معیشت زیر آوار تورم و سیاست‌های تعلیقی؛

وقتی نان هم از سفره می‌رود؛ زنگ خطر فروپاشی امنیت معیشتی!

کد خبر: 3066
|

تورم دیگر فقط یک شاخص اقتصادی نیست؛ به واقعیتی تلخ در زندگی میلیون‌ها خانوار ایرانی تبدیل شده است. وقتی در کمتر از یک سال هزینه تأمین ابتدایی‌ترین اقلام خوراکی بیش از دو برابر می‌شود اما درآمدها حتی به نیمی از این رشد هم نمی‌رسد، دیگر نمی‌توان از «کاهش شتاب تورم» سخن گفت و انتظار داشت مردم آن را در سفره‌هایشان احساس کنند. آنچه امروز در حال وقوع است، صرفاً کوچک شدن سفره‌ها نیست؛ نشانه‌های فرسایش امنیت معیشتی و سقوط تدریجی طبقه حقوق‌بگیر به مرز فقر است.

کد خبر: 3066
|

به گزارش خبرنگار دسترنج ۲۴،اقتصاد را می‌توان با نمودارها تحلیل کرد، اما مردم آن را با قیمت نان، گوشت، مرغ و اجاره خانه می‌سنجند. هرچند مسئولان از کاهش نرخ تورم ماهانه سخن می‌گویند، اما واقعیت این است که کاهش سرعت رشد قیمت‌ها، به معنای ارزان شدن کالاها نیست. خانواری که سال گذشته برای یک سبد مشخص خوراکی مبلغی پرداخت می‌کرد، امروز باید بیش از دو برابر همان هزینه را بپردازد؛ در حالی که دستمزدش چنین رشدی را تجربه نکرده است.

همین شکاف، مهم‌ترین دلیل کاهش قدرت خرید است؛ شکافی که هر ماه عمیق‌تر می‌شود و آثار آن را بیش از همه، کارگران، بازنشستگان و حقوق‌بگیران ثابت تحمل می‌کنند.

طبقه متوسط؛ قربانی خاموش تورم

آنچه امروز نگران‌کننده‌تر از افزایش قیمت‌هاست، تغییر جایگاه اجتماعی بخش بزرگی از جامعه است. گروهی که تا چند سال پیش با دشواری اما بدون دغدغه تأمین خوراک و درمان زندگی می‌کردند، اکنون برای خرید ساده‌ترین اقلام غذایی ناچار به حذف، جایگزینی یا خرید نسیه شده‌اند.

وقتی گوشت از سفره حذف می‌شود، مرغ به کالایی لوکس تبدیل می‌شود و حتی نان افزایش قیمت‌های سنگین را تجربه می‌کند، دیگر نمی‌توان از حفظ حداقل استانداردهای معیشت سخن گفت. این روند، صرفاً یک مسئله اقتصادی نیست؛ بلکه پیامدهای اجتماعی، روانی و حتی امنیتی گسترده‌ای به همراه خواهد داشت.

سیاست‌های حمایتی؛ عقب‌تر از تورم

در شرایطی که تورم با شتاب حرکت می‌کند، ابزارهای حمایتی دولت تقریباً ثابت مانده‌اند. ارزش واقعی یارانه‌ها و کالابرگ‌ها به دلیل افزایش قیمت‌ها به سرعت کاهش یافته و دیگر توان جبران بخشی از هزینه‌های خانوار را نیز ندارند.

در چنین شرایطی، سیاست‌های حمایتی اگر متناسب با نرخ واقعی تورم اصلاح نشوند، عملاً کارکرد خود را از دست خواهند داد و تنها نقش مُسکن‌های کوتاه‌مدت را ایفا می‌کنند.

بنزین؛ جرقه‌ای برای موج جدید گرانی؟

در حالی که اقتصاد هنوز از شوک‌های اخیر فاصله نگرفته، مطرح شدن دوباره احتمال افزایش قیمت بنزین نگرانی‌ها را تشدید کرده است. تجربه سال‌های گذشته نشان داده هرگونه افزایش قیمت سوخت، مستقیماً هزینه حمل‌ونقل، تولید و توزیع کالاها را افزایش می‌دهد و در نهایت، اثر آن بر سفره مردم نمایان می‌شود.

اقتصادی که هنوز نتوانسته آثار تورم‌های قبلی را هضم کند، ظرفیت تحمل یک شوک جدید قیمتی را ندارد. هر تصمیم در این حوزه، بدون پیش‌بینی بسته‌های حمایتی مؤثر، می‌تواند فشار مضاعفی بر دهک‌های پایین و حتی طبقه متوسط وارد کند.

به گزارش خبرنگار ما،جامعه امروز بیش از آنکه به وعده کنترل تورم نیاز داشته باشد، به احیای قدرت خرید احتیاج دارد. کاهش نرخ رشد تورم، زمانی برای مردم معنا پیدا می‌کند که بتوانند دوباره گوشت، مرغ، لبنیات و نان را بدون نگرانی از دخل و خرج ماهانه تهیه کنند.

اگر سیاست‌گذار همچنان تنها به شاخص‌های آماری بسنده کند و فاصله میان درآمد و هزینه را نادیده بگیرد، بحران معیشت از یک چالش اقتصادی به بحرانی اجتماعی تبدیل خواهد شد؛ بحرانی که ترمیم آن به مراتب دشوارتر و پرهزینه‌تر از مهار تورم است.

دیدگاه خود را بنویسید