«حمایت از تولید» کجای کارخانه است؟؛ صنعتگر میان بانک و بیمه و ارز سرگردان
از یک سو مسئولان از حمایت از تولید میگویند و از سوی دیگر، صنعتگر برای تأمین سرمایه در گردش، مواد اولیه، ارز، تسهیلات بانکی، بیمه و حتی مجوز با مانع روبهروست. حالا علی بابایی کارنامی میگوید وضعیت صنعت حتی در شرایط عادی هم مطلوب نیست و در شرایط جنگی به «کارگروه ویژه» نیاز دارد. اگر اینها حمایت است، پس مانع تولید دقیقاً چیست؟ و اگر صنعتگر برای هر گره به یک کارگروه جدید نیاز دارد، تکلیف کارخانهای که همین امروز باید تولید کند چه میشود؟
به گزارش خبرنگار دسترنج ۲۴،یک طرف کارخانه است، خط تولید و کارگری که منتظر است دستگاه دوباره روشن شود؛ طرف دیگر بانک، بیمه، ارز، مجوز، مواد اولیه و دهها امضایی که باید گرفته شود. وسط این ماجرا هم صنعتگری ایستاده که قرار است «تولیدکننده» باشد، اما بخش بزرگی از وقتش صرف حلکردن گرههایی میشود که خودش ایجادشان نکرده است.حالا شرایط جنگی هم به این فهرست اضافه شده است.
علی بابایی کارنامی، رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس، در همایش تجلیل از صنعتگران و معدنکاران مازندران در ساری، حرفی زد که شاید بیش از هر آمار و گزارشی وضعیت امروز تولید را توضیح دهد: «اگر یکی پس از دیگری بخواهیم اشکالات حوزه صنعت و معدن را بررسی کنیم، به یک کارگروه ویژه سال جنگی نیاز داریم.»
این جمله را نباید فقط یک پیشنهاد اداری دید. پشت آن، فهرستی از مشکلاتی قرار دارد که صنعتگر هر روز با آنها دستوپنجه نرم میکند؛ از بیمه و تسهیلات بانکی گرفته تا ارز، مواد اولیه، سرمایه در گردش، رابطه کارگر و کارفرما و صدور مجوز.
اما یک سؤال مهمتر وجود دارد: چرا صنعت برای ادامه حیاتش به «کارگروه ویژه» رسیده است؟
مشکل امروز، فقط جنگ نیست
خود بابایی کارنامی یک جمله مهمتر هم گفت: «به طور عادی حال صنعت و معدن خوب نیست.»
همین جمله شاید کل ماجرا باشد.
یعنی اگر شرایط جنگی را از معادله کنار بگذاریم، باز هم صنعت با مشکلات خودش روبهروست. پس نمیتوان همه چیز را به شرایط ویژه نسبت داد و خیال کرد با عبور از این دوره، مشکل تولید هم خودبهخود حل خواهد شد.
مشکل ریشهدارتر است.
واحد تولیدی برای سرمایه در گردش مشکل دارد؛ برای مواد اولیه مشکل دارد؛ برای ارز مشکل دارد؛ برای تسهیلات بانکی مشکل دارد و گاهی برای گرفتن یک مجوز هم باید ماهها منتظر بماند.
در چنین وضعیتی، از صنعتگر انتظار داریم تولید را افزایش دهد، اشتغال ایجاد کند، صادرات داشته باشد و چرخ اقتصاد را بچرخاند.
تناقض از همینجا شروع میشود.
تولیدکننده چرا باید «دونده» باشد؟
یکی از سؤالاتی که کمتر درباره آن حرف زده میشود، این است که چرا تولیدکننده باید برای هر مشکل، دنبال یک دستگاه و یک میز و یک امضا بدود؟
اگر کارخانهای برای ادامه فعالیتش به سرمایه در گردش نیاز دارد، چرا فرآیند تأمین مالی باید آنقدر پیچیده باشد که مدیر واحد تولیدی عملاً به جای مدیریت کارخانه، بخشی از روز خود را صرف رفتوآمد اداری کند؟
اگر مواد اولیه یا ارز مسئله است، چرا نباید یک مسیر مشخص برای حل آن وجود داشته باشد؟
و اگر مجوزها گره خوردهاند، چرا کسی که مسئول تسهیل تولید است، نباید پاسخگوی زمان و نتیجه کار باشد؟
تولیدکننده باید کارخانه را اداره کند، نه اینکه سیستم اداری را دور بزند.
کارگروه ویژه؛ درمان یا یک اتاق جلسه دیگر؟
پیشنهاد تشکیل کارگروه ویژه در شرایط جنگی میتواند اتفاق خوبی باشد؛ اما یک شرط دارد: این کارگروه نباید فقط یک عنوان جدید به مجموعه جلسات موجود اضافه کند.
صنعتگر از جلسه بیشتر چیزی نمیخواهد؛ راهحل میخواهد.
اگر این کارگروه تشکیل شد، باید بتواند برای یک واحد تولیدی که با کمبود سرمایه در گردش مواجه است، سریع تصمیم بگیرد؛ برای مشکل ارزی مسیر روشن ارائه کند؛ گره بیمهای را باز کند و برای مجوزهای معطلمانده ضربالاجل تعیین کند.
و مهمتر از همه، یک نفر باید مسئول پاسخگویی باشد.
چون تجربه نشان داده است وقتی مسئولیت میان چند دستگاه تقسیم میشود، در نهایت همه توضیح میدهند اما مشکل همچنان سر جای خودش باقی میماند.
لوح تقدیر برای صنعتگر خوب است؛ اما کافی نیست
در همان همایش، از ۴۳ فعال اقتصادی برتر استان تقدیر شد. تقدیر از کسانی که در این شرایط تولید را سرپا نگه داشتهاند، قابل احترام است.
اما واقعیت این است که صنعتگر با لوح تقدیر نمیتواند حقوق کارگرانش را پرداخت کند، مواد اولیه بخرد یا سرمایه در گردش تأمین کند.
صنعتگر بیشتر از تشویق، به پیشبینیپذیری نیاز دارد.
میخواهد بداند اگر امروز برای دریافت تسهیلات اقدام کرد، چه زمانی پاسخ میگیرد. اگر ارز لازم دارد، مسیرش چیست. اگر با مشکل بیمه مواجه شد، چه نهادی باید آن را حل کند.
اینها خواستههای عجیب و بزرگی نیستند؛ حداقلهای یک محیط کسبوکار سالماند.
حالا توپ در زمین دولت و مجلس است
بابایی کارنامی از زحمات استاندار مازندران در حمایت از تولید تشکر کرد، اما در عین حال گفت از دولتمردان توقع بیشتری وجود دارد.
این «توقع بیشتر» باید به یک مطالبه روشن تبدیل شود.
اگر قرار است در شرایط جنگی از تولید حمایت ویژه شود، باید پرسید این حمایت دقیقاً کجاست؟ چه مشکلی را حل کرده؟ چند واحد تولیدی از آن استفاده کردهاند و نتیجه چه بوده است؟

