مهدی عبوری در ۴۵ سالگی؛ مقصد بعدی کجاست؟

مهدی عبوری؛ از کارمند صداوسیما تا پاستور؛ شوخی امروز یا رؤیای فردا؟

کد خبر: 3444
|
بروزرسانی: ۱۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۹:۰۷

گزارش تحلیلی «دسترنج۲۴» از مسیر مدیری که از صداوسیمای مازندران آغاز کرد، به شهرداری ساری، وزارت راه و شهرسازی و مدیریت مجموعه‌های بزرگ اقتصادی رسید؛ گمانه بازگشت به صداوسیما و احتمال ورود به رقابت‌های سیاسی، از جمله ریاست‌جمهوری، چقدر قابل بررسی است؟

کد خبر: 3444
|

به گزارش خبرنگار دسترنج ۲۴، مهدی عبوری فردا، ۱۲ شهریور، ۴۵ ساله می‌شود؛ مدیری که بیش از دو دهه پیش فعالیت حرفه‌ای خود را از صداوسیمای مرکز مازندران آغاز کرد و در ادامه، مسیری متفاوت را از مدیریت شهری ساری تا معاونت وزارت راه و شهرسازی و مدیریت مجموعه‌های بزرگ اقتصادی طی کرد.

مسیر او، اگر صرفاً در قالب یک رزومه مدیریتی خوانده شود، مجموعه‌ای از سمت‌هاست؛ اما وقتی این سمت‌ها کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، پرسش‌های دیگری شکل می‌گیرد.

چه شد که یک کارمند صداوسیمای مازندران به مدیری در سطح ملی و اقتصادی کشور تبدیل شد؟

و پرسش مهم‌تر اینکه:

آیا این مسیر همین‌جا متوقف می‌شود یا ممکن است در آینده وارد مرحله‌ای سیاسی شود؟

این گزارش تلاش می‌کند بدون مدح و ستایش و بدون نسبت‌دادن نیت‌های اثبات‌نشده به عبوری، مسیر حرفه‌ای او را بررسی کند؛ مسیری که در آن، ساری همچنان یک نقطه مهم است و صداوسیما نیز ممکن است دوباره در آینده به یکی از ایستگاه‌های آن تبدیل شود.

از صداوسیمای مازندران تا شهرداری ساری

مهدی عبوری متولد ۱۲ شهریور ۱۳۶۰ در ساری است.

فعالیت حرفه‌ای او در سال ۱۳۷۹ و در صداوسیمای مرکز مازندران آغاز شد. او در ادامه، از سال ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۸ مدیر حراست و از سال ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۱ معاون اداری و مالی این مجموعه بود.

این دوره را می‌توان مرحله نخست شکل‌گیری تجربه مدیریتی عبوری دانست؛ تجربه‌ای که در یک سازمان رسانه‌ای و اداری شکل گرفت و هنوز دامنه فعالیت او در سطح استان تعریف می‌شد.

اما در سال ۱۳۹۱ اتفاقی افتاد که مسیر او را تغییر داد.

پس از استیضاح علی حجازی، شورای اسلامی شهر ساری در ۲۵ تیر ۱۳۹۱ عبوری را به عنوان شهردار ساری انتخاب کرد و حکم او نیز در ۱۲ مرداد همان سال از سوی مصطفی محمدنجار، وزیر کشور وقت، صادر شد.

عبوری در آن زمان حدود ۳۰ سال داشت.

ورود یک مدیر جوان با سابقه فعالیت در صداوسیما به شهرداری مرکز استان، نخستین جهش جدی در مسیر حرفه‌ای او بود.

شهرداری ساری؛ نقطه تولد یک چهره عمومی

شهرداری ساری برای عبوری فقط یک سمت اداری نبود.

شهردار در معرض مستقیم افکار عمومی قرار دارد؛ با شورا، رسانه‌ها، مدیران استانی، پیمانکاران، فعالان اقتصادی و شهروندان در ارتباط است و عملکردش به شکل روزمره دیده و قضاوت می‌شود.

