یادداشت ارسالی یک مخاطب «دسترنج ۲۴» درباره سیاست‌های اقتصادی دولت؛

از استیضاح تا تقدیر؛ یک مخاطب «دسترنج ۲۴» از تناقض‌های سیاست اقتصادی می‌پرسد

کد خبر: 3621
|
بروزرسانی: ۹ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۶

یک مخاطب «دسترنج ۲۴» با ارسال یادداشتی انتقادی، نسبت به برخی تصمیمات اقتصادی دولت و به‌ویژه انتصاب عبدالناصر همتی به ریاست کل بانک مرکزی پرسش‌هایی را مطرح کرده است؛ پرسش‌هایی که محور اصلی آنها، نسبت میان عملکرد مسئولان، نتایج سیاست‌های اقتصادی و نحوه ارزیابی مدیران در ساختار اجرایی کشور است. نویسنده این یادداشت همچنین با اشاره به روند افزایش نرخ ارز، این پرسش را مطرح کرده که آیا معیار ارزیابی مدیران اقتصادی باید صرفاً بر اساس تصمیمات و برنامه‌های اعلام‌شده باشد یا نتایج ملموس سیاست‌ها در زندگی مردم نیز باید در این ارزیابی لحاظ شود؟

کد خبر: 3621
|

در یادداشت ارسالی این مخاطب آمده است که در دو سال اخیر، برخی تصمیمات در حوزه اجرایی و اقتصادی کشور با ابهام‌هایی همراه بوده است.

نویسنده در یکی از مهم‌ترین بخش‌های یادداشت خود، به انتصاب عبدالناصر همتی به‌عنوان رئیس کل بانک مرکزی اشاره کرده و این پرسش را مطرح می‌کند که چگونه فردی که پیش‌تر در جایگاه وزیر امور اقتصادی و دارایی با استیضاح مواجه شده و نتوانسته رأی اعتماد نمایندگان مجلس را به دست آورد، بار دیگر برای مدیریت بخشی از همان اهداف کلان اقتصادی، از جمله کنترل تورم، حفظ ارزش پول ملی و سامان‌دهی بازار ارز، در جایگاهی کلیدی منصوب شده است.

این پرسش فارغ از قضاوت درباره شخصیت یا توانایی‌های فردی یک مدیر، یک موضوع مهم‌تر را نیز پیش روی سیاست‌گذاران قرار می‌دهد: معیار انتخاب و ارزیابی مدیران اقتصادی در کشور چیست و میزان تحقق وعده‌ها و نتایج عملکرد گذشته چه جایگاهی در این فرآیند دارد؟

اختلاف بر سر افراد یا مسئله‌ای فراتر از آن؟

مخاطب «دسترنج ۲۴» در یادداشت خود، ضمن اشاره به سابقه آشنایی و همکاری با همتی در بیمه مرکزی، انتقادهایی را نسبت به دیدگاه و عملکرد اقتصادی او مطرح کرده است.

البته این بخش از یادداشت، دیدگاه شخصی نویسنده است و الزاماً به معنای تأیید آن از سوی «دسترنج ۲۴» نیست.

آنچه از منظر تحلیلی اهمیت بیشتری دارد، فراتر رفتن بحث از یک شخص و توجه به سازوکار سیاست‌گذاری اقتصادی است؛ اینکه آیا سیاست‌های اقتصادی کشور بر مبنای تحلیل‌های منسجم، داده‌های قابل اتکا و ارزیابی مستمر نتایج اجرا می‌شوند یا اینکه تغییر مدیران بدون تغییر در رویکردها، صرفاً جابه‌جایی افراد در یک ساختار ثابت است.

بازار ارز؛ مهم‌ترین آزمون سیاست‌گذار

یکی از محورهای اصلی یادداشت ارسالی، وضعیت بازار ارز و کاهش ارزش پول ملی است.

نویسنده با اشاره به روند افزایش نرخ دلار در بازار آزاد طی دهه‌های گذشته، عملکرد سیاست‌گذاران پولی و اقتصادی را به چالش کشیده و افزایش نرخ ارز را یکی از مهم‌ترین نشانه‌های ناکامی سیاست‌های اقتصادی دانسته است.

البته بررسی دقیق روند نرخ ارز نیازمند توجه به مجموعه‌ای از عوامل، از جمله تورم انباشته، رشد نقدینگی، تحریم‌ها، درآمدهای ارزی، کسری بودجه، سیاست‌های تجاری و انتظارات تورمی است و نمی‌توان افزایش نرخ ارز را صرفاً به عملکرد یک مدیر یا یک دوره مدیریتی نسبت داد.

با این حال، پرسش اساسی مخاطب «دسترنج ۲۴» همچنان قابل طرح است: اگر حفظ ارزش پول ملی یکی از اهداف اصلی سیاست‌گذاری اقتصادی است، عملکرد سیاست‌گذار را باید با چه شاخصی سنجید؟

از استیضاح تا تقدیر؛ معیار ارزیابی مدیران چیست؟

شاید چالش‌برانگیزترین بخش یادداشت ارسالی، اشاره به تقدیر از رئیس کل بانک مرکزی در هفته دولت باشد.

نویسنده با کنار هم قرار دادن سابقه استیضاح همتی در زمان تصدی وزارت امور اقتصادی و دارایی و تقدیر از او در مسئولیت بعدی، این پرسش را مطرح کرده است که میان «نتیجه عملکرد» و «ارزیابی رسمی مدیران» چه نسبتی وجود دارد؟

این پرسش می‌تواند موضوع بحث گسترده‌تری درباره نظام ارزیابی مدیران در کشور باشد. آیا مدیر اقتصادی باید براساس میزان تحقق اهداف از پیش تعیین‌شده ارزیابی شود؟ آیا شاخص‌هایی مانند نرخ تورم، قدرت خرید مردم، ثبات بازار ارز، رشد سرمایه‌گذاری و اشتغال باید در ارزیابی عملکرد او لحاظ شود؟ و اگر شاخص‌های اقتصادی در جهت مطلوب حرکت نکرده باشند، مسئولیت و پاسخگویی مدیران چگونه تعریف می‌شود؟

«خدایا به کجا شکایت بریم؟»

یادداشت این مخاطب در نهایت با یک جمله احساسی به پایان می‌رسد: «خدایا به کجا شکایت بریم؟»

اما پشت این جمله، یک مطالبه مشخص‌تر وجود دارد؛ مطالبه‌ای برای پاسخگویی درباره نتایج سیاست‌های اقتصادی.

دیدگاه خود را بنویسید