ماجرای یک یادداشت که پای چند مدیر را به میان کشید؛
وقتی مدیران خودشان را مخاطب یک یادداشت میبینند؛ رسانهها کممطالبه شدهاند یا مدیران کمپاسخگو؟
یادداشت دسترنج ۲۴ درباره تأخیر در پاسخگویی یک مدیر به پرسشهای رسانهای، اگرچه در ابتدا صرفاً با هدف پیگیری یک موضوع مشخص منتشر شد، اما واکنشهای پس از انتشار آن، مسئلهای فراتر را پیش روی هیأت تحریریه قرار داد؛ جایی که برخی مدیران، بدون آنکه نامی از آنها برده شده باشد، خود را مخاطب این یادداشت دیدند؛ موضوعی که این پرسش را مطرح میکند: رسانهها در سالهای گذشته کممطالبه شدهاند یا برخی مدیران از ارتباط مستمر با رسانهها فاصله گرفتهاند؟
به گزارش دسترنج ۲۴، ماجرا از یک یادداشت ساده آغاز شد؛ یادداشتی درباره تأخیر در پاسخگویی یک مدیر به چند پرسش مکتوب رسانه. در آن مطلب، نام دستگاه و مدیر مربوطه نیز ذکر نشد و هدف، طرح یک مطالبه مشخص و فراهم کردن فرصت برای پاسخگویی بود.
اما اتفاقی که پس از انتشار این یادداشت رخ داد، موضوع را برای هیأت تحریریه دسترنج ۲۴ وارد مرحله دیگری کرد.
مدیر موردنظر پاسخ داد
پس از انتشار یادداشت، مدیر موردنظر با رسانه وارد گفتوگو شد و مقرر شد پاسخ پرسشهای مطرحشده پس از بررسی، در اختیار دسترنج ۲۴ قرار گیرد.
این رسانه نیز ضمن تشکر و استقبال از این رویکرد، اعلام میکند پس از دریافت پاسخ رسمی، آن را بدون کموکاست در اختیار مخاطبان قرار خواهد داد.
بنابراین، اصل ماجرا از ابتدا نیز تقابل با یک مدیر یا دستگاه نبوده و نیست؛ موضوع، دریافت پاسخ به پرسشهایی است که از سوی رسانه و با توجه به دغدغههای مخاطبان مطرح شده است.
اما یک اتفاق جالب افتاد
ماجرا زمانی برای هیأت تحریریه جالبتر شد که پس از انتشار یادداشت، برخی مدیران و مسئولان دیگر نیز احساس کردند ممکن است موضوع مطرحشده درباره آنها صدق کند.
این در حالی است که در یادداشت اولیه، هیچ نامی از دستگاه یا مدیر خاصی برده نشده بود.
در برخی گفتوگوهای انجامشده نیز موضوع ارتباط مدیران با رسانهها و دشواری پاسخگویی به برخی پرسشهای رسانهای مورد اشاره قرار گرفت؛ موضوعی که برای دسترنج ۲۴ یک سؤال جدی ایجاد کرد:
اگر یک یادداشت درباره یک مورد مشخص، باعث میشود مدیران دیگری نیز خود را مخاطب آن بدانند، آیا مسئله ارتباط مدیران و رسانهها گستردهتر از یک مورد خاص نیست؟
این البته به معنای تعمیم یک تجربه به همه مدیران استان نیست؛ بلکه پرسشی است که میتواند موضوع یک گفتوگوی جدی میان رسانه و مدیران باشد.
رسانه فقط برای گزارش عملکرد نیست
یک نکته مهم در این میان نباید فراموش شود؛ رسانه قرار نیست تنها گزارش عملکرد دستگاهها را منتشر کند.
پرسش رسانهای گاهی درباره یک پروژه یا دستاورد است، اما گاهی نیز درباره یک ابهام، یک تصمیم، یک انتقاد یا مطالبهای است که از سوی مردم مطرح شده است.
این نوع پرسشها الزاماً به معنای متهم کردن یک مدیر یا دستگاه نیست.
سؤال، سؤال است و پاسخ مسئول میتواند ابهام را برطرف کند، روایت دیگری ارائه دهد یا حتی نشان دهد که اصل موضوع از اساس نادرست بوده است.
