افشاگری صریح یک کارشناس کشاورزی درباره پشتپرده بازار برنج؛
چه کسانی از آشفتگی بازار برنج سود میبرند؟ از آمارهای مبهم تا میدانداری دلالها
بابک مومنی در گفتوگوی اختصاصی با دسترنج ۲۴، از بازاری میگوید که بهجای دادههای دقیق، با حدس و گمان، تصمیمهای سلیقهای و منافع پنهان اداره میشود؛ بازاری که به اعتقاد او، هم کشاورز را تحت فشار گذاشته و هم سفره مردم را هر روز کوچکتر کرده است.
بابک مومنی در گفتوگوی اختصاصی با خبرنگار دسترنج ۲۴ با انتقاد از شیوه مدیریت بازار برنج، تأکید میکند که هنوز تصویر شفافی از میزان واقعی نیاز کشور، تولید داخلی و کسری بازار وجود ندارد. او میگوید تصمیمگیری درباره یکی از اصلیترین اقلام سبد غذایی مردم، نباید بر پایه آمارهای تقریبی و متناقض باشد.
به گفته این کارشناس، وقتی برآوردی دقیق از سطح زیرکشت، عملکرد واقعی مزارع، موجودی انبارها و میزان مصرف سالانه وجود نداشته باشد، هر تصمیمی درباره واردات و تنظیم بازار، بیشتر شبیه آزمون و خطاست تا یک سیاستگذاری علمی.
آیا منافع وارداتی در ابهام آماری نقش دارند؟
مومنی در بخش دیگری از سخنانش، نسبت به تکرار برآوردهای متناقض درباره کسری برنج کشور هشدار میدهد. او میگوید زمانی که میزان نیاز کشور از ۵۰۰ هزار تن تا یک میلیون تن و حتی بالاتر اعلام میشود، این ابهام خود به فرصتی برای توجیه واردات تبدیل میشود.
او با طرح این پرسش که چه کسانی از تداوم این وضعیت سود میبرند، تأکید میکند که شفاف نبودن آمار، زمینه را برای نفوذ منافع پنهان در سیاستگذاری فراهم میکند. به باور او، تا زمانی که مبنای محاسبه نیاز کشور روشن نباشد، واردات میتواند بهراحتی جای تولید داخلی را تنگ کند.
واردات، مُسکن کوتاهمدت؛ تهدید بلندمدت برای تولید
این کارشناس حوزه کشاورزی با بیان اینکه واردات در برخی شرایط ممکن است به تنظیم مقطعی بازار کمک کند، هشدار میدهد که تبدیل شدن آن به راهحل اصلی، به زیان تولید داخلی تمام میشود. او معتقد است واردات بیضابطه، انگیزه کشاورز را برای ادامه کشت کاهش میدهد و در نهایت به رها شدن زمینهای کشاورزی یا تغییر کاربری آنها منجر میشود.
مومنی میگوید اگر قیمت محصول تولیدکننده بهواسطه واردات سرکوب شود، کشاورز دیگر نمیتواند هزینههای خود را جبران کند و این موضوع در بلندمدت امنیت غذایی کشور را تهدید میکند.
چرا ارقام پربازده هنوز فراگیر نشدهاند؟
مومنی یکی از ضعفهای جدی در زنجیره تولید را پایین بودن بهرهوری میداند. او میگوید با وجود معرفی ارقام جدید و ظرفیتهای علمی موجود، هنوز بخش عمدهای از شالیزارهای کشور زیر کشت ارقام کمبازده قرار دارند.
به گفته او، برای افزایش تولید باید سه مسیر همزمان دنبال شود:
1. اصلاح زیرساختهای شالیزاری
2. استفاده از ارقام پربازده
3. مدیریت علمی مزرعه و ارتقای بهرهوری
او تأکید میکند که بدون اجرای همزمان این سه محور، صحبت از خودکفایی در برنج بیشتر یک شعار خواهد بود تا برنامهای قابل اجرا.
تمرکز تصمیمگیری در تهران، یکی از ریشههای مشکل است
مومنی در ادامه با انتقاد از تمرکز تصمیمگیری در پایتخت، این سؤال را مطرح میکند که چرا استانهای تولیدکننده نقش پررنگتری در مدیریت بازار ندارند. او معتقد است استانهایی مانند مازندران و گیلان که بخش مهمی از تولید برنج کشور را بر عهده دارند، باید در تعیین سیاستهای بازار سهم بیشتری داشته باشند.
او میگوید فاصله میان مدیران تصمیمگیر و واقعیتهای میدانی، باعث شده بسیاری از سیاستها با شرایط واقعی تولید همخوانی نداشته باشد. به باور او، واگذاری بخشی از مدیریت بازار به استانهای تولیدکننده، میتواند تصمیمها را دقیقتر و اثرگذارتر کند.
دلالها چگونه قیمت را میسازند؟
بخش دیگری از انتقادهای مومنی متوجه واسطهها و دلالان است. او میگوید بین کشاورز و مصرفکننده، حلقههای متعددی شکل گرفته که هرکدام سهمی از سود میبرند، اما هیچکدام به شفافیت و عدالت در بازار کمک نمیکنند.
از نگاه او، اگر خرید مستقیم از کشاورز، ثبت دقیق موجودی انبارها و ساماندهی شالیکوبیها جدی گرفته شود، بخش زیادی از التهاب بازار کاهش مییابد. مومنی تأکید میکند که کوتاه شدن دست واسطهها، هم به نفع تولیدکننده است و هم به نفع مصرفکننده.
تهاتر و خرید مستقیم؛ نسخه پیشنهادی برای تعادل بازار
مومنی در بخش پایانی سخنانش از راهکارهایی مانند خرید مستقیم، ایجاد سامانه جامع برای ثبت موجودیها و حتی تهاتر کالا نام میبرد. او معتقد است اگر سازوکار توزیع برنج شفاف شود و محصول بدون واسطه به بازارهای مصرف برسد، بسیاری از نابسامانیها برطرف خواهد شد.
به گفته او، برنج مازندران ظرفیت آن را دارد که بهجای ورود به چرخههای طولانی و پرهزینه، با مدیریت درست مستقیماً به دست مصرفکننده برسد؛ مسیری که هم به نفع کشاورز است و هم میتواند قیمت را برای مردم منطقیتر کند.
به گزارش خبرنگار ما،بابک مومنی در این گفتوگوی اختصاصی، بحران برنج را بیش از آنکه یک مشکل تولیدی بداند، نتیجه ضعف در مدیریت، شفافیت و تنظیم بازار میداند. او باور دارد اگر دادههای دقیق جای حدس و گمان را بگیرد و تولیدکننده در مرکز تصمیمسازی قرار گیرد، میتوان آیندهای متفاوت برای بازار برنج رقم زد.

