یادداشتی درباره یک روز متفاوت در رابطه استانداری و رسانههای مازندران
وقتی استاندار یک روز کامل را پای حرف رسانهها نشست
۱۷ مرداد ۱۴۰۵ را شاید بتوان یکی از روزهای متفاوت در مناسبات مدیریت اجرایی مازندران با رسانهها دانست؛ روزی که استاندار مازندران، از ابتدای ساعات کاری تا پاسی از شب، وقت خود را نه در جلسات معمول اداری و نه پشت درهای بسته، بلکه در دفاتر رسانههای استان گذراند.
به گزارش خبرنگار ما، ۱۷ مرداد ۱۴۰۵ را شاید بتوان یکی از روزهای متفاوت در مناسبات مدیریت اجرایی مازندران با رسانهها دانست؛ روزی که استاندار مازندران، از ابتدای ساعات کاری تا پاسی از شب، وقت خود را نه در جلسات معمول اداری و نه پشت درهای بسته، بلکه در دفاتر رسانههای استان گذراند.
بهخصوص در حوزه مدیریت و سیاست، معتقدم تعریف کردن از مسئولان نباید به یک عادت تبدیل شود؛ همانطور که نقد کردن هم نباید تنها راه دیده شدن یک رسانه باشد.
اما انصاف، چیزی فراتر از نقد و تعریف است.
گاهی یک رفتار، فارغ از اینکه چه کسی آن را انجام داده، آنقدر قابل توجه هست که نمیتوان از کنارش ساده گذشت.
حضور یک روزه استاندار در دفاتر رسانههای مازندران، از همین جنس است.
شاید در نگاه اول، حضور یک مقام اجرایی در دفتر چند رسانه، اتفاق چندان بزرگی به نظر نرسد؛ اما وقتی آن را در فضای مدیریتی استان و در رابطه نهچندان همیشه آسان میان مدیران و رسانهها قرار میدهیم، اهمیتش بیشتر دیده میشود.
رسانه معمولاً جایی است که مسئولان هنگام افتتاح، اعلام خبر، پاسخگویی یا دفاع از عملکردشان به آن نیاز دارند؛ اما رسانه فقط تریبون مسئولان نیست. رسانه، جایی برای پرسیدن، مطالبه کردن، نقد کردن و حتی شنیدن حرفهایی است که ممکن است خوشایند مدیر نباشد.
از همین منظر، شاید مهمترین بخش این اتفاق، نه تعداد دفاتر رسانهای باشد که استاندار به آنها سر زد و نه عکسهایی که از این دیدارها منتشر شد؛ بلکه زمانی است که برای شنیدن اختصاص داده شد.
استاندار یک روز کامل را پای گفتوگو با رسانهها نشست.
این رفتار به خودی خود نه کارنامه مدیریتی را سفید میکند، نه نقدهای موجود را از بین میبرد و نه قرار است کسی به واسطه آن چشم بر مشکلات استان ببندد.
اتفاقاً برعکس؛ اگر قرار باشد این ارتباط معنایی داشته باشد، نتیجهاش باید در ادامه راه دیده شود.
رسانهها همچنان سؤال دارند.
نسبت به برخی تصمیمها نقد دارند.
درباره عملکرد دستگاههای اجرایی مطالبه دارند.
و طبیعتاً درباره عملکرد شخص استاندار نیز پرسشهایی وجود دارد که همچنان سر جای خود باقی است.
اما آیا وجود نقد، ما را از دیدن یک رفتار مثبت معاف میکند؟ قطعاً نه.
ما اگر فقط هنگام اختلاف و انتقاد قلم بزنیم، شاید منتقد به نظر برسیم، اما الزاماً منصف نیستیم.

ما ترجیح میدهم رسانه هم صدای مطالبه باشد و هم صدای انصاف.
بنابراین، اگر روزی عملکرد مدیری قابل نقد است، باید نقدش کرد و اگر روزی رفتارش قابل تقدیر است، باید همان را هم گفت؛ بدون اینکه این دو را با یکدیگر معامله کنیم.
تقدیر از یک رفتار درست، به معنای چشمپوشی از رفتارهای نادرست نیست.
همانطور که نقد یک مسئول هم نباید به این معنا باشد که هر اقدام مثبت او را نادیده بگیریم.
به گمان ما، اتفاق ۱۷ مرداد از این جهت قابل توجه است که میتواند یک پیام روشن داشته باشد: مدیریت استان، برای رسانه و گفتوگو با آن وقت دارد.
حالا بخش مهمتر ماجرا از همینجا آغاز میشود.
این حضور اگر قرار است در خاطره رسانههای مازندران بماند، بهتر است به یک «روز خوب» محدود نشود. ارزش واقعی این حرکت زمانی مشخص خواهد شد که ارتباط با رسانهها استمرار پیدا کند؛ نقدها شنیده شود، پرسشها بیپاسخ نماند و رسانه صرفاً در مراسمها و مناسبتها به یاد مدیران نیفتد.
استاندار اگر یک روز را پای حرف رسانهها نشسته است، خوب است رسانهها هم در ادامه، همانقدر جدی و بیتعارف پای مطالبهگری بایستند.
نه قرار است رسانه روابط عمومی استانداری باشد و نه استانداری قرار است پاسخگوی هر تیتر و هر نقدی به شکل دلخواه رسانهها باشد.
اما میان این دو، چیزی به نام گفتوگو وجود دارد؛ چیزی که اگر شکل بگیرد، هم به رسانه کمک میکند و هم به مدیریت استان.
ما در گروه رسانه ای دسترنج اهل تعریف و تمجید بیدلیل نیستم و این یادداشت هم قرار نیست مدحنامه استاندار باشد.
اما معتقدیم اگر قرار است از مسئولان نقد کنیم، باید آنقدر انصاف داشته باشیم که وقتی رفتاری متفاوت و قابل دفاع میبینیم، آن را هم ببینیم.
۱۷ مرداد ۱۴۰۵ شاید مشکل خاصی از مشکلات مازندران را حل نکرده باشد، اما میتواند یک اتفاق خوب در رابطه مدیریت استان با رسانهها بوده باشد.
و گاهی همین اتفاقهای به ظاهر کوچک، اگر ادامهدار شوند، میتوانند مسیرهای بزرگتری را تغییر دهند.
حالا باید منتظر ماند و دید این یک روز متفاوت، فقط یک خاطره خوب از یک روز کاری خواهد بود یا آغاز یک رابطه متفاوتتر و جدیتر میان استانداری و رسانههای مازندران.
فعلاً اما، انصاف حکم میکند این رفتار پسندیده را ببینیم؛بدون چاپلوسی، بدون اغراق و بدون فراموش کردن نقدها.

