایان مسئولیت خود چه چیزی را به یادگار می‌گذارد؟ پروژه‌هایی که در دوره او اجرا شده‌اند، یا نهادها و ظرفیت‌هایی که مسیر توسعه را برای سال‌های آینده هموار می‌کنند؟

در نهایت، فارغ از دیدگاه‌های متفاوت درباره هر مدیر یا هر دوره مدیریتی، طرح این پرسش می‌تواند به ارتقای گفت‌وگوی عمومی کمک کند: ماندگارترین میراث مدیریت استانی، آن چیزی است که ساخته می‌شود یا ظرفیتی که برای ساختن آینده ایجاد می‌شود؟

دیدگاه خود را بنویسید