هشدار درباره آینده صندوقی که ستون اصلی نظام تأمین اجتماعی ایران است؛
سونامی خاموش در تأمین اجتماعی؛ چرا میلیونها نفر از بازار کار رسمی فاصله گرفتهاند؟
بازار کار ایران در حال تجربه تغییر نگرانکنندهای است؛ کارگرانی که به دلیل کاهش قدرت خرید و جذابیت درآمدهای نقدی، از اشتغال رسمی فاصله میگیرند، همزمان پایه درآمدی سازمان تأمین اجتماعی را کوچکتر و آینده نظام بازنشستگی را شکنندهتر میکنند.
به گزارش خبرنگار دسترنج ۲۴،زمزمههای نگرانکنندهای از وضعیت بیمهشدگان سازمان تأمین اجتماعی به گوش میرسد. برخی کارشناسان حوزه روابط کار و تأمین اجتماعی از کاهش بیش از دو میلیون بیمهشده در ماههای اخیر خبر میدهند؛ رقمی که در صورت تأیید رسمی، میتواند یکی از جدیترین هشدارها درباره آینده نظام تأمین اجتماعی کشور باشد.
پیشتر نیز مدیرعامل سابق سازمان تأمین اجتماعی از کاهش حدود یک میلیون و ۲۰۰ هزار بیمهپرداز کارگری در کشور خبر داده بود. اکنون مطرحشدن رقم بیش از دو میلیون نفر، ضرورت انتشار آمار دقیق و شفاف از سوی سازمان تأمین اجتماعی را دوچندان کرده است.
این ریزش صرفاً یک تغییر آماری نیست؛ پشت این ارقام، کارگرانی قرار دارند که با خروج از اشتغال رسمی، ممکن است قرارداد، بیمه، سنوات، عیدی، بیمه بیکاری و در نهایت مستمری بازنشستگی خود را از دست بدهند.
چرا کارگران از بازار رسمی خارج میشوند؟
یکی از مهمترین عوامل، شکاف میان دستمزد و هزینه واقعی زندگی است. اگرچه حداقل دستمزد در سال ۱۴۰۵ افزایش قابل توجهی داشته، اما رشد هزینههای مسکن، خوراک، درمان و سایر نیازهای خانوار باعث شده است قدرت خرید بسیاری از کارگران همچنان تحت فشار باشد.
در چنین شرایطی، برخی کارگران ترجیح میدهند شغل رسمی و بیمهدار را با فعالیتهایی جایگزین کنند که درآمد نقدی بیشتری در کوتاهمدت ایجاد میکند؛ حتی اگر فاقد امنیت شغلی و بیمه باشد.
گسترش اقتصاد پلتفرمی، بهویژه تاکسیهای اینترنتی، یکی از نمونههای بارز این تغییر است. انعطاف در ساعات کاری، امکان شروع سریع فعالیت و دریافت درآمد روزانه، این مشاغل را برای بخشی از نیروی کار جذاب کرده است.
از سوی دیگر، کاهش تعداد کارگاههای متوسط و افزایش واحدهای یکنفره نیز میتواند نشانهای از کوچکشدن بنگاهها و حرکت بخشی از نیروی کار به سمت خوداشتغالی و فعالیتهای غیررسمی باشد.
نسبت پشتیبانی در مسیر خطر
یکی از مهمترین شاخصهای پایداری صندوقهای بازنشستگی، «نسبت پشتیبانی» است؛ یعنی تعداد بیمهپردازان در برابر مستمریبگیران.
بر اساس ارقام مطرحشده، این نسبت در سازمان تأمین اجتماعی از حدود ۴.۸ به کمتر از ۳.۶ رسیده است. در صورت تأیید کاهش دو میلیون بیمهپرداز، این نسبت میتواند به محدوده ۳ نزدیک شود؛ وضعیتی که فشار قابل توجهی بر منابع صندوق ایجاد خواهد کرد.
کاهش تعداد بیمهپردازان به معنای کاهش درآمدهای حق بیمه در شرایطی است که تعهدات سازمان همچنان پابرجاست. همزمان، بدهیهای دولت و کارفرمایان نیز فشار مضاعفی بر منابع سازمان وارد میکند.
برخی برآوردها از بدهی بیش از هزار همتی دولت به سازمان تأمین اجتماعی و حدود ۲۰۰ هزار میلیارد تومان بدهی کارفرمایان حکایت دارد. همچنین از کسری منابع و معوقات قابل توجه بازنشستگان سخن گفته شده است؛ ارقامی که نیازمند ارائه جزئیات و تأیید رسمی هستند.
هزینه اجتماعی بیمهگریزی
پیامدهای خروج از پوشش بیمهای تنها مالی نیست. فرد فاقد بیمه در برابر بیماری، حادثه و بیکاری آسیبپذیرتر است و در دوران سالمندی نیز از مستمری بازنشستگی محروم خواهد شد.
گسترش اشتغال غیررسمی همچنین میتواند فقر و نابرابری را افزایش دهد و در بلندمدت بار بیشتری بر دوش خانوادهها و دولت بگذارد.
نگرانی مهمتر، کاهش اعتماد نسل جوان به نظام تأمین اجتماعی است. هنگامی که فرد احساس کند پرداخت حق بیمه امروز، امنیت اقتصادی قابل اتکایی برای آینده او ایجاد نمیکند، انگیزهاش برای ماندن در نظام رسمی کاهش خواهد یافت.
این روند میتواند یک چرخه معیوب ایجاد کند: کاهش اعتماد، کاهش بیمهپردازی، کاهش منابع سازمان و در نهایت کاهش توان ارائه خدمات و حمایتهای اجتماعی.
بحران اشتغال، بحران تأمین اجتماعی
شوکهای اقتصادی و امنیتی نیز بر این روند اثرگذار بودهاند. بر اساس برخی آمارهای مطرحشده، پس از جنگ ۱۲روزه خردادماه ۱۴۰۴ بیش از یک میلیون و ۳۵۸ هزار نفر از بازار کار خارج شدهاند و حدود ۶۳۰ هزار شغل صنعتی نیز در فصل نخست سال از بین رفته است.
اگر این آمارها در منابع رسمی تأیید شوند، نشان میدهند که خروج از بازار رسمی صرفاً نتیجه انتخاب فردی نیست و بخشی از آن ناشی از کوچکشدن بخش مولد اقتصاد و کاهش فرصتهای اشتغال رسمی است.
راهکار؛ اصلاح ساختار به جای مُسکنهای کوتاهمدت
به گزارش خبرنگار ما،حل این بحران نیازمند مجموعهای از اقدامات همزمان است؛ از افزایش واقعی قدرت خرید کارگران و حمایت از بنگاههای تولیدی گرفته تا بازنگری در ساختار بیمه و طراحی سازوکارهای جدید برای پوشش شاغلان غیررسمی، فریلنسرها و شاغلان پلتفرمی.
همچنین لازم است سازمان تأمین اجتماعی درباره میزان دقیق ریزش بیمهشدگان، تغییرات نسبت پشتیبانی، وضعیت درآمدها و تعهدات و ابعاد فرار بیمهای، اطلاعات شفاف و بهروز ارائه کند.
تأمین اجتماعی صرفاً یک سازمان اقتصادی نیست؛ بخشی از نظام امنیت اجتماعی کشور است. تداوم خروج نیروی کار از پوشش بیمهای، اگر بدون اصلاحات جدی متوقف نشود، میتواند در سالهای آینده به بحرانی تبدیل شود که هزینه آن نهتنها بر دوش صندوقهای بازنشستگی، بلکه بر دوش کل جامعه خواهد بود.

