یادداشت سردبیر؛

صنایع چوب و کاغذ مازندران؛ جوان یَل صنعت استان را چگونه پیر کردیم؟

کد خبر: 3437
|

افتتاح خط بازیافت پلاستیک در مجموعه صنایع چوب و کاغذ مازندران، بهانه‌ای است برای مرور روزهایی که این کارخانه نه یک واحد صنعتی معمولی، بلکه یکی از ستون‌های اصلی صنعت مازندران و نامی اثرگذار در صنعت کاغذ ایران و منطقه بود؛ مجموعه‌ای که با تولید، اشتغال و تربیت نیروهای متخصص، بار بخش بزرگی از صنعت استان را به دوش می‌کشید. اما چه شد که این «جوان یل» صنعت مازندران، در اثر سال‌ها تصمیم‌گیری‌های نادرست، بی‌ثباتی و غفلت از نوسازی و توسعه، به کارخانه‌ای با زخم‌های انباشته تبدیل شد؛ آن هم در روزگاری که کشور بیش از گذشته به تولید داخلی کاغذ و احیای ظرفیت‌های استراتژیک خود نیاز دارد؟

کد خبر: 3437
|

به گزارش خبرنگار دسترنج ۲۴،افتتاح یک خط بازیافت پلاستیک در مجموعه صنایع چوب و کاغذ مازندران، شاید در نگاه نخست فقط یک خبر صنعتی باشد؛ اما برای کسانی که سال‌های نه‌چندان دور این مجموعه را به یاد دارند، این اتفاق می‌تواند بهانه‌ای برای مرور یک خاطره بزرگ‌تر باشد؛ خاطره کارخانه‌ای که زمانی نه‌فقط یکی از مهم‌ترین واحدهای صنعتی مازندران، بلکه نامی معتبر در صنعت کاغذ ایران و حتی منطقه بود.

صنایع چوب و کاغذ مازندران روزگاری فقط یک کارخانه نبود؛ یک برند صنعتی بود.

کارخانه‌ای که وقتی نامش می‌آمد، پشت آن مجموعه‌ای از مهارت، تخصص، تولید، اشتغال و اعتبار قرار داشت. کارخانه‌ای که در روزهای اوج، در صنعت کاغذ کشور یکه‌تازی می‌کرد و برای مازندران فقط تولیدکننده کاغذ نبود؛ بخشی از هویت صنعتی استان محسوب می‌شد.

آن روزها، مازندران با نام این مجموعه حرف‌های زیادی برای گفتن داشت.

کارخانه‌ای که جور صنعت استان را می‌کشید

در سال‌هایی که هنوز تعداد زیادی از صنایع بزرگ و پیشران امروز شکل نگرفته بودند، صنایع چوب و کاغذ مازندران یکی از ستون‌های اصلی صنعت استان بود؛ مجموعه‌ای که اشتغال مستقیم و غیرمستقیم ایجاد می‌کرد، زنجیره‌ای از فعالیت‌های اقتصادی را به حرکت درمی‌آورد و نام مازندران را در صنعت کاغذ کشور پررنگ نگه می‌داشت.

اما شاید بزرگ‌ترین سرمایه این کارخانه، ماشین‌آلات و خطوط تولیدش نبود؛ نیروی انسانی متخصصی بود که در دل همین مجموعه تربیت شد.

نسلی از مهندسان، تکنسین‌ها، مدیران و نیروهای فنی در این کارخانه تجربه اندوختند؛ افرادی که بعدها راهی دیگر کارخانه‌های بزرگ کشور شدند و امروز تخصص و تجربه بسیاری از آنان آن‌قدر ارزشمند است که در بهترین مجموعه‌های صنعتی برایشان فرش قرمز پهن می‌کنند.

این یعنی صنایع چوب و کاغذ مازندران فقط کاغذ تولید نمی‌کرد؛ انسان متخصص تولید می‌کرد.

جوان یل صنعت، چگونه پیر شد؟

اما حالا فاصله میان آن روزها و امروز، پرسش‌های جدی ایجاد می‌کند.

چگونه کارخانه‌ای با آن ظرفیت، آن اعتبار و آن نیروی انسانی، از یک بازیگر قدرتمند صنعت کاغذ به مجموعه‌ای رسید که سال‌ها با زیان، محدودیت مالی، مشکلات مدیریتی و فرسودگی برخی زیرساخت‌ها دست‌وپنجه نرم کرد؟

پاسخ را نمی‌توان در یک مدیر، یک دولت یا یک تصمیم خلاصه کرد.

مسئله، حاصل سال‌ها انباشت تصمیم‌های مدیریتی، سیاست‌گذاری‌های اقتصادی، نحوه تأمین مالی، تغییرات مدیریتی، نگاه‌های کوتاه‌مدت و گاه فاصله گرفتن از منطق تخصصی در اداره یک بنگاه بزرگ صنعتی است.

یک کارخانه بزرگ صنعتی با تصمیم‌های کوچک اداره نمی‌شود.

وقتی مدیریتی که باید افق چندساله داشته باشد، گرفتار تصمیم‌های روزمره شود؛ وقتی سرمایه‌گذاری به تعویق بیفتد؛ وقتی نوسازی تجهیزات به فردا موکول شود و وقتی یک بنگاه تخصصی، از منطق اقتصادی و صنعتی خود فاصله بگیرد، حتی بزرگ‌ترین کارخانه‌ها نیز به مرور توان خود را از دست می‌دهند.

