روایتی از یک بحران خاموش؛
مردانی که شهر را میسازند اما آینده خودشان ویران است!
«هزینههای زندگی ۱۰۰ است اما درآمدها ۱۲.» شاید هیچ جملهای به اندازه این روایت، وضعیت امروز کارگران ساختمانی را توصیف نکند. قشری که بار توسعه و عمران شهرها را بر دوش میکشد، همچنان با دغدغه بیمه، معیشت و ایمنی دستوپنجه نرم میکند؛ دغدغههایی که سالهاست به مطالبهای بیپاسخ تبدیل شدهاند.
گفتوگوی سید هادی ساداتی با «دسترنج» بار دیگر یکی از قدیمیترین مطالبات جامعه کارگری را به صدر توجهات بازمیگرداند؛ مطالبهای که سالهاست میان قوانین، بخشنامهها و محدودیتهای اجرایی گرفتار مانده است. مسئله بیمه کارگران ساختمانی تنها یک مطالبه صنفی نیست، بلکه به یکی از شاخصهای سنجش عدالت اجتماعی و کارآمدی نظام حمایت اجتماعی تبدیل شده است.
کارگران ساختمانی در زمره آسیبپذیرترین گروههای شغلی کشور قرار دارند. آنان در محیطی پرخطر فعالیت میکنند، درآمدی ناپایدار دارند و همواره در معرض حوادثی هستند که میتواند در یک لحظه توان کار و زندگیشان را از بین ببرد. در چنین شرایطی، بیمه تأمین اجتماعی نه یک امتیاز، بلکه حداقل حق قانونی و انسانی این قشر محسوب میشود.
نکته قابل تأمل در سخنان این فعال کارگری آن است که بسیاری از کارگران برای تأمین هزینههای زندگی ناچار به اشتغال در مشاغل جانبی شدهاند. این واقعیت نشان میدهد که مسئله تنها به بیمه محدود نمیشود؛ بلکه ریشه در شکاف عمیق میان دستمزدها و هزینههای زندگی دارد. هنگامی که یک کارگر برای گذران زندگی مجبور است همزمان چند شغل داشته باشد، محروم کردن او از حمایتهای بیمهای به دلیل اشتغال جانبی، نهتنها مشکل را حل نمیکند بلکه بر دامنه آسیبهای اجتماعی میافزاید.
از سوی دیگر، آمار بالای حوادث ساختمانی و تداوم سقوط از ارتفاع به عنوان مهمترین عامل مرگ و مصدومیت کارگران، نشان میدهد که ایمنی هنوز در بسیاری از پروژههای ساختمانی به یک اولویت واقعی تبدیل نشده است. هزینه بیتوجهی به ایمنی را در نهایت کارگر و خانواده او پرداخت میکنند؛ خانوادهای که در بسیاری از موارد پس از وقوع حادثه با مشکلات معیشتی مضاعف روبهرو میشود.
آنچه از این گفتوگو برمیآید، ضرورت بازنگری در سیاستهای حمایتی مرتبط با کارگران ساختمانی است. اجرای کامل قانون بیمه، توسعه پوششهای حمایتی و تشدید نظارت بر ایمنی کارگاهها، نهتنها یک مطالبه صنفی بلکه ضرورتی اجتماعی است. جامعهای که توسعه شهری و عمرانی خود را مدیون نیروی کار این قشر است، نمیتواند نسبت به امنیت شغلی، معیشت و آینده آنان بیتفاوت بماند.