اتفاقاً همین امکان پاسخگویی و شنیده شدن دیدگاه طرف مقابل است که میتواند یک گزارش مطالبهگرانه را از یک قضاوت یکطرفه جدا کند.
آیا رسانهها هم کمکاری کردهاند؟
اما در این ماجرا، رسانهها نیز نمیتوانند خود را از نقد معاف بدانند.
شاید یکی از دلایل فاصله برخی مدیران با رسانهها این باشد که رسانهها در سالهای گذشته به اندازه کافی پیگیر سؤالات خود نبودهاند.
شاید سؤالاتی مطرح شده، اما در صورت دریافت نکردن پاسخ، پیگیری ادامه پیدا نکرده است.
شاید هم برخی رسانهها بیشتر به انتشار اخبار جلسات، افتتاح پروژهها و گزارش عملکرد دستگاهها پرداختهاند و کمتر سراغ پرسشهایی رفتهاند که پاسخ دادن به آنها برای مسئولان دشوارتر است.
اگر چنین باشد، بخشی از مسئولیت این وضعیت متوجه خود رسانههاست.
آیا مدیران به سؤالهای سخت عادت ندارند؟
در طرف مقابل، این سؤال هم وجود دارد که آیا برخی مدیران اساساً ارتباط مستمر و حرفهای با رسانهها را بخشی از مسئولیت مدیریتی خود میدانند؟
طبیعی است که یک مدیر با حجم زیادی از جلسات، تصمیمگیریها و مسئولیتهای اجرایی مواجه باشد. بنابراین، تأخیر در پاسخ به یک پرسش، لزوماً به معنای بیتوجهی یا عدم پاسخگویی نیست.
اما اگر پرسشی نیازمند زمان بیشتری برای بررسی است، میتوان همین موضوع را به رسانه اعلام کرد و مسیر ارتباط را باز نگه داشت.
در واقع، مسئله اصلی شاید «فوری پاسخ دادن» نباشد؛ بلکه حفظ ارتباط و پاسخ دادن در یک بازه منطقی است.
همه مدیران را نمیتوان با یک چوب راند
در این میان، باید از مدیرانی نیز گفت که ارتباط مناسبی با رسانهها دارند و در حد توان، پاسخگوی خبرنگاران هستند.
مدیرانی که حتی در ساعات غیراداری برای پاسخ به یک سؤال رسانهای وقت میگذارند و رسانه را بخشی از مسیر ارتباط با مردم میدانند.
این مدیران نشان میدهند که پاسخگویی و ارتباط با رسانه، الزاماً غیرممکن نیست و میتواند به یک رویه معمول مدیریتی تبدیل شود.
شاید یک بازنگری لازم باشد
آنچه برای دسترنج ۲۴ اهمیت دارد، فراتر از یک مدیر یا یک دستگاه است.
یک یادداشت درباره یک موضوع مشخص منتشر شد، مدیر موردنظر نیز پاسخ داد و قرار شد پرسشهای مطرحشده پاسخ رسمی دریافت کند.
اما واکنشهای پس از انتشار، یک سؤال بزرگتر را پیش روی ما گذاشت:
رسانهها در سالهای گذشته کممطالبه شدهاند یا برخی مدیران کمتر با رسانهها عجین هستند؟
شاید پاسخ، ترکیبی از هر دو باشد.
رسانه باید سؤال دقیق، مستند و منصفانه بپرسد و فرصت کافی برای پاسخگویی بدهد. مدیر نیز باید بداند که پاسخ دادن به سؤال رسانه، به معنای پذیرفتن انتقاد یا تأیید فرض اولیه خبرنگار نیست؛ بلکه فرصتی برای ارائه توضیح و دفاع از عملکرد دستگاه است.
دسترنج ۲۴ در این مورد مشخص نیز همچنان منتظر پاسخ مدیر مربوطه است و پس از دریافت پاسخ، آن را در اختیار مخاطبان قرار خواهد داد.
شاید این ماجرا بیش از آنکه درباره یک مدیر باشد، درباره یک رابطه است؛ رابطهای که اگر میان رسانه و مدیریت استان حرفهایتر، مستمرتر و شفافتر باشد، در نهایت این مردم هستند که سود میبرند.
و شاید وقت آن رسیده باشد که هر دو طرف از خود بپرسند:
آیا به اندازه کافی سؤال میپرسیم؟ و آیا به اندازه کافی پاسخ میدهیم؟