و امروز؛ کشور بیش از گذشته به کاغذ نیاز دارد

ماجرا زمانی تلخ‌تر می‌شود که بدانیم کاغذ، دیگر صرفاً یک کالای صنعتی معمولی نیست.

مدرسه، دانشگاه، کتاب، روزنامه، بسته‌بندی، اسناد و بسیاری از زنجیره‌های تولید و خدمات کشور به کاغذ وابسته‌اند. در شرایطی که کشور به دنبال کاهش وابستگی و تقویت تولید داخلی است، داشتن یک صنعت کاغذ قدرتمند یک مزیت اقتصادی و حتی یک ضرورت راهبردی است.

پس سؤال این نیست که آیا صنایع چوب و کاغذ مازندران هنوز ارزش سرمایه‌گذاری و احیا دارد یا نه.

سؤال اصلی این است که چرا اجازه دادیم چنین ظرفیتی تا این اندازه از روزهای طلایی خود فاصله بگیرد؟

هنوز دیر نشده است

با همه این تلخی‌ها، شاید خبرهای امروز یک نشانه امیدوارکننده باشند.

مدیرعامل صنایع چوب و کاغذ مازندران از افزایش حدود سه‌برابری تولید و عبور شرکت از زیان‌دهی به سود عملیاتی خبر داده است. در کنار آن، افتتاح طرح تفکیک و بازیافت ضایعات پلاستیکی نشان می‌دهد نگاه به مجموعه فقط محدود به تولید سنتی نیست و موضوع بهره‌وری و محیط زیست نیز در حال ورود جدی‌تر به برنامه‌های آن است.

این اتفاق‌ها اگرچه ارزشمندند، اما نباید نقطه پایان باشند.

یک کارخانه با سابقه صنایع چوب و کاغذ مازندران نباید صرفاً برای بقا برنامه داشته باشد؛ باید برای بازگشت به جایگاه شایسته خود برنامه داشته باشد.

این مجموعه هنوز سرمایه‌های بزرگی در اختیار دارد؛ از نیروی انسانی متخصص و تجربه انباشته گرفته تا زیرساخت، برند صنعتی، ظرفیت تولید و موقعیت راهبردی.

اگر این ظرفیت‌ها درست کنار هم قرار گیرند، می‌توان دوباره به روزهایی فکر کرد که نام صنایع چوب و کاغذ مازندران با قدرت در صنعت کاغذ کشور شنیده می‌شد.

مازندران هنوز به یک «صنعت بزرگ» نیاز دارد

مازندران برای عبور از اقتصاد خدماتی و رسیدن به یک اقتصاد متوازن، به صنایع پیشران نیاز دارد؛ مجموعه‌هایی که بتوانند زنجیره‌ای از کسب‌وکارها، اشتغال و سرمایه‌گذاری را فعال کنند.

صنایع چوب و کاغذ مازندران می‌تواند یکی از همین پیشران‌ها باشد.

اما بازگشت به روزهای اوج، با شعار و تغییرات مقطعی مدیریتی اتفاق نمی‌افتد. این مسیر نیازمند مدیریت تخصصی، برنامه بلندمدت، سرمایه‌گذاری مستمر، نوسازی تجهیزات، تأمین مالی پایدار و ثبات مدیریتی است.

اگر روزی این کارخانه برای تربیت نیروهای متخصص به دیگر صنایع کشور نیرو می‌داد، امروز باید کاری کنیم که نسل تازه‌ای از متخصصان نیز در همین مجموعه آینده شغلی خود را بسازند.

یک سؤال برای امروز، یک آرزو برای فردا

شاید بد نباشد در روز افتتاح هر طرح جدید در این مجموعه، یک سؤال قدیمی را نیز دوباره مطرح کنیم:

آیا می‌توان صنایع چوب و کاغذ مازندران را دوباره به همان کارخانه‌ای تبدیل کرد که روزگاری صنعت کاغذ کشور را تحت تأثیر خود قرار می‌داد؟ پاسخ این سؤال هنوز منفی نیست.

آن جوان یل صنعت مازندران، اگرچه سال‌های سختی را پشت سر گذاشته و زخم‌های زیادی بر تن دارد، اما هنوز نفس می‌کشد؛ هنوز نیروی متخصص دارد، هنوز ظرفیت تولید دارد و هنوز می‌تواند دوباره قد علم کند.

شاید وقت آن رسیده باشد که به جای عادت کردن به دیدن این کارخانه در قامت یک «بنگاه نیازمند حمایت»، دوباره آن را به چشم یک سرمایه ملی و یک ظرفیت بزرگ برای آینده صنعت مازندران ببینیم.

افتتاح یک کارخانه بازیافت می‌تواند یک خبر خوب باشد؛ سه‌برابر شدن تولید نیز خبر خوبی است.

اما خبر واقعی آن روزی خواهد بود که صنایع چوب و کاغذ مازندران دوباره به جایی برسد که وقتی نامش در صنعت کاغذ ایران می‌آید، دیگر کسی از خاطرات روزهای اوج سخن نگوید؛ بلکه از روزهای اوج تازه آن بنویسد.

دیدگاه خود را بنویسید