بازخوانی گفتوگوی سیدهادی حسینی درباره اقتصاد، معیشت و بحران اعتماد؛
آمارهای روی کاغذ، واقعیتهای روی سفره؛ شکاف خطرناک میان مردم و تصمیمگیران!
سخنان سیدهادی حسینی، نماینده اسبق مجلس، در گفتوگوی اختصاصی با «دسترنج ۲۴» بیش از آنکه صرفاً یک نقد اقتصادی باشد، هشداری درباره افزایش فاصله میان سیاستگذاری و واقعیتهای جامعه است. او از شرایطی سخن میگوید که در آن، گزارشهای رسمی با تجربه روزمره مردم همخوانی ندارد و هزینه تصمیمهای نادرست، پیش از همه بر دوش کارگران، بازنشستگان و اقشار کمبرخوردار سنگینی میکند.
به گزارش خبرنگار دسترنج ۲۴،یکی از مهمترین محورهای این گفتوگو، انتقاد از فاصله میان آمارهای رسمی و شرایط واقعی زندگی مردم است. مسئلهای که امروز به یکی از چالشهای جدی در حوزه حکمرانی اقتصادی تبدیل شده است.
هیچ جامعهای صرفاً با اعداد و گزارشها زندگی نمیکند. شاخصهای اقتصادی زمانی معنا پیدا میکنند که اثر آنها در قدرت خرید، امنیت شغلی، هزینههای درمان، مسکن و معیشت خانوارها دیده شود.
وقتی مردم در زندگی روزمره خود فشار اقتصادی را لمس میکنند، ارائه گزارشهای مثبت بدون توضیح درباره مشکلات موجود، نهتنها اعتماد ایجاد نمیکند، بلکه میتواند فاصله میان جامعه و مسئولان را بیشتر کند.
تصمیمهای اقتصادی بدون پیوست اجتماعی، هزینهساز میشوند
حسینی در این گفتوگو بر موضوع تصمیمهای ناگهانی و بدون ارزیابی تأکید دارد؛ مسئلهای که بارها در تجربه اقتصادی کشور مشاهده شده است.
هر تصمیم اقتصادی، فقط یک دستور اداری نیست؛ پشت هر تصمیم، زندگی میلیونها نفر قرار دارد. تغییر سیاستها در حوزههای مختلف، اگر بدون بررسی آثار اجتماعی و معیشتی انجام شود، میتواند فشار مضاعفی بر گروههایی وارد کند که کمترین توان برای تحمل شوکهای اقتصادی را دارند.
کارگران و بازنشستگان معمولاً نخستین گروههایی هستند که پیامدهای تصمیمهای اقتصادی را در سفره خود احساس میکنند، اما در بسیاری از مواقع سهم آنها از فرآیند تصمیمسازی بسیار محدود است.
صبر مردم را نباید نشانه رضایت دانست
یکی از نکات قابل تأمل در سخنان حسینی، اشاره به سکوت و صبوری جامعه است.
در شرایط دشوار اقتصادی، بسیاری از مردم برای حفظ آرامش اجتماعی، مشکلات را تحمل میکنند؛ اما این تحمل نباید به معنای رضایت از وضعیت موجود تلقی شود.
انباشت مطالبات، زمانی که با پاسخگویی همراه نباشد، میتواند به کاهش سرمایه اجتماعی منجر شود. اعتماد عمومی زمانی حفظ میشود که مردم احساس کنند مشکلاتشان دیده و برای حل آنها اقدام عملی انجام میشود.
پاسخگویی؛ حلقه مفقوده مدیریت اقتصادی
یکی از پرسشهای اساسی مطرحشده در این گفتوگو، موضوع مسئولیتپذیری در برابر تصمیمهاست.
اگر تصمیمی درست باشد، نتیجه آن باید به نام تصمیمگیران ثبت شود؛ اما اگر تصمیمی با پیامدهای منفی همراه شود، جامعه انتظار دارد مسئولیت آن نیز پذیرفته شود.
پاسخگویی به معنای مقصرسازی نیست؛ بلکه یکی از پایههای مدیریت کارآمد است. بدون پاسخگویی، امکان اصلاح اشتباهات و جلوگیری از تکرار آنها وجود ندارد.
مجلس و دولت؛ از وعدهدرمانی تا اقدام واقعی
انتقاد حسینی از عملکرد نظارتی مجلس و ضرورت شجاعت دولت در پذیرش اشتباهات، یک مطالبه عمومی است.
مردم از مسئولان انتظار ندارند هیچ خطایی رخ ندهد؛ اما انتظار دارند خطاها بهموقع شناسایی، پذیرفته و اصلاح شوند.
مجلس باید نقش نظارتی خود را جدیتر ایفا کند و دولت نیز باید به جای تکیه بر وعدههای مکرر، برنامههای روشن و قابل سنجش ارائه دهد.
پایان دوران وعدههای بیزمان
پیام اصلی این گفتوگو را میتوان در یک جمله خلاصه کرد: جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به عمل نیاز دارد، نه وعده.
تجربه سالهای گذشته نشان داده است که فاصله میان وعده و اجرا، یکی از عوامل اصلی کاهش اعتماد عمومی است. مردم زمانی به سیاستها امیدوار میشوند که آثار تصمیمها را در زندگی خود ببینند.
اصلاح مسیر، پیششرط بازسازی اعتماد
آنچه از این گفتوگو میتوان برداشت کرد، ضرورت تغییر نگاه در شیوه مدیریت کشور است؛ تغییری که باید از شنیدن صدای واقعی جامعه آغاز شود.
اقتصاد را نمیتوان فقط از پشت میزهای مدیریتی تحلیل کرد. تصمیمگیران باید واقعیتهای کف جامعه را ببینند؛ واقعیتهایی که در زندگی کارگران، بازنشستگان و خانوادههایی که با مشکلات معیشتی دستوپنجه نرم میکنند، آشکار است.
بازسازی اعتماد عمومی نیازمند شفافیت، پاسخگویی و تصمیمهایی است که مردم نتیجه آن را در زندگی خود احساس کنند؛ چراکه هیچ سیاستی بدون همراهی جامعه به موفقیت پایدار نخواهد رسید.

