باران می‌بارد، اما بحران آب تمام نمی‌شود؛

چرا ایران هم‌زمان هم تشنه است، هم غرق می‌شود؟

کد خبر: 3794
|

باران شدید می‌بارد، خیابان‌ها و رودخانه‌ها طغیان می‌کنند، خانه‌ها زیر آب می‌روند و مزارع خسارت می‌بینند؛ اما چند هفته یا چند ماه بعد، دوباره حرف از کم‌آبی، افت سفره‌های زیرزمینی و نگرانی برای تأمین آب به میان می‌آید.این سؤال شاید ساده به نظر برسد: اگر باران می‌بارد، پس چرا آب نداریم؟

کد خبر: 3794
|

به گزارش خبرنگار دسترنج ۲۴،باران شدید می‌بارد، خیابان‌ها و رودخانه‌ها طغیان می‌کنند، خانه‌ها زیر آب می‌روند و مزارع خسارت می‌بینند؛ اما چند هفته یا چند ماه بعد، دوباره حرف از کم‌آبی، افت سفره‌های زیرزمینی و نگرانی برای تأمین آب به میان می‌آید.

این سؤال شاید ساده به نظر برسد: اگر باران می‌بارد، پس چرا آب نداریم؟

واقعیت این است که ماجرا به این سادگی نیست. اتفاقاً همین سیلاب‌هایی که این روزها در شمال کشور می‌بینیم، یکی از روشن‌ترین نشانه‌های تغییر وضعیت آب‌وهوایی و مدیریت منابع آب در ایران است.

باران زیاد، لزوماً آب زیاد نیست

اشتباه بزرگی است اگر فکر کنیم هر باران شدیدی یعنی بخشی از مشکل خشکسالی حل شده است.

وقتی باران در مدت کوتاهی و با شدت زیاد می‌بارد، زمین همیشه فرصت جذب آن را ندارد. آب روی سطح زمین راه می‌افتد، وارد رودخانه‌ها و مسیل‌ها می‌شود و در نهایت بخش زیادی از آن از منطقه خارج می‌شود.

یعنی ممکن است در چند ساعت، مقدار بسیار زیادی آب داشته باشیم، اما سهم چندانی از آن نصیب سفره‌های زیرزمینی نشود.

به زبان ساده‌تر، سیلاب آب دارد، اما الزاماً ذخیره آب ندارد.

زمین را برای جذب آب آماده نکرده‌ایم

بخش دیگری از ماجرا به خودمان برمی‌گردد.

وقتی جنگل و پوشش گیاهی از بین می‌رود، وقتی زمین به‌دلیل چرای بی‌رویه یا فعالیت‌های مختلف فشرده می‌شود و وقتی جاده، ساختمان، ویلا و آسفالت جای زمین طبیعی را می‌گیرد، آب دیگر مثل گذشته نمی‌تواند وارد خاک شود.

نتیجه روشن است؛ باران به‌جای اینکه آرام‌آرام در زمین فرو برود، روی سطح حرکت می‌کند.

از طرف دیگر، وقتی در مسیر رودخانه‌ها و مسیل‌ها ساخت‌وساز می‌کنیم یا مسیر طبیعی عبور آب را تنگ و مسدود می‌کنیم، همان بارشی که می‌توانست یک منبع طبیعی آب باشد، به تهدیدی برای خانه و زندگی مردم تبدیل می‌شود.

یک طرف کشور سیل، یک طرف خشکسالی

شاید عجیب باشد، اما هیچ تناقضی ندارد که شمال کشور با سیلاب دست‌وپنجه نرم کند و بخش‌های دیگری از ایران همچنان تشنه باشند.

آب‌وهوای ایران در حال تغییر است. افزایش دما باعث افزایش تبخیر می‌شود و الگوی بارش نیز در بسیاری از مناطق تغییر کرده است. بارش‌ها می‌توانند نامنظم‌تر، کوتاه‌تر و در بعضی مواقع شدیدتر شوند.

در چنین شرایطی، دیگر نمی‌توان فقط به عدد بارش نگاه کرد و گفت «امسال بارندگی خوب بوده است».