عبوری در سال ۱۳۹۲ در سمت خود ابقا شد و در شهریور ۱۳۹۶ نیز برای سومین دوره از سوی شورای اسلامی شهر ساری به عنوان شهردار انتخاب شد.

در این دوره، پروژه‌های مختلف عمرانی و شهری اجرا شد و نام عبوری به یکی از نام‌های شناخته‌شده مدیریت شهری ساری تبدیل شد.

البته درباره عملکرد آن دوره، روایت‌های متفاوتی وجود دارد.

حامیان عبوری بر پروژه‌های عمرانی و توسعه شهری تأکید دارند و منتقدان درباره برخی تصمیم‌ها، هزینه‌ها و حواشی آن دوره پرسش‌هایی مطرح کرده‌اند.

بنابراین قضاوت درباره کارنامه شهرداری او نیازمند بررسی مستقل داده‌های مالی، پروژه‌ها و نتایج قابل سنجش است.

اما فارغ از این اختلاف‌نظرها، یک اتفاق مهم رخ داده بود:

مهدی عبوری دیگر صرفاً یک مدیر درون‌سازمانی نبود؛ او به یک چهره عمومی تبدیل شده بود.

ساری؛ آغاز سرمایه اجتماعی

یکی از نکات مهم در بررسی مسیر عبوری، رابطه او با ساری است.

او متولد این شهر است، سال‌ها در آن فعالیت کرده و مهم‌تر از همه، نخستین تجربه جدی مدیریت عمومی خود را در همین شهر به دست آورده است.

شهرداری ساری باعث شد نام او از چارچوب یک سازمان استانی خارج شود و در فضای عمومی استان شناخته شود.

آیا این شناخت اجتماعی بعدها در مسیر حرفه‌ای او تأثیر داشته است؟

نمی‌توان بدون سند پاسخ قطعی داد.

اما نمی‌توان اهمیت آن را نیز نادیده گرفت.

هر مدیری که بخواهد در سطح ملی فعالیت کند، علاوه بر سابقه اجرایی به شبکه‌ای از ارتباطات و شناخت اجتماعی نیاز دارد.ساری برای عبوری چنین بستری را فراهم کرد.

خروج از شهرداری و ورود به وزارت راه

در فروردین ۱۳۹۸، عبوری از شهرداری ساری خارج شد و محمد اسلامی، وزیر وقت راه و شهرسازی، او را به سمت معاون توسعه مدیریت و منابع انسانی وزارتخانه منصوب کرد.

چند ماه بعد، در آذرماه ۱۳۹۸، عبوری به عنوان معاون وزیر راه و شهرسازی، رئیس هیئت‌مدیره و مدیرعامل شرکت بازآفرینی شهری ایران منصوب شد.

اینجا مقیاس فعالیت او تغییر کرد.

مدیری که تا چندی قبل شهردار یک مرکز استان بود، اکنون مسئولیتی در سطح ملی برعهده داشت.

این انتقال را می‌توان یکی از مهم‌ترین نقاط عطف کارنامه عبوری دانست.

اما علت چنین ارتقایی چیست؟

پاسخ قطعی بدون دسترسی به فرآیند تصمیم‌گیری مدیران وقت ممکن نیست.

تجربه مدیریتی، سابقه اجرایی، اعتماد مدیران، شبکه ارتباطات حرفه‌ای و شرایط سیاسی و مدیریتی کشور، همگی می‌توانند در چنین انتصاب‌هایی مؤثر باشند.

آنچه می‌دانیم، نتیجه است:

عبوری وارد سطح مدیریت ملی شد.

حاشیه قضایی؛ بخشی که نمی‌توان از آن عبور کرد

پاییز ۱۴۰۰، همزمان با پایان مسئولیت عبوری در شرکت بازآفرینی شهری ایران، خبرهایی درباره بازداشت او در ارتباط با پرونده شهرداری ساری منتشر شد.

