روزنامه اطلاعات نوشت:
ترامپ بهدنبال چیست؟؛ از فشار برای مذاکره تا معادلات هرمز
پس از هفتهها تشدید تنش میان تهران و واشنگتن، این پرسش بیش از هر زمان دیگری در محافل سیاسی و رسانهای مطرح است که هدف نهایی دونالد ترامپ از تداوم فشار بر ایران چیست؟ آیا کاخ سفید همچنان به دنبال تغییر موازنه در منطقه است یا تلاش میکند تهران را با افزایش هزینهها به میز مذاکره بازگرداند؟
به گزارش دسترنج ۲۴، همزمان با افزایش تنشها، تحلیلها درباره راهبرد آمریکا در قبال ایران نیز ابعاد تازهای پیدا کرده است. در حالی که برخی ناظران از ادامه سیاست «فشار حداکثری» سخن میگویند، گروهی دیگر معتقدند کاخ سفید پس از ناکامی در تحقق اهداف اولیه خود، اکنون بیش از هر چیز بر مدیریت بحران و تأمین امنیت مسیرهای انتقال انرژی تمرکز کرده است.
جمیله کدیور در یادداشتی که در روزنامه اطلاعات منتشر شده، معتقد است تحولات اخیر را نمیتوان صرفاً در چارچوب یک رویارویی نظامی تحلیل کرد، بلکه آنچه در مرکز این تقابل قرار گرفته، معادلات ژئوپلیتیکی خلیج فارس و بهویژه تنگه هرمز است؛ گذرگاهی که امنیت آن مستقیماً بر بازار جهانی انرژی و اقتصاد بینالملل اثر میگذارد.
به باور این تحلیلگر، پس از آنکه راهبردهای اولیه برای تغییر موازنه به نتیجه نرسید، اولویت واشنگتن به سمت افزایش فشار با هدف وادار کردن تهران به پذیرش مذاکرات و ارائه تضمین برای امنیت کشتیرانی تغییر کرده است؛ تغییری که نشان میدهد اهداف امروز آمریکا با اهداف اولیه تفاوتهایی پیدا کرده است.
در مقابل، تهران نیز بارها اعلام کرده است که تحت فشار نظامی یا اقتصادی حاضر به پذیرش خواستههای یکجانبه نخواهد شد و هرگونه اقدام علیه منافع خود را با پاسخ متقابل همراه میداند؛ موضعی که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، احتمال شکلگیری یک بنبست راهبردی را افزایش داده است.
یکی دیگر از محورهای مورد توجه در تحلیلهای اخیر، احتمال گسترش دامنه فشارها به حوزههای فراتر از تحریمهای اقتصادی و عملیات نظامی محدود است. برخی تحلیلگران سناریوهای مختلفی از جمله افزایش فشار بر زیرساختهای حیاتی یا تشدید حضور نظامی در منطقه را مطرح میکنند، اما همزمان هشدار میدهند که هرگونه اقدام پرهزینه میتواند واکنشهای زنجیرهای در منطقه و بازار جهانی انرژی به همراه داشته باشد.
از سوی دیگر، هزینههای داخلی چنین رویکردی نیز مورد توجه قرار گرفته است. همزمان با افزایش قیمت جهانی انرژی و نگرانی از تبعات اقتصادی بحران، برخی نظرسنجیها در آمریکا از کاهش حمایت افکار عمومی نسبت به سیاستهای تقابلی حکایت دارد؛ موضوعی که میتواند در آستانه رقابتهای سیاسی این کشور بر تصمیمات کاخ سفید نیز اثرگذار باشد.
کارشناسان معتقدند هرگونه تشدید تنش در خلیج فارس، تنها به روابط تهران و واشنگتن محدود نخواهد ماند و میتواند امنیت انرژی، تجارت دریایی و اقتصاد جهانی را نیز تحت تأثیر قرار دهد. از همین رو، بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که آینده این تقابل بیش از آنکه در میدان نظامی تعیین شود، به تصمیمات سیاسی دو طرف و میزان آمادگی آنها برای بازگشت به مسیر دیپلماسی بستگی دارد.
آنچه مسلم است، معادلات خلیج فارس وارد مرحلهای حساس شده و هر تصمیم جدید میتواند پیامدهایی فراتر از مرزهای ایران و آمریکا داشته باشد. اینکه واشنگتن در نهایت مسیر فشار را ادامه خواهد داد یا راه گفتوگو را در پیش میگیرد، پرسشی است که پاسخ آن نهتنها آینده روابط دو کشور، بلکه بخشی از امنیت و اقتصاد جهان را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.

