گفتوگوی «ایران» با همسر شهید علی لاریجانی درباره ناگفتههای زندگی، سیاست و نگاه او به حکمرانی؛
هشدار شهید لاریجانی درباره «عدالت و توسعه»؛ ساختارهای کشور با چه نظریهای باید اداره شوند؟
همسر شهید علی لاریجانی در گفتوگویی با روزنامه ایران، از ابعاد شخصیتی، فکری و سیاسی همسرش و نگاه او به مسئولیت، حکمرانی، خانواده و تحولات سیاسی کشور سخن گفت؛ روایتی که در آن، دغدغه عدالت و توسعه و چگونگی تنظیم ساختارهای کشور بر پایه یک نظریه فکری منقح، جایگاه ویژهای دارد.
به گزارش دسترنج ۲۴،همسر شهید علی لاریجانی در گفتوگویی با روزنامه ایران، از ابعاد شخصیتی، فکری و سیاسی همسرش و نگاه او به مسئولیت، حکمرانی، خانواده و تحولات سیاسی کشور سخن گفت؛ روایتی که در آن، دغدغه عدالت و توسعه و چگونگی تنظیم ساختارهای کشور بر پایه یک نظریه فکری منقح، جایگاه ویژهای دارد.
وی با اشاره به نگاه توحیدی شهید لاریجانی به زندگی و مرگ اظهار کرد: شهید لاریجانی باور داشت «هنر مردان بزرگ، خوب مردن» و «زیباترین زندگیها، زیباترین مرگها را به دنبال دارد». روحیه مثبتگرایی و زیبابینی او در زندگی مشترک، فرصتی برای آموختن معرفت نظری و عملی و رسیدن به آرامش معنوی بوده است.
همسر شهید لاریجانی درباره نگاه او به دولت و مسئولیتهای حاکمیتی گفت: حفظ جایگاههای حقوقی و حاکمیتی برای وی اهمیت زیادی داشت. به گفته او، حتی در جریان یکشنبه مجلس در بهمن ۱۳۹۱ که شهید لاریجانی در پاسخ به رئیسجمهوری وقت سخن گفت و مورد تشویق علما و دانشگاهیان قرار گرفت، تأکید کرده بود که مجبور به پاسخ بوده اما از لطمه خوردن به جایگاه ریاست جمهوری ناراحت است.
وی افزود: شهید لاریجانی بهشدت از کشاندن اختلافات سیاسی به کف جامعه و ایجاد آشفتگی در امنیت روانی و اجتماعی مردم پرهیز داشت و معتقد بود قضاوت افراد کماطلاع و تشدید اختلافات میتواند به هرجومرج منجر شود.
دغدغه حکمرانی و نسبت عدالت با توسعه
همسر شهید لاریجانی ادامه داد: او معتقد بود نظریه عدالت و توسعه و همچنین مدل حکمرانی و ساختارهای کشور باید مبتنی بر یک نظریه فکری و فلسفی منقح باشد.
وی با اشاره به نگاه شهید لاریجانی به مسئولیت عمومی اظهار کرد: او مسئولیت را عرصهای بسیار سنگین میدانست و معتقد بود کارگزاران در برابر مسئولیتهای خود حساب دشواری خواهند داشت؛ از همین رو، حمایت از مردم، توسعه، عدالت اجتماعی، عقلانیت، همفکری و همگرایی را ضروری میدانست.
به گفته وی، شهید لاریجانی با وجود مسئولیتهای سنگین امنیتی و اجرایی، از آرامش معنوی برخوردار بود و حتی در مواجهه با ناملایمات سیاسی، از جمله رد صلاحیت بحثبرانگیزش، صبر و شکیبایی خود را حفظ کرد.
همسر شهید لاریجانی درباره نگاه او به حضور در عرصه سیاست و پذیرش مسئولیت نیز گفت: دغدغه معنوی وی از دوران جوانی شکل گرفته بود و همنشینی با شخصیتهایی همچون شهید آیتالله مرتضی مطهری، آیتالله میرزا هاشم آملی، آیتالله سید عبدالکریم کشمیری، علامه حسنزاده آملی و علامه سید محمدحسین تهرانی، در شکلگیری مسیر فکری و معنوی او نقش داشت.
وی افزود: این پشتوانه معنوی موجب شد شهید لاریجانی در بحرانهای سیاسی از استقامت برخوردار باشد و مسئولیتهای خود را با نگاه خدا محور دنبال کند. او به خوشایند یا ناخوشایند مسئولان توجهی نداشت، حتی اگر این رویکرد برایش هزینه آبرویی به همراه داشت و معتقد بود: «آبرو، متاعی است که خدا به انسان میدهد.»
خانواده؛ اولویت نخست در نگاه شهید لاریجانی
همسر شهید لاریجانی درباره دیدگاه او نسبت به حضور زنان در عرصه مدیریتهای کلان اجرایی کشور گفت: شهید لاریجانی خانواده و نقش مادری را بسیار مهم میدانست و مادری را مقدسترین وظیفه زن تلقی میکرد، اما این موضوع را مانع فعالیت اجتماعی زنان نمیدانست.
وی ادامه داد: شهید لاریجانی با افراط و تفریط در این زمینه مخالف بود و اعتقاد داشت در صورت وجود شرایط مناسب میتوان از ظرفیت زنان در عرصههای اجتماعی و مدیریتی استفاده کرد، مشروط بر اینکه خانواده تحتالشعاع قرار نگیرد و حریم شرعی و عرفی نیز حفظ شود.
اگر امروز بود، چه میگفت؟
همسر شهید لاریجانی در پاسخ به پرسشی درباره مهمترین دلنگرانی او برای انقلاب و جمهوری اسلامی ایران اظهار کرد: مهمترین دغدغه وی، نسبت میان نظریه عدالت و توسعه با نظامات فعلی کشور و قانون اساسی بود.
وی تأکید کرد: شهید لاریجانی معتقد بود ساختارهای کشور باید متناسب با یک نظریه فلسفی مشخص درباره عدالت و توسعه تنظیم شوند و این موضوع را از مسائل اساسی در حکمرانی میدانست.
او با اشاره به سابقه شهید لاریجانی در مسئولیتهای حساس از جمله دبیری شورای عالی امنیت ملی و ریاست مجلس، گفت: وی در این مسئولیتها بر عقلانیت، حفظ جایگاه نهادهای حاکمیتی، عدالت اجتماعی و پرهیز از تشدید اختلافات سیاسی در جامعه تأکید داشت.
روایتی که همسر شهید لاریجانی ارائه میکند، نشان میدهد دغدغه او صرفاً مدیریت روزمره کشور یا عبور از بحرانهای سیاسی نبود؛ بلکه پرسش بنیادیتری درباره نسبت عدالت، توسعه، قانون اساسی و ساختار حکمرانی داشت؛ پرسشی که به اعتقاد او، بدون یک مبنای فکری و فلسفی روشن، پاسخ درستی برای آن نمیتوان یافت.