وکیل عبوری در آن زمان بازداشت موکل خود را تکذیب کرد، اما صدور قرار وثیقه را تأیید کرد و مبلغ وثیقه دو میلیارد تومان اعلام شد.

از نظر حقوقی، میان صدور قرار وثیقه و محکومیت قطعی تفاوت اساسی وجود دارد و نمی‌توان صرفاً بر اساس خبر وثیقه، وقوع جرم یا محکومیت قطعی را به یک فرد نسبت داد.

در سال‌های بعد نیز گزارش‌هایی درباره پرونده‌ها و آرای اداری مرتبط با عبوری منتشر شد.

در مقابل، ادامه فعالیت مدیریتی او نیز نشان داد که روایت حقوقی و اداری درباره وضعیت او، دست‌کم در مقاطع مختلف، محل بحث بوده است.

بنابراین در این گزارش، این موضوع صرفاً به عنوان بخشی از سابقه رسانه‌ای عبوری مطرح می‌شود و هیچ اتهام اثبات‌نشده‌ای به عنوان واقعیت قطعی به او نسبت داده نمی‌شود.

غدیر؛ ورود به مدیریت اقتصاد بزرگ

در شهریور ۱۴۰۲، عبوری به مدیرعاملی شرکت سرمایه‌گذاری غدیر منصوب شد.

این انتصاب را باید یک تغییر جدی در جنس فعالیت او دانست.

تا آن زمان، سابقه اصلی عبوری در مدیریت شهری و دولتی بود؛ اما غدیر او را وارد دنیای مدیریت بنگاه‌های بزرگ اقتصادی کرد.

در این سطح، معیار موفقیت متفاوت است.

سودآوری، بازده سرمایه‌گذاری، عملکرد شرکت‌های زیرمجموعه، ارزش دارایی‌ها و منافع سهامداران، شاخص‌هایی هستند که می‌توانند عملکرد مدیر را اندازه‌گیری کنند.

بنابراین از این مرحله به بعد، رزومه عبوری دیگر صرفاً با عناوین مدیریتی قابل ارزیابی نیست؛ عملکرد اقتصادی او اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

اهداف؛ مرحله تازه مسیر

پس از دوره مدیریت در غدیر، عبوری در بهمن ۱۴۰۳ به عنوان مدیرعامل گروه سرمایه‌گذاری اهداف معرفی شد.

این مجموعه در ساختار اقتصادی مرتبط با صندوق‌های بازنشستگی صنعت نفت قرار دارد و فعالیت‌های آن با بخش‌های مهمی از اقتصاد کشور ارتباط دارد.

به این ترتیب، مسیر عبوری از مدیریت شهری و دولتی به مدیریت دارایی‌ها و مجموعه‌های اقتصادی بزرگ رسید.

در ۴۵ سالگی، او تجربه سه حوزه متفاوت را در کارنامه دارد:

مدیریت شهری، مدیریت دولتی و مدیریت اقتصادی.

همین تنوع تجربه، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های کارنامه اوست.

اما چرا صداوسیما دوباره در داستان عبوری دیده می‌شود؟

شاید جذاب‌ترین بخش ماجرا همین‌جا باشد.

مهدی عبوری کارش را از صداوسیما شروع کرد.

حالا بیش از دو دهه گذشته و نام او در برخی گمانه‌زنی‌های غیررسمی درباره گزینه‌های احتمالی ریاست سازمان صداوسیما نیز مطرح شده است.

دسترنج۲۴ تأکید می‌کند که این موضوع خبر قطعی نیست و تا زمان انتشار این گزارش، سند رسمی یا اعلام رسمی‌ای که عبوری را گزینه قطعی این جایگاه معرفی کند، در دست نیست.

اما اگر این گمانه را به عنوان یک سناریو بررسی کنیم، اتفاق جالبی رخ می‌دهد:

مدیری که روزی از صداوسیمای مازندران شروع کرد، ممکن است روزی در فهرست گزینه‌های مدیریت عالی همان سازمان قرار بگیرد.

در صورت تحقق چنین سناریویی، عبوری با تجربه‌ای بسیار متفاوت از روزهای آغاز فعالیت خود به صداوسیما بازخواهد گشت؛ تجربه شهرداری، دولت و مدیریت اقتصادی.

البته مدیریت یک هلدینگ بزرگ اقتصادی با مدیریت رسانه ملی تفاوت‌های جدی دارد و سابقه اولیه عبوری در صداوسیما به تنهایی نمی‌تواند معیار مناسبی برای قضاوت درباره توانایی او در چنین جایگاهی باشد.

با این حال، خود مطرح‌شدن این گمانه، اگرچه غیررسمی، برای تحلیل مسیر حرفه‌ای او قابل توجه است.

و سؤال بزرگ‌تر؛ پاستور؟

اگر از گمانه صداوسیما یک قدم جلوتر برویم، سؤال دیگری مطرح می‌شود:

آیا مهدی عبوری می‌تواند روزی وارد رقابت‌های سیاسی شود؟

و در سناریویی دورتر:

آیا می‌توان روزی نام او را در میان گزینه‌های ریاست‌جمهوری دید؟

در نگاه نخست، شاید طرح چنین پرسشی درباره مهدی عبوری برای بسیاری از مخاطبانی که شناخت دقیقی از او ندارند، کمی دور از انتظار و حتی بیشتر شبیه یک شوخی سیاسی باشد.

واقعیت هم این است که عبوری تا امروز سابقه و تجربه شرکت در هیچ عرصه انتخابات سیاسی را در کارنامه خود نداشته است؛ نه نمایندگی مجلس، نه انتخابات شوراها به عنوان نامزد و نه انتخابات ریاست‌جمهوری.

بنابراین او برخلاف برخی چهره‌هایی که از سال‌ها قبل در فضای انتخاباتی و سیاسی حضور داشته‌اند، هنوز تجربه مستقیم رقابت انتخاباتی ندارد.

از همین زاویه، مطرح کردن نام او در ارتباط با «پاستور» در شرایط فعلی ممکن است برای مخاطب، در نگاه اول اغراق‌آمیز به نظر برسد.

اما مسئله زمانی متفاوت می‌شود که به جای شناخت سطحی از یک نام، مسیر طی‌شده او را مرور کنیم.

مهدی عبوری یک مدیر سیاسیِ انتخاباتی نبوده، اما بخش قابل توجهی از عمر حرفه‌ای خود را در مدیریت عمومی و ساختارهای دولتی سپری کرده است.

در حدود ۳۰ سالگی شهردار ساری شد؛ سال‌ها مدیریت شهری را تجربه کرد، سپس وارد وزارت راه و شهرسازی شد، معاون وزیر شد، مدیریت یک شرکت ملی را برعهده گرفت و بعد از آن نیز به مدیریت مجموعه‌های بزرگ اقتصادی رسید.

از این منظر، شاید عبارت «پاستور» در مورد عبوری امروز برای کسی که او را نمی‌شناسد، بیشتر شبیه یک شوخی باشد؛ اما برای کسی که مسیر رشد و نوع حرکت او در ساختار مدیریتی کشور را دنبال کرده، لزوماً شوخی نیست.

این تفاوت مهمی است.

دسترنج۲۴ نمی‌گوید عبوری سودای ریاست‌جمهوری دارد. چنین ادعایی نیازمند اظهارنظر صریح خود او یا شواهد معتبر است و در حال حاضر چنین سندی در اختیار این گزارش نیست.

بحث بر سر چیز دیگری است:

آیا مسیری که عبوری طی کرده، در صورت تصمیم شخصی او برای ورود به سیاست، می‌تواند او را در آینده به سطحی برساند که ریاست‌جمهوری نیز یکی از گزینه‌های قابل طرح درباره‌اش باشد؟

پاسخ این پرسش را نمی‌توان امروز قطعی دانست؛ اما نمی‌توان آن را هم صرفاً با یک لبخند و عنوان «شوخی» کنار گذاشت.

عبوری هنوز وارد رقابت انتخاباتی نشده است؛ اما مدیریت انتخاباتی با مدیریت اجرایی الزاماً یکسان نیست. ممکن است فردی سال‌ها در ساختار اجرایی کشور فعالیت کرده باشد و تازه در مقطعی تصمیم بگیرد وارد میدان انتخابات شود.

البته ورود به انتخابات ریاست‌جمهوری داستان کاملاً متفاوتی است.

ریاست‌جمهوری به پایگاه اجتماعی، گفتمان سیاسی، تیم انتخاباتی، شبکه ارتباطی، توانایی مواجهه با افکار عمومی و در نهایت عبور از فرآیندهای قانونی و سیاسی نیاز دارد.

هیچ‌کدام از اینها صرفاً با داشتن یک رزومه مدیریتی به دست نمی‌آید.

بنابراین «پاستور» در این گزارش یک پیش‌بینی نیست؛ یک سناریوی تحلیلی است.

اما شاید ارزش این سناریو دقیقاً در همین باشد که امروز، در ۴۵ سالگی عبوری، آن را ثبت کنیم؛ زمانی که او هنوز نامزد هیچ انتخاباتی نبوده و هیچ اعلام رسمی درباره ورودش به سیاست ندارد.

شاید سال‌ها بعد مشخص شود این تحلیل بیش از حد دور از واقعیت بوده است.

شاید هم برعکس، روزی برسد که طرح نام «مهدی عبوری» در ارتباط با ریاست‌جمهوری دیگر برای کسی عجیب نباشد.

آن روز، تفاوت میان «شوخی» و «تحلیل» روشن‌تر خواهد شد.

ساری؛ نقطه‌ای که هنوز از نقشه حذف نشده است

در تمام این مسیر، یک نام همچنان باقی مانده است: ساری.

عبوری امروز یک مدیر ملی و اقتصادی است، اما ساری همچنان بخشی از روایت زندگی اوست.

او در این شهر متولد شده، در آن فعالیت کرده، شهردار آن بوده و بخش مهمی از شناخته‌شدنش در همین شهر شکل گرفته است.

این ارتباط الزاماً معنای سیاسی ندارد.

اما اگر روزی عبوری وارد سیاست شود، ساری می‌تواند بخشی از سرمایه اجتماعی روایت او باشد.

اینکه او همچنان تلاش می‌کند در ساری فراموش نشود یا ارتباطش با این شهر را حفظ کند، نیز می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد؛ از تعلق طبیعی به زادگاه تا حفظ یک پایگاه اجتماعی.

نمی‌توان بدون سند یکی از این دلایل را به عنوان علت اصلی معرفی کرد.

اما از منظر تحلیل سیاسی، نادیده‌گرفتن نقش ساری در مسیر عبوری نیز منطقی نیست.

تهران امروز محل اصلی فعالیت مدیریتی اوست؛ اما ساری جایی است که نام او در آن به عنوان یک مدیر عمومی شکل گرفت.

از یک کارمند صداوسیما تا یک مدیر صاحب نفوذ

شاید بتوان پاسخ پرسش نخست این گزارش را در همین مسیر جست‌وجو کرد.

مهدی عبوری یک‌شبه به جایگاه امروز نرسید.

مسیر او مجموعه‌ای از تغییرات پیاپی بود:

از یک سازمان رسانه‌ای استانی به مدیریت شهری؛

از شهرداری به دولت؛

از دولت به مدیریت شرکت ملی؛

و از آنجا به مدیریت مجموعه‌های بزرگ اقتصادی.

در هر مرحله، مقیاس مسئولیت او بزرگ‌تر شد.

اما اینکه چه میزان از این رشد ناشی از توان مدیریتی، چه میزان ناشی از اعتماد مدیران بالادستی و چه میزان ناشی از شبکه ارتباطات بوده، پرسشی است که پاسخ قطعی آن نیازمند داده‌ها و اطلاعات بیشتری است.

