یادداشت تحلیلی؛

معوقات بازنشستگان؛ مسئله فقط پرداخت پول نیست، مسئله اعتماد است

کد خبر: 3696
|

ماجرای معوقات افزایش حقوق بازنشستگان تأمین اجتماعی، دیگر صرفاً یک مسئله مالی نیست؛ مسئله‌ای است که به شفافیت، نحوه اولویت‌بندی منابع و مهم‌تر از همه، اعتماد میان بازنشستگان و متولیان امر گره خورده است.

کد خبر: 3696
|

به گزارش خبرنگار دسترنج ۲۴،ماجرای معوقات افزایش حقوق بازنشستگان تأمین اجتماعی، دیگر صرفاً یک مسئله مالی نیست؛ مسئله‌ای است که به شفافیت، نحوه اولویت‌بندی منابع و مهم‌تر از همه، اعتماد میان بازنشستگان و متولیان امر گره خورده است.

بازنشسته‌ای که با افزایش هزینه‌های زندگی، درمان و معیشت مواجه است، وقتی با تأخیر در پرداخت مابه‌التفاوت حقوق خود روبه‌رو می‌شود، بیش از آنکه به دنبال وعده جدید باشد، نیازمند یک پاسخ روشن است: مطالبات او دقیقاً چه زمانی پرداخت خواهد شد؟

موضوع معوقات فروردین و اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ نیز از همین زاویه اهمیت پیدا می‌کند. اگر منابع مالی برای پرداخت کامل مطالبات وجود ندارد، انتظار طبیعی این است که مسئولان صادقانه درباره محدودیت‌ها توضیح دهند. اگر منابع وجود دارد، پرسش اینجاست که علت تأخیر چیست و چرا زمان‌بندی مشخصی برای پرداخت ارائه نمی‌شود؟

پرداخت قطره‌چکانی؛ راه‌حل یا انتقال مسئله؟

پرداخت مرحله‌ای مطالبات، در شرایطی که منابع محدود است، لزوماً تصمیمی غیرمنطقی نیست؛ اما زمانی که «پرداخت قطره‌چکانی» بدون جدول زمانی روشن و بدون اطلاع‌رسانی دقیق انجام شود، به جای حل مسئله، بر دامنه نارضایتی می‌افزاید.

بازنشسته باید بداند چه میزان طلب دارد، چه مقدار از آن پرداخت شده و باقی‌مانده چه زمانی به حساب او واریز خواهد شد. این حداقل انتظاری است که از یک سازوکار شفاف پرداخت می‌توان داشت.

مشکل اصلی زمانی ایجاد می‌شود که وعده‌ها جای برنامه را بگیرند. وعده «به‌زودی پرداخت می‌شود» برای بازنشسته‌ای که باید هزینه‌های روزمره زندگی خود را مدیریت کند، پاسخ کافی نیست.

منابع محدود است؛ اما اولویت‌ها باید روشن باشد

یکی از پرسش‌های مهم در این میان، نحوه اولویت‌بندی منابع است. وقتی مسئولان از محدودیت منابع سخن می‌گویند، افکار عمومی حق دارد بداند منابع موجود چگونه و بر اساس چه اولویت‌هایی تخصیص پیدا می‌کند.

بازنشستگان سال‌ها حق بیمه پرداخت کرده‌اند و امروز انتظار دارند تعهدات قانونی در قبال آنها اجرا شود. بنابراین، پرداخت مطالبات این قشر نباید در حد یک مطالبه فرعی و قابل تعویق تلقی شود.

این موضوع به‌ویژه زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که از یک سو درباره مشکلات مالی سازمان تأمین اجتماعی صحبت می‌شود و از سوی دیگر، مجموعه‌های اقتصادی وابسته به این سازمان، از جمله شستا، به‌عنوان بخشی از ظرفیت اقتصادی سازمان مطرح هستند.

شستا؛ مطالبه‌ای فراتر از یک نام

بحث درباره شستا نباید صرفاً به سود و زیان یک مجموعه اقتصادی محدود شود. پرسش اصلی این است که عملکرد مجموعه‌های اقتصادی متعلق به سازمان تأمین اجتماعی تا چه اندازه توانسته به تقویت منابع سازمان و در نهایت بهبود وضعیت بیمه‌شدگان و بازنشستگان کمک کند؟

اگر قرار است بازنشستگان درباره وضعیت منابع سازمان نگران باشند، طبیعی است که خواستار شفافیت درباره دارایی‌ها، عملکرد اقتصادی و نحوه مدیریت این منابع نیز باشند.

شفافیت در این حوزه می‌تواند بخشی از بی‌اعتمادی موجود را کاهش دهد؛ زیرا ابهام، معمولاً بیش از خود کمبود منابع، زمینه‌ساز شکل‌گیری پرسش و اعتراض می‌شود.

مطالبه بازنشسته، امتیاز ویژه نیست

واقعیت این است که بخش قابل توجهی از مطالبات بازنشستگان، مطالبه‌ای خارج از قانون یا درخواست امتیاز ویژه نیست. آنها خواهان اجرای تعهداتی هستند که باید در چارچوب قانون و در زمان مقرر انجام شود.

از همین رو، مواجهه با مطالبات بازنشستگان صرفاً با وعده‌های کلی نمی‌تواند راهگشا باشد. آنچه امروز بیش از هر چیز مورد نیاز است، شفافیت، زمان‌بندی و پاسخگویی است.

مسئولان اگر منابع کافی دارند، زمان پرداخت را اعلام کنند؛ اگر منابع کافی ندارند، دلایل و برنامه تأمین منابع را توضیح دهند و اگر قرار است پرداخت‌ها مرحله‌ای باشد، جدول زمانی مشخصی ارائه کنند.

در نهایت، مسئله امروز بازنشستگان فقط این نیست که «چه زمانی پول خود را می‌گیرند؟»؛ پرسش مهم‌تر این است که «چه زمانی قرار است بدانند دقیقاً چه زمانی پول خود را می‌گیرند؟»

پاسخ روشن به همین پرسش می‌تواند نخستین گام برای کاهش نگرانی و بازسازی اعتماد بازنشستگان باشد.

دیدگاه خود را بنویسید