مطالبات بازنشستگان مخابرات به مازندران هم رسیده است؛ از بیمه تکمیلی تا متناسبسازی و مزایای رفاهی؛
بازنشستگان مخابرات؛ از تهران تا مازندران، مطالبهای که دیگر با وعده آرام نمیشود
همزمان با تجمع بازنشستگان مخابرات در تهران و چند استان کشور، مطالبات این گروه بار دیگر به یکی از موضوعات جدی حوزه بازنشستگی تبدیل شده است؛ مطالباتی که برای بازنشستگان مخابرات در مازندران نیز اهمیت ویژه دارد و از وضعیت بیمه تکمیلی و هزینههای درمان تا اجرای متناسبسازی و پرداخت مزایای رفاهی را شامل میشود. اکنون پرسش اصلی این است که چرا بخشی از حقوق و تعهداتی که بازنشستگان بر اجرای آنها تأکید دارند، همچنان باید از مسیر اعتراض و تجمع پیگیری شود؟
به گزارش خبرنگار دسترنج ۲۴،تجمع دیروز بازنشستگان مخابرات در تهران و همزمانی آن با حضور اعتراضی بازنشستگان در استانهای هرمزگان، کرمانشاه و کردستان، بار دیگر پرونده مطالبات بازنشستگان این مجموعه را روی میز مسئولان قرار داده است.
برای مازندران نیز این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که جامعه بازنشستگان مخابرات استان، مانند سایر نقاط کشور، با مجموعهای از مسائل مرتبط با حقوق، مزایا، بیمه درمانی و تعهدات رفاهی روبهرو است و هرگونه تصمیم در سطح ملی درباره این مطالبات، مستقیماً بر وضعیت آنان اثر میگذارد.
موضوع فقط یک تجمع در تهران نیست؛ مسئله، مجموعهای از مطالبات است که دامنه آن از پایتخت تا استانها کشیده شده و اکنون نیازمند پاسخ روشن و واحد از سوی مسئولان است.
بیمه تکمیلی؛ مطالبهای که مستقیماً با زندگی بازنشسته گره خورده است
یکی از مهمترین محورهای اعتراض بازنشستگان مخابرات، نحوه ارائه بیمه تکمیلی است.
بازنشستگان معترض میگویند برای برخورداری از خدمات درمانی با چند لایه پوشش و پرداخت مواجهاند؛ از بیمه خدمات درمانی و بیمه تکمیلی صندوق بازنشستگی تا بیمه تکمیلی مخابرات و پوششهای تکمیلی دیگر.
از نگاه آنان، چنین ساختاری میتواند هزینههای مضاعفی به خانواده بازنشسته تحمیل کند.
برای بازنشستگان مخابرات در مازندران نیز موضوع بیمه تکمیلی صرفاً یک مسئله اداری نیست؛ درمان، دارو و هزینههای پزشکی بخشی از واقعیت روزمره دوران بازنشستگی است.
به همین دلیل، هرگونه ابهام در مسئولیت بیمهای یا اختلال در ارائه خدمات میتواند مستقیماً به دغدغه معیشتی و درمانی تبدیل شود.
مطالبه بازنشستگان روشن است: مسئولیت هر نهاد باید مشخص باشد و بیمهشده بداند بابت مبلغی که از حقوق او کسر میشود، دقیقاً چه خدمتی و از سوی چه نهادی دریافت خواهد کرد.
متناسبسازی؛ ماجرا فقط افزایش حقوق نیست
مطالبه اجرای مرحله سوم متناسبسازی نیز یکی دیگر از محورهای اصلی اعتراضهاست.
بازنشستگان شرکتها و سازمانهای مشمول اصل ۴۴ قانون اساسی خواهان اجرای مرحله سوم متناسبسازی بر مبنای قانونی هستند و نسبت به تغییر احتمالی فرمول محاسبه اعتراض دارند.
مسئله مهم اینجاست که فرمول محاسبه به اندازه رقم نهایی اهمیت دارد.
اگر قرار است متناسبسازی با هدف کاهش فاصله میان حقوق بازنشستگان و شاغلان اجرا شود، طبیعی است که بازنشسته انتظار داشته باشد روش محاسبه نیز به همین هدف منجر شود.
در غیر این صورت، حتی اجرای ظاهری یک مصوبه میتواند با برداشت متفاوتی از سوی ذینفعان مواجه شود.
آییننامه ۸۹ و مزایای رفاهی؛ عددها باید شفاف شوند
بازنشستگان همچنین اجرای کامل آییننامه ۸۹ و پرداخت مزایای رفاهی را مطالبه میکنند.
به گفته معترضان، مبالغ مربوط به خواربار، مناسبتها و سایر مزایا از سال ۱۴۰۰ متناسب با افزایش حقوق بهروزرسانی نشده است.
آنان برای سال ۱۴۰۵ رقم پرداختی فعلی را حدود یک میلیون و ۴۰ هزار تومان اعلام کردهاند و معتقدند این رقم باید به حدود ۹ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان میرسید.
در چنین شرایطی، بهترین پاسخ نه وعده و نه تکذیب کلی است؛ بلکه ارائه مستندات و فرمول محاسبه است.
اگر رقم مورد مطالبه مبنای قانونی دارد، باید نحوه محاسبه و زمان پرداخت آن مشخص شود و اگر چنین مبنایی وجود ندارد، بازنشستگان نیز باید مستند قانونی رد مطالبه خود را بدانند.
این شفافیت میتواند از شکلگیری اختلافات بیشتر در استانهایی مانند مازندران نیز جلوگیری کند.
وقتی حق بیمه از حقوق کم میشود، بازنشسته باید بداند کجا میرود
یکی از حساسترین محورهای مطرحشده از سوی بازنشستگان، وضعیت حق بیمههای کسرشده از حقوق است.
معترضان میگویند مبالغ مربوط به بیمه خدمات درمانی، دندانپزشکی و بیمه تکمیلی از حقوق آنان کسر میشود، اما در مواردی درباره پرداخت این مبالغ به بیمهگر و استمرار خدمات ابهام وجود دارد.
این ادعا نیازمند پاسخ رسمی و مستند نهادهای مسئول است.
اما اصل مسئله روشن است: هر کس که مبلغی از حقوقش بابت یک خدمت مشخص پرداخت میکند، حق دارد بداند آن مبلغ چه زمانی و به چه نهادی پرداخت شده و در صورت اختلال، مسئول جبران آن چه کسی است.
این موضوع برای بازنشستهای در ساری، بابل، قائمشهر، آمل یا دیگر نقاط مازندران تفاوتی با بازنشسته تهران ندارد؛ تعهد بیمهای باید در هر نقطهای از کشور، قابل دسترسی و قابل پیگیری باشد.
هزینههای درمانی معوق؛ مطالبهای که زمان نمیشناسد
پرداخت هزینههای درمانی معوق نیز از دیگر مطالبات بازنشستگان است.
به گفته معترضان، برخی افراد به دلیل اختلال در ارائه خدمات بیمهای، هزینههای درمان خود را شخصاً پرداخت کرده و اسناد را برای دریافت خسارت ارائه دادهاند، اما هنوز مطالبات آنان تسویه نشده است.
در چنین شرایطی، تعیین تکلیف اسناد درمانی و اعلام زمانبندی پرداخت، میتواند یکی از فوریترین اقدامات مسئولان باشد.
بازنشستهای که هزینه درمان را از جیب پرداخت کرده، نمیتواند هزینه زندگی خود را با «در حال بررسی بودن پرونده» مدیریت کند.
سؤال مهم برای مازندران؛ سهم بازنشستگان استان از تصمیمات ملی چیست؟
اگرچه بخش مهمی از تصمیمات مربوط به بازنشستگان مخابرات در سطح ملی اتخاذ میشود، اما آثار آن بهطور مستقیم در استانها دیده خواهد شد.
در مازندران نیز انتظار جامعه بازنشستگان این است که نمایندگان استانی و مسئولان مرتبط، صرفاً ناظر تحولات نباشند و مطالبات بازنشستگان استان را در فرآیند تصمیمگیری و پیگیریهای ملی دنبال کنند.
از مسئولان مربوط انتظار میرود مشخص کنند:
مطالبات بازنشستگان مخابرات مازندران در چه مرحلهای قرار دارد؟
کدام بخش از مطالبات در سطح ملی تعیین تکلیف شده است؟
برای مطالبات باقیمانده چه برنامه و زمانبندیای وجود دارد؟
و مهمتر از همه:
اگر مطالبهای از نظر دستگاه مسئول قابل اجرا نیست، مستند قانونی این عدم امکان چیست؟
پاسخ روشن به این پرسشها میتواند بسیاری از ابهامات را کاهش دهد.
بازنشسته، وعده جدید نمیخواهد؛ نتیجه میخواهد
مطالبات بازنشستگان مخابرات سالهاست در قالبهای مختلف مطرح میشود. اما افزایش تعداد تجمعها نشان میدهد که بخشی از جامعه بازنشستگان، پاسخهای موجود را کافی نمیداند.
این مسئله درباره مازندران نیز اهمیت ویژه دارد؛ چراکه هرچه تعیین تکلیف مطالبات در سطح ملی طولانیتر شود، فشار ناشی از ابهام و بلاتکلیفی به جامعه بازنشستگان استانها نیز منتقل خواهد شد.
اکنون زمان آن است که مسئولان به جای پاسخهای کلی، مطالبه به مطالبه پاسخ دهند؛ درباره بیمه تکمیلی یک پاسخ روشن، درباره متناسبسازی یک فرمول شفاف، درباره مزایای رفاهی یک محاسبه مستند و درباره هزینههای درمانی یک زمانبندی مشخص ارائه کنند.
به گزارش خبرنگار ما،تجمع بازنشستگان مخابرات در تهران و استانهای مختلف را نمیتوان تنها یک رویداد صنفی دانست. این تجمعها نشان میدهد که بخشی از بازنشستگان خواهان روشن شدن وضعیت تعهداتی هستند که آن را حقوق قانونی و مکتسبه خود میدانند.
برای بازنشستگان مخابرات مازندران نیز پیام روشن است: تصمیمات ملی باید به نتیجه ملموس در زندگی بازنشسته استان تبدیل شود.
در نهایت، پرسش افکار عمومی نیز ساده است:
اگر این مطالبات قانونی است، چرا اجرای آنها به تأخیر افتاده است؟ و اگر درباره قانونی بودن یا میزان آنها اختلافی وجود دارد، چرا مبنای آن بهصورت شفاف برای بازنشستگان اعلام نمیشود؟
پاسخ به همین دو سؤال میتواند بخش بزرگی از فضای ابهام و نارضایتی را روشن کند.
بازنشسته بیش از وعده، به اجرای تعهد و پاسخ روشن نیاز دارد؛ و این مطالبه، از تهران تا مازندران، تفاوتی ندارد.