به همین دلیل، درباره عبوری نه باید اغراق کرد و نه افسانه ساخت.

کارنامه او به اندازه کافی جذاب هست که نیازی به اغراق نداشته باشد.

۴۵ سالگی؛ جایی میان اقتصاد و سیاست

مهدی عبوری اکنون در ۴۵ سالگی در نقطه‌ای قرار دارد که کارنامه‌اش از یک مسیر صرفاً محلی عبور کرده است.

او تجربه مدیریت شهری، دولتی و اقتصادی دارد.

در ساری شناخته شده، در تهران مسئولیت گرفته و اکنون با مجموعه‌های اقتصادی بزرگ سروکار دارد.

از طرف دیگر، گمانه‌هایی درباره آینده مدیریتی او در صداوسیما مطرح شده و در سطح تحلیل نیز می‌توان احتمال ورود او به سیاست را بررسی کرد.

اما هیچ‌کدام هنوز واقعیت قطعی نیست.

ممکن است عبوری سال‌ها در اقتصاد بماند.

ممکن است دوباره وارد دولت شود.

ممکن است به صداوسیما برگردد.

ممکن است وارد سیاست شود.

یا ممکن است هیچ‌کدام اتفاق نیفتد.

در نهایت، آینده را نمی‌توان با رزومه گذشته پیش‌بینی کرد.

اما می‌توان مسیر گذشته را به دقت ثبت کرد.

این گزارش را در آرشیو نگه می‌داریم

دسترنج۲۴ این گزارش را نه به عنوان پیشگویی، بلکه به عنوان یک تحلیل در تاریخ ۱۲ شهریور ۱۴۰۵ منتشر می‌کند.

امروز مهدی عبوری ۴۵ ساله است.

امروز ریاست‌جمهوری برای او یک خبر نیست.

امروز ریاست سازمان صداوسیما نیز برای او یک انتصاب قطعی نیست.

امروز فقط می‌توان مسیر مدیریتی او را دید، نقاط عطفش را کنار هم گذاشت و درباره احتمالات آینده سؤال پرسید.

اما شاید چند سال دیگر، یکی از همین احتمالات به واقعیت تبدیل شود.

شاید روزی نام مهدی عبوری در جایگاهی قرار بگیرد که امروز صرفاً درباره آن تحلیل می‌کنیم.

اگر آن روز رسید، این گزارش در آرشیو «دسترنج۲۴» خواهد بود؛ گزارشی که در ۱۲ شهریور ۱۴۰۵، در ۴۵ سالگی مهدی عبوری، آینده احتمالی او را نه به عنوان خبر، بلکه به عنوان یک سناریو بررسی کرده بود.

آن روز شاید لازم باشد دوباره به همین گزارش برگردیم، آن را از آرشیو بیرون بکشیم و با واقعیتی که اتفاق افتاده مقایسه کنیم.

شاید آن روز، تیتر امروز دیگر یک سؤال نباشد.

شاید پاسخ آن را خودِ زمان داده باشد.

۱۲ شهریور؛ تولد ۴۵ سالگی مهدی عبوری

مهدی عبوری متولد ۱۲ شهریور ۱۳۶۰ در ساری است.

در ۴۵ سالگی، کارنامه او مجموعه‌ای از مدیریت شهری، دولتی و اقتصادی را در خود جای داده است؛ کارنامه‌ای که همچنان ادامه دارد و مقصد نهایی آن مشخص نیست.

دسترنج۲۴، تولد ۴۵ سالگی مهدی عبوری را تبریک می‌گوید و برای او سلامتی و موفقیت در ادامه مسیر زندگی و فعالیت حرفه‌ای آرزو دارد.

و شاید مهم‌تر از تبریک امروز، این باشد که این گزارش را در آرشیو نگه داریم؛ برای روزی که شاید بخشی از تحلیل امروز، به واقعیت فردا تبدیل شده باشد.

دیدگاه خود را بنویسید