یادداشت سردبیر دسترنج۲۴؛ برداشت از پیام یک مخاطب درباره دغدغههای معیشتی بازنشستگان؛
وقتی بازنشسته، پایان ماه را خواب میبیند!
گاهی یک پیام مخاطب، بیش از دهها گزارش رسمی، عمق یک مسئله اجتماعی را نشان میدهد.یکی از مخاطبان دسترنج۲۴ در پیامی، از دشواریهای معیشتی بازنشستگان، هزینههای درمان، دارو و نگرانی از تأمین مخارج روزمره نوشته است.
گاهی یک پیام مخاطب، بیش از دهها گزارش رسمی، عمق یک مسئله اجتماعی را نشان میدهد.یکی از مخاطبان دسترنج۲۴ در پیامی، از دشواریهای معیشتی بازنشستگان، هزینههای درمان، دارو و نگرانی از تأمین مخارج روزمره نوشته است. فارغ از اینکه این پیام روایت شخصی فرستنده است و نمیتوان آن را به تمام بازنشستگان تعمیم داد، محتوای آن یک پرسش مهم را پیش روی مسئولان قرار میدهد:
آیا بازنشستگان، پس از سالها کار و خدمت، از امنیت اقتصادی متناسب با نیازهای دوران بازنشستگی برخوردارند؟
شاید تلخترین جمله این مخاطب همین باشد:
«ده روز که از دریافت حقوق میگذرد، چندین مرحله تمام شدن برج و دریافت حقوق مجدد را خواب میبینیم.»
این جمله را نباید صرفاً یک گلایه تلقی کرد. پشت آن، نگرانی از فاصله میان درآمد و هزینههای زندگی قرار دارد؛ فاصلهای که با افزایش هزینههای خوراک، مسکن، درمان، دارو و سایر نیازهای ضروری میتواند برای خانوادههای بازنشسته دشوارتر شود.
البته بررسی دقیق وضعیت معیشتی بازنشستگان نیازمند آمار و اطلاعات رسمی است و نمیتوان بر اساس یک پیام، درباره وضعیت همه بازنشستگان کشور حکم کلی صادر کرد.
اما حتی یک روایت شخصی نیز ارزش شنیدهشدن دارد؛ بهخصوص وقتی موضوع آن زندگی قشری است که سالها در چرخه اشتغال و اداره کشور حضور داشتهاند.
بازنشسته فقط یک عدد در جدول بودجه نیست
در ادبیات رسمی معمولاً از افزایش حقوق، متناسبسازی، همسانسازی، بیمه و حمایتهای رفاهی سخن گفته میشود؛ اما برای سنجش نتیجه این سیاستها، یک سؤال ساده وجود دارد: بازنشسته با درآمد خود در زندگی واقعی چه میزان قدرت خرید دارد؟
افزایش حقوق زمانی معنا پیدا میکند که بتواند بخشی از فشار هزینههای زندگی را جبران کند. در غیر این صورت، ممکن است عدد حقوق افزایش پیدا کند، اما احساس امنیت اقتصادی همچنان وجود نداشته باشد.
در این میان، هزینههای درمان اهمیت بیشتری دارد. افزایش سن معمولاً نیاز به مراقبتهای پزشکی و دارویی را بیشتر میکند و اگر درمان به دغدغه مالی تبدیل شود، مسئله دیگر فقط اقتصادی نیست؛ بلکه به یک مسئله اجتماعی و انسانی تبدیل خواهد شد.
بازنشسته صدقه نمیخواهد؛ امنیت میخواهد
باید میان حمایت مقطعی و تأمین امنیت اقتصادی تفاوت قائل شد.
بازنشستهای که سالها کار کرده و سهم خود را از نظام بیمهای پرداخت کرده، انتظار دارد در دوران سالمندی از حداقلی از آرامش و امنیت برخوردار باشد.
به همین دلیل، شاید بهتر باشد به جای تمرکز صرف بر درصد افزایش حقوق، شاخصهایی مانند قدرت خرید، هزینه درمان، مسکن، دارو و کیفیت واقعی زندگی نیز در ارزیابی سیاستهای بازنشستگی مورد توجه قرار گیرد.
بازنشسته قرار نیست پس از پایان سالهای اشتغال، تازه وارد مرحلهای شود که برای هزینههای اولیه زندگی نگران باشد.
یک پیام، یک دغدغه
پیام این مخاطب، هرچند یک روایت شخصی است، اما میتواند یادآور دغدغهای باشد که باید شنیده شود.
نه برای متهمکردن مسئولان و نه برای سیاهنمایی؛ بلکه برای طرح یک سؤال منطقی:
آیا سیاستهای موجود توانستهاند آرامش و امنیت اقتصادی مورد انتظار بازنشستگان را تأمین کنند؟
پاسخ این سؤال را نه رسانه و نه یک پیام مخاطب، بلکه آمارهای رسمی و واقعیت زندگی مردم باید مشخص کند.
اما اگر حتی یک بازنشسته پس از سالها کار، دغدغه تهیه دارو، هزینه درمان و رسیدن به حقوق ماه بعد را داشته باشد، شنیدن صدای او وظیفه رسانه است.
امروز بازنشستهای که با مشکلات معیشتی دستوپنجه نرم میکند، فقط یک فرد نیست؛ او بخشی از جامعه و خانوادههای ماست و آینده دوران بازنشستگی بسیاری از شاغلان امروز نیز به تصمیمهایی که اکنون گرفته میشود، وابسته است.
دسترنج۲۴ این یادداشت را نه به عنوان داوری درباره عملکرد دستگاهی خاص، بلکه به عنوان بازتاب یک دغدغه اجتماعی و دعوتی برای توجه بیشتر به مسائل بازنشستگان منتشر میکند.
شاید سؤال اصلی همین باشد: آیا بازنشسته پس از سالها کار، حق ندارد روزهای سالمندی را با آرامش بیشتری سپری کند؟