باید پرسید:

این بارش کجا اتفاق افتاده؟ چه زمانی باریده؟ با چه شدتی باریده؟ چه مقدار از آن وارد خاک شده و چه مقدارش به رواناب و سیلاب تبدیل شده است؟

پاسخ همین سؤال‌هاست که وضعیت واقعی منابع آب را مشخص می‌کند.

سفره‌های زیرزمینی با چند باران پر نمی‌شوند

مشکل بزرگ‌تر اما زیر پای ماست؛ جایی که کمتر دیده می‌شود.

سال‌ها برداشت از منابع آب زیرزمینی، ذخایر این منابع را کاهش داده است. بر اساس آماری که احد وظیفه، رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی سازمان هواشناسی، به آن اشاره کرده، برداشت از منابع زیرزمینی به حدود ۱۵۰ میلیارد مترمکعب رسیده است.

چنین کسری بزرگی را نمی‌توان با چند بارش سنگین جبران کرد.

سفره زیرزمینی مثل یک مخزن نیست که امروز باران ببارد و فردا پر شود. پر شدن آن به زمان، نفوذ آب و تداوم شرایط مناسب نیاز دارد.

بنابراین اگر امروز در شمال کشور سیل راه بیفتد، نمی‌توان نتیجه گرفت که بحران آب ایران تمام شده است.

گرمای بیشتر، دردسر بیشتر

افزایش دما هم ماجرا را پیچیده‌تر کرده است.

هوای گرم‌تر می‌تواند رطوبت بیشتری در خود نگه دارد. این یعنی وقتی شرایط مناسب فراهم شود، امکان وقوع بارش‌های شدید و رگباری بیشتر می‌شود.

از طرف دیگر، گرمای بیشتر یعنی تبخیر بیشتر.

در نتیجه ممکن است با یک چرخه عجیب روبه‌رو شویم: بارش‌های شدیدتر در برخی زمان‌ها و مکان‌ها، اما ذخایر آب ناپایدارتر و فشار بیشتر بر منابع آب در بلندمدت.

مشکل فقط آسمان نیست؛ زمین هم مقصر است

وقتی درباره سیل صحبت می‌کنیم، معمولاً همه نگاه‌ها به آسمان است؛ اما بخشی از پاسخ روی زمین قرار دارد.

بارش شدید یک پدیده طبیعی است، اما اینکه این بارش به یک اتفاق معمولی، یک هشدار جدی یا یک فاجعه تبدیل شود، تا حد زیادی به وضعیت زمین و نحوه مدیریت آن بستگی دارد.

اگر پوشش گیاهی حفظ شود، مسیر رودخانه‌ها باز بماند، ساخت‌وساز در حریم رودخانه‌ها کنترل شود و زمین امکان جذب آب داشته باشد، شدت خسارت می‌تواند کاهش پیدا کند.

اما وقتی زمین را برای جذب آب آماده نکرده‌ایم، نباید از دیدن سیلاب تعجب کنیم.

سیلاب‌های امروز، هشدار فرداست

بارش‌های اخیر در گیلان و مازندران فقط یک اتفاق هواشناسی نیست. این بارش‌ها یک پیام مهم هم دارند:

ایران باید خودش را برای آب‌وهوایی آماده کند که شبیه گذشته نیست.

نه می‌توان خشکسالی را فقط با دعا برای باران حل کرد و نه می‌توان با دیدن چند بارش سنگین تصور کرد بحران آب تمام شده است.

مسئله آب ایران پیچیده‌تر از «باران کم» یا «باران زیاد» است. ما با ترکیبی از تغییر اقلیم، افزایش دما، برداشت بیش از ظرفیت از منابع آب، تخریب پوشش گیاهی و تغییر کاربری زمین روبه‌رو هستیم.

به همین دلیل، شاید مهم‌ترین سؤال امروز این نباشد که «چقدر باران آمده؟»

سؤال مهم‌تر این است:

«از این همه باران، چقدر آب برای فردا باقی می‌ماند؟»

اگر پاسخ این سؤال را جدی نگیریم، ممکن است همچنان شاهد صحنه‌های عجیبی باشیم؛ یک روز سیل در خیابان‌ها و رودخانه‌ها، و روز دیگر صف نگرانی برای آب.

این تناقض نیست؛ تصویری از بحران آبی است که اگر مدیریت نشود، هر سال جدی‌تر از قبل خودش را نشان خواهد داد.

دیدگاه خود را بنویسید