شهریورِ وعدهها یا شهریورِ جبران؟
وقتی تورم هر روز حقوق را آب میکند، افزایش سالی یکبار دستمزد چه معنایی دارد؟
سالهاست که دستمزد در ایران با یک منطق ثابت تعیین میشود؛ یکبار در سال، چند ماه چانهزنی، یک مصوبه و تمام. اما سؤال اینجاست؛ آیا اقتصاد ایران هنوز همان اقتصادی است که بتوان برای ۱۲ ماه آینده آن نسخه پیچید؟
به گزارش دسترنج ۲۴،وقتی قیمت کالاهای اساسی ظرف چند هفته تغییر میکند، اجارهبها هر فصل رکورد جدیدی میزند و قدرت خرید خانوادهها هر روز کوچکتر میشود، دستمزدی که اسفند تعیین شده، تا شهریور چقدر از ارزش خود را حفظ کرده است؟
این روزها دوباره صحبت از بازنگری دستمزدها در شهریور مطرح است. اما پرسش اصلی این نیست که «حقوق چقدر افزایش پیدا میکند؟» بلکه باید پرسید آیا افزایش حقوق، بدون مهار تورم، چیزی جز یک مُسکن چندماهه است؟
تجربه سالهای اخیر نشان داده هر بار که حقوق افزایش یافته، بازار خیلی زود خودش را با آن تطبیق داده است؛ قیمت کالاها بالا رفته و افزایش دستمزد، قبل از اینکه به جیب کارگر برسد، در بازار خرج شده است. نتیجه این چرخه چیست؟ کارگر ناراضی، کارفرمای ناتوان و اقتصادی که همچنان در دور باطل تورم و کاهش قدرت خرید میچرخد.
از سوی دیگر، نباید از واقعیت واحدهای تولیدی هم غافل شد. بسیاری از بنگاههای کوچک همین امروز برای پرداخت حقوق فعلی با مشکل مواجهاند. اگر افزایش دستمزد بدون حمایت از تولیدکننده اجرا شود، ممکن است نتیجه آن تعدیل نیرو، کاهش اشتغال یا حتی تعطیلی برخی واحدها باشد.پس مسئله فقط حقوق نیست؛ مدل حمایت از معیشت است.شاید وقت آن رسیده که شورای عالی کار، به جای تعیین دستمزد یکساله، به سمت سازوکارهای شناور و بازنگریهای دورهای حرکت کند؛ مدلی که در شرایط تورمی، فاصله میان درآمد و هزینه را کمتر کند و تصمیمها را با واقعیتهای اقتصادی هماهنگتر سازد.
شهریور امسال فقط یک ماه در تقویم نیست؛ آزمونی برای سیاستگذار اقتصادی است. آیا دولت میتواند بین حفظ قدرت خرید مردم و توان ادامه فعالیت تولیدکنندگان تعادل برقرار کند؟ یا باز هم شاهد خواهیم بود که چند هفته پس از اعلام هر افزایش، تورم آن را بیاثر کند؟
پرسش آخر، پرسشی است که میلیونها کارگر، کارمند و بازنشسته هر روز با آن زندگی میکنند: اگر قرار است حقوق فقط سالی یکبار افزایش پیدا کند، چه کسی قرار است تورم را هر روز مهار کند؟

