به بهانه واکنش‌ها به روایت جواد اوجی از تماس منتسب به موساد؛

وقتی یک خاطره، از متن به حاشیه می‌رود

کد خبر: 2847
|

گاهی یک مقام مسئول، با هدف روایت یک تجربه شخصی، خاطره‌ای را تعریف می‌کند؛ اما آنچه در ذهن افکار عمومی باقی می‌ماند، نه پیام اصلی، بلکه برداشت متفاوتی است که از نحوه روایت شکل می‌گیرد. واکنش‌ها به سخنان جواد اوجی درباره تماس منتسب به موساد، بیش از آنکه درباره اصل ماجرا باشد، به شیوه روایت آن گره خورده است.

کد خبر: 2847
|

به گزارش دسترنج ۲۴،در عصر شبکه‌های اجتماعی، روایت‌ها به اندازه واقعیت‌ها اهمیت پیدا کرده‌اند. یک جمله، یک خاطره یا حتی لحن بیان یک مقام مسئول می‌تواند ظرف چند ساعت به سوژه اصلی افکار عمومی تبدیل شود؛ نه به دلیل اهمیت موضوع، بلکه به این علت که روایت، تصویر متفاوتی از گوینده در ذهن مخاطب ساخته است.

آنچه پس از انتشار سخنان جواد اوجی رخ داد، نمونه‌ای از همین واقعیت است. بخش قابل توجهی از واکنش‌ها نه درباره ادعای تماس، بلکه درباره این پرسش بود که آیا اساساً بازگو کردن چنین خاطره‌ای، آن هم با جزئیاتی که می‌تواند برداشت‌هایی از برتری روانی طرف مقابل ایجاد کند، ضرورتی داشت؟

در ارتباطات عمومی، تنها «چه گفتن» مهم نیست؛ «چگونه گفتن» و «چگونه شنیده شدن» نیز به همان اندازه اهمیت دارد. افکار عمومی معمولاً روایت‌ها را با برداشت خود می‌سنجد، نه با نیت گوینده. به همین دلیل، ممکن است خاطره‌ای که با هدف نمایش هوشیاری یا تجربه شخصی بیان شده، در ذهن مخاطب نتیجه‌ای کاملاً معکوس ایجاد کند.

از همین منظر، شاید مهم‌ترین درس این ماجرا، نه درباره یک تماس تلفنی، بلکه درباره ضرورت ارتقای سواد رسانه‌ای و مهارت ارتباطی مدیران و مسئولان باشد. امروز هر سخن یک مقام، تنها در سالن همایش شنیده نمی‌شود؛ بلکه در فضای مجازی بارها بازنشر، تحلیل، نقد و حتی بازتعریف می‌شود. بنابراین، مدیریت روایت، دیگر یک مهارت جانبی نیست، بلکه بخشی از مسئولیت حکمرانی و ارتباط با افکار عمومی است.

در نهایت، سرمایه اصلی هر مسئول، اعتماد عمومی است؛ اعتمادی که گاهی نه با یک تصمیم، بلکه با یک روایت نادرست یا یک خاطره کم‌دقت، آسیب می‌بیند.

دیدگاه خود را بنویسید