پس از گفتوگوی دسترنج ۲۴ با رئیس خانه صنعت، معدن و تجارت مازندران؛
آمارهای امیدوارکننده یا واقعیتِ نگرانکننده؟ تا کی پرسشهای رسانه بیپاسخ میماند؟
گفتوگوی اخیر دسترنج ۲۴ با رئیس خانه صنعت، معدن و تجارت مازندران، بار دیگر این پرسش را پیش روی افکار عمومی قرار داد که چرا روایت فعالان اقتصادی از وضعیت صنعت، با آمارها و گزارشهای رسمی همخوانی ندارد. اگر شرایط تولید به آن اندازه که مسئولان اعلام میکنند مطلوب است، چرا بخش خصوصی همچنان از هزینههای سنگین، تصمیمهای غیرکارشناسی و فرسودگی تدریجی صنعت سخن میگوید؟ شاید زمان آن رسیده باشد که به جای تکرار آمار، مسئولان به پرسشهای رسانهها و دغدغههای تولیدکنندگان پاسخهای روشن و مستند بدهند.
به گزارش خبرنگار ما،هر بار که گزارشی از عملکرد بخش صنعت، تولید یا اشتغال در مازندران منتشر میشود، تصویری امیدوارکننده از وضعیت اقتصاد استان پیش روی افکار عمومی قرار میگیرد؛ از رشد سرمایهگذاری و احیای واحدهای تولیدی گرفته تا حمایت از بخش خصوصی و توسعه زیرساختها. اما پرسش اینجاست که اگر این آمارها به همان اندازه که اعلام میشوند، در میدان عمل نیز تحقق یافتهاند، چرا همچنان صدای گلایه تولیدکنندگان و فعالان اقتصادی خاموش نمیشود؟
گفتوگوی اختصاصی «دسترنج ۲۴» با سید مجتبی رضوی، رئیس خانه صنعت، معدن و تجارت مازندران، بار دیگر این شکاف میان آمارهای رسمی و روایت فعالان اقتصادی را آشکار کرد. او از نبود برنامه برای مدیریت بحران، هزینههای سنگین انرژی، دشواری تأمین زیرساختها، مشکلات دریافت برق و گاز و کاهش تدریجی توان واحدهای تولیدی سخن گفت؛ مسائلی که اگر درست باشند، با تصویری که در برخی گزارشهای رسمی ارائه میشود، فاصله قابل توجهی دارند.
البته هر ادعایی نیازمند بررسی و پاسخ است. ممکن است بخشی از نقدهای مطرحشده از سوی فعالان اقتصادی، از نگاه دستگاههای اجرایی پاسخ و توضیح داشته باشد. اما پرسش اصلی این است که چرا این پاسخها کمتر شنیده میشود؟ چرا مسئولان ترجیح میدهند به انتشار آمار بسنده کنند، اما درباره انتقادهای مشخص و مستند بخش خصوصی وارد گفتوگو نشوند؟
رسانه، محل تقابل نیست؛ محل گفتوگوست. اگر یک فعال اقتصادی از پرداخت هزینههای سنگین برای دریافت انشعاب برق، مشکلات تأمین سوخت، یا فرسودگی تدریجی صنعت سخن میگوید، انتظار افکار عمومی این است که دستگاههای مسئول با شفافیت به این موارد پاسخ دهند؛ یا اگر این ادعاها نادرست است، با ارائه آمار و مستندات، واقعیت را روشن کنند.
سکوت در برابر پرسشها، نه ابهامها را از بین میبرد و نه اعتماد عمومی را تقویت میکند. برعکس، هر پرسش بیپاسخ، فاصله میان روایت رسمی و تجربه فعالان اقتصادی را بیشتر میکند.
دسترنج ۲۴ این پرسش را بار دیگر مطرح میکند؛ آیا وضعیت صنعت مازندران همانگونه است که در گزارشهای رسمی توصیف میشود یا همانگونه که تولیدکنندگان از آن روایت میکنند؟ اگر پاسخ مسئولان متفاوت است، چه زمانی در برابر افکار عمومی و رسانهها، با اعداد، اسناد و استدلال به این پرسشها پاسخ خواهند داد؟
تا زمانی که این گفتوگو شکل نگیرد، آمارها بهتنهایی نمیتوانند معیار قضاوت باشند و واقعیت اقتصاد را باید در کارخانهها، کارگاهها و میان تولیدکنندگانی جستوجو کرد که هر روز با چالشهای عملی دستوپنجه نرم میکنند، نه فقط در گزارشهایی که روی کاغذ منتشر میشوند.

