نسلی که دیگر حاضر نیست آیندهاش را به وعدههای بازنشستگی گره بزند؛
نسل Z با تأمین اجتماعی قهر کرده است؟؛ وقتی تجربه والدین، اعتماد جوانها به بیمه را میگیرد
سالها پرداخت حق بیمه، اما مستمری ناکافی؛ دفترچه بیمه، اما گلایه از درمان؛ وعده متناسبسازی، اما فاصله میان وعده و واقعیت؛ اینها بخشی از تجربهای است که نسل جدید از زبان والدین و پدربزرگها و مادربزرگهای خود میشنود. حالا در بازار کار، جوانانی دیده میشوند که به جای استخدام رسمی و پرداخت منظم حق بیمه، به سمت فریلنسری، مشاغل پلتفرمی، خویشفرمایی و حتی سرمایهگذاری شخصی برای دوران سالمندی رفتهاند؛ تغییری که اگر جدی گرفته نشود، میتواند در سالهای آینده به یکی از چالشهای مهم نظام تأمین اجتماعی ایران تبدیل شود.
به گزارش خبرنگار دسترنج ۲۴، یک تغییر آرام اما قابل تأمل در بازار کار در حال رخ دادن است؛ بخشی از نسل جدید دیگر مانند نسلهای گذشته، اشتغال رسمی و بیمهشدن را تنها مسیر مطمئن برای آینده شغلی خود نمیداند.
برای جوانی که از ابتدای ورود به بازار کار با افزایش هزینههای زندگی، دستمزدهای محدود، قراردادهای ناپایدار و نگرانی درباره آینده مواجه است، پرداخت ماهانه حق بیمه تنها زمانی جذاب خواهد بود که مطمئن باشد در سالهای آینده خدماتی متناسب با این پرداخت دریافت میکند.
اما مسئله اینجاست که نسل جدید، تجربه نسلهای قبل را جلوی چشم خود دارد.
بازنشستهای که از میزان مستمری خود رضایت ندارد، بیماری که از هزینههای درمان گلایه دارد یا فردی که پس از سالها پرداخت حق بیمه همچنان درباره آینده اقتصادی خود نگرانی دارد، ناخواسته تصویری از نظام بیمهای به نسل بعد منتقل میکند.
در چنین شرایطی، سؤال مهم جوان امروز این است:«اگر قرار است ۳۰ سال حق بیمه بدهم، در نهایت چه چیزی نصیب من خواهد شد؟»
نسل Z فقط «حقوق» نمیخواهد؛ انتخاب میخواهد
نسل جدید با نسلهای گذشته تفاوت جدی دارد. این نسل اطلاعات بیشتری درباره شیوههای سرمایهگذاری، بازارهای مالی، بیمههای خصوصی و مدلهای مختلف اشتغال در اختیار دارد.
جوان امروز میتواند درباره قیمت طلا، سرمایهگذاری، صندوقهای مختلف، بیمههای خصوصی و حتی تجربه بازنشستگان در کشورهای دیگر تحقیق کند.
بنابراین، دیگر نمیتوان صرفاً با توصیه و فرهنگسازی، او را به پرداخت حق بیمه متقاعد کرد.
او میپرسد منابعی که طی سالهای طولانی پرداخت میکنم کجا سرمایهگذاری میشود؟ چه میزان بازدهی دارد؟ چه خدماتی دریافت خواهم کرد؟ اگر شرایط زندگیام تغییر کرد، آیا امکان تغییر نوع پوشش بیمهای وجود دارد؟
نسل جدید بیش از آنکه دنبال شعار باشد، دنبال عدد، خدمت و شفافیت است.
مشاغل جدید، نظام بیمهای قدیمی
یکی دیگر از چالشهای جدی، تغییر شکل اشتغال است.
بخشی از جوانان امروز به جای حضور در یک اداره یا کارخانه، برای چند پلتفرم و مجموعه مختلف کار میکنند، پروژهای فعالیت دارند، فریلنسر هستند یا به صورت خویشفرما درآمد کسب میکنند.
در این شرایط، مدل سنتی «کارفرما ـ کارگر ـ بیمه» دیگر برای همه مشاغل پاسخگو نیست.
جوانی که امروز به صورت پروژهای کار میکند، ممکن است چند منبع درآمد داشته باشد و فردا شغل دیگری را انتخاب کند. انتظار اینکه چنین فردی دقیقاً با الگوی اشتغال چند دهه قبل وارد نظام بیمهای شود، چندان واقعبینانه نیست.
سؤال اینجاست که نظام تأمین اجتماعی چقدر خود را با این نسل جدید از نیروی کار تطبیق داده است؟
وقتی طلا و سرمایهگذاری رقیب بیمه میشوند
اگر جوانی به این نتیجه برسد که میتواند بخشی از درآمد ماهانه خود را به خرید طلا، سرمایهگذاری یا ایجاد دارایی اختصاص دهد، نظام بیمهای با یک رقیب جدی مواجه شده است.
این مسئله الزاماً به معنای درست بودن انتخابهای جایگزین نیست؛ بلکه نشان میدهد اعتماد به بیمه دیگر امری بدیهی نیست.
در گذشته، بیمهشدن برای بسیاری از کارگران یک ضرورت غیرقابل بحث بود؛ امروز اما بخشی از نسل جدید درباره اصل این انتخاب سؤال میکند.
و این شاید مهمترین هشدار برای صندوقهای بیمهای باشد.
توپ را نباید فقط در زمین مردم انداخت
کاهش تمایل به بیمهشدن را نمیتوان صرفاً به «بیاطلاعی جوانان» یا «نگاه کوتاهمدت نسل جدید» نسبت داد.
اگر قرار است جوانان به بیمه اعتماد کنند، خود صندوقها نیز باید برای ایجاد این اعتماد تلاش کنند.
خدمات باکیفیت، پرداخت بهموقع تعهدات، درمان مناسب، پاسخگویی، تکریم بیمهشدگان، شفافیت مالی، ثبات مدیریتی و ارائه طرحهای متناسب با شرایط جدید اشتغال، بخشی از این مسیر است.
فرهنگ بیمه زمانی شکل میگیرد که مردم در عمل احساس کنند بیمه برای آنها منفعت واقعی دارد.
نسل جدید را نمیتوان با نسخههای قدیمی قانع کرد
واقعیت این است که نسل Z نه الزاماً با بیمه مخالف است و نه لزوماً از آینده خود غافل است.
اتفاقاً بسیاری از این جوانان بیش از نسلهای قبل درباره آینده مالی خود فکر میکنند؛ مسئله این است که میخواهند خودشان انتخاب کنند.
اگر نظام تأمین اجتماعی بتواند خدمات خود را متناسب با سبک زندگی و اشتغال جدید بازطراحی کند، شفافیت را افزایش دهد و اعتماد ازدسترفته را ترمیم کند، همچنان میتواند یکی از مهمترین انتخابهای نسل جدید باشد.
اما اگر فاصله میان پرداخت حق بیمه و کیفیت خدمات بیشتر شود، این احتمال وجود دارد که جوانان بیشتری از خود بپرسند:
«چرا باید ۳۰ سال برای آیندهای پول بدهم که از همین امروز نسبت به آن مطمئن نیستم؟»
این پرسش شاید امروز تنها یک سؤال نسل Z باشد؛ اما اگر پاسخ مناسبی برای آن پیدا نشود، فردا میتواند به یکی از جدیترین چالشهای نظام تأمین اجتماعی ایران تبدیل شود.

